تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
10 / 11 و اگر زود رسانيدى خداى تعالى به مردمان سختى را مانند آنكه زود مىطلبند نعمت را ( يعنى نعمت مىدهد ) به انجام رسانيده شدى در حق ايشان اجل ايشان پس مىگذاريم آنان را كه اميد ملاقات ما ندارند در بيراهى خويش سرگردان شده ( 11 ) 10 / 12 و چون برسد بآدمى رنج دعا كند بجناب ما ( خفته ) بر پهلوى خود يا نشسته يا ايستاده پس آنگاه كه برداشتيم از وى رنج ويرا برود گويا كه نخوانده بود ما را بدفع كردن رنجى كه رسيدش همچنين آراسته كرده شد از حد گذرندگان را آنچه مىكردند ( 12 ) 10 / 13 و هر آئينه هلاك كرده‌ايم قرنها را پيش از شما چون ستم كردند و آمدند به ايشان پيغامبران ايشان با نشانهاى روشن و هرگز مستعد آن نبودند كه ايمان آرند همچنين جزا مىدهيم گروه گناهكاران را ( 13 )
شرح
وَ لَوْ يُعَجِّلُ اللَّهُو اگر تعجيل كند خداىلِلنَّاسِ الشَّرَّبراى مردمان به اجابت دعاى بداسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِچنانچه شتافتن ايشانست بسرعت اجابت دعاى خيرلَقُضِيَ إِلَيْهِمْهرآئينه رانده شود بسوى ايشانأَجَلُهُمْاجل ايشان و هلاك شوند يعنى اگر ما دعاهاى بد ايشان را به زودى اجابت كنيم چنانچه دعاهاى خير ايشان را مستجاب مىگردانيم ايشان زود هلاك شوند حضرت رسالت‌پناه ص فرمود كه خدايا فرا مىگيرم نزديك تو عهدى كه مرا در ان خلافى نخواهى فرمود به درستى كه من بشرم پس هر مؤمنى كه او را برنجانم يا دشنام دهم يا لعنت كنم يا بزنم آن را درباره او دعاى خير گردان و سبب پاكى او ساز از گناهان و وسيله قربى كه روز قيامت بدان تقرب كند به حضرت تو بعضى مفسران برانند كه كفّار بنزول عذاب استعجال مىنمودند اين آيت آمد كه ما در عذابى كه ايشان مىطلبند تعجيل نمىكنيمفَنَذَرُ الَّذِينَپس مىگذاريم آنان را كهلا يَرْجُونَاميد نمىدارندلِقاءَناديدار ما را يعنى بحشر نمىگروند و رجا بمعنى خوف نيز مىآيد پس يا نمىترسند از مادر روز بعث و نشورفِي طُغْيانِهِمْدر بيراهى ايشان يعنى بطريق استدراج مهلت مىدهيم ايشان را تا در ضلالتيَعْمَهُونَسرگردان مىروندوَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّو چون برسد بآدمى سختى و رنجى مراد مطلق كافرست يا وليد مغيره يا عتبة بن ربيعه و بر هر تقدير چون ضررى بوى رسددَعانابخواند ما را باخلاصلِجَنْبِهِوقتى كه تكيه كرده باشد بر پهلوى خود يعنى صاحب فراش بود از ان رنجأَوْ قاعِداًيا نشستهأَوْ قائِماًيا ايستاده و فائده ترديد تعميم دعا باشد در جمله احوال يا براى اصناف آلام و مضارفَلَمَّا كَشَفْناپس چون برداريم و ببريمعَنْهُازوضُرَّهُرنج و مضرت او را به جهت اخلاص او در دعامَرَّبرود بر همان راهى كه بوده از كفر يا بگذرد از موقف دعا و ديگر بدان رجوع نكندكَأَنْ لَمْ يَدْعُناگويا كه او نخوانده است ما راإِلى ضُرٍّ مَسَّهُبدفع كردن رنجى كه به دو رسيده بودكَذلِكَ زُيِّنَهمچنين آراسته شده استلِلْمُسْرِفِينَمر اسراف‌كنندگان را كه از حد تجاوز نموده‌اندما كانُواآنچه هستند كه از استغراق در ملاهى و اعراض از قبول اوامر و نواهىيَعْمَلُونَعمل مىكنندوَ لَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَبه درستى كه ما هلاك كرديم اهل قرن‌ها رامِنْ قَبْلِكُمْپيش از شما اى اهل مكهلَمَّا ظَلَمُواآن هنگام كه ستم كردند بتكذيب پيغمبرانوَ جاءَتْهُمْو حال آنكه آمده بودند بديشانرُسُلُهُمْرسولان ايشانبِالْبَيِّناتِبه حجتهاى روشن يا معجزهاى ظاهروَ ما كانُوا لِيُؤْمِنُواو نبودند ايشان كه ايمان آرند اگر هلاك نه‌شدندى و زنده ماندندى به جهت فساد استعداد و دريافتن خذلان الهى مر ايشان راكَذلِكَهمچنين كه ايشان را جزا داديم با هلاك ايشان به جهت تكذيب رسلنَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَجزا خواهيم داد گروه مشركان را از اهل مكه كه تكذيب پيغمبر ما مىكنند .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 444 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )