10 / 6
هر آئينه در آمد و رفت شب و روز و در آنچه آفريده است خداى تعالى در آسمانها و زمين نشانهاست گروهى را كه پرهيزگارى مىكنند ( 6 )
10 / 7
هر آئينه آنان كه اميد ندارند ملاقات ما را و خوشنود شدهاند به زندگانى دنيا و آرام گرفتهاند به آن و آنان كه ايشان از نشانهاى ما بىخبراند ( 7 )
10 / 8
اين جماعه جاى ايشان آتش است بسبب آنچه عمل مىكردند ( 8 )
10 / 9
هر آئينه آنان كه ايمان آوردهاند و كردند كارهاى شايسته راه نمايد ايشان را پروردگار ايشان بسبب ايمان ايشان ( يعنى بمقام نجات ) مىرود زير ايشان جوئيها در بوستانهاى نعمت ( 9 )
10 / 10
دعاى ايشان در آنجا سبحانك اللهم باشد ( يعنى پاكى تراست بار خدايا ) و دعاى خير ايشان با يكديگر سلام بود و نهايت دعائى ايشان اينست كه حمد خداى راست پروردگار عالمها ( 10 )
شرح
إِنَّ فِي اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِبه درستى كه در آمد و شد شب و روز پس از يكديگر يا در مخالفت ايشان بنور و ظلمتوَ ما خَلَقَ اللَّهُو در آنچه آفريده است خداىفِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِدر آسمانها و زمينها از انواع بودنىهالَآياتٍهرآئينه نشانيهاست بر وجود صانع و وحدت او و كمال علم و نفاذ قدرت اولِقَوْمٍ يَتَّقُونَمر گروهى را كه بترسند از عواقب احوال و خواتم امور يعنى از حال مآل و معاد برانديشند و از رسوائى حشر ترسان گردند چه آن انديشه و خوف باعث بود مر ايشان را بر تفكّر و تدبّرإِنَّ الَّذِينَبه درستى آنان كهلا يَرْجُونَاميد ندارندلِقاءَناديدار ما را يعنى منكراند آخرت را كه محل لقاستوَ رَضُواو خوشنود شدندبِالْحَياةِ الدُّنْيابه زندگانى دنيا و پسنديدند آن راوَ اطْمَأَنُّوا بِهاو آرام گرفتند بدان يعنى همت خود را به لذت محسوسه و زخارف فانيه مقصور گردانيدند و از نعيم جنانى و لذتهاى جاودانى غافل شدند يا آنكه در دنيا ساكن گشتند بر وجهى كه گويا هرگز ايشان را ازينجا رحلت نخواهد بود و ندانستند كه لحظهبهلحظه دست اجل طبل رحيل فروخواهدكوفت رباعىآن كيست كه دل نهاد و فارغ به نشست * پنداشت كه مهلتى و تاخيرى هستگو خيمه مزن كه ميخ مىبايد كند * گو رخت منه كه بار مىبايد بستوَ الَّذِينَ هُمْو آنان كه ايشانعَنْ آياتِنااز آيات كتاب ما يا از دلائل صنع ماغافِلُونَناآگاهان و بىخبرانندأُولئِكَآن گروه كه ياد كرده شدمَأْواهُمُ النَّارُجاى بودن ايشان دوزخستبِما كانُوا يَكْسِبُونَبهآنچه بودند كه كسب مىكردند از معاصى يعنى كفر و شرك و نفاقإِنَّ الَّذِينَ آمَنُوابه درستى كه آنان كه ايمان آوردندوَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِو بكردند كارهاى شايستهيَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْراه نمايند ايشان را پروردگار ايشان در آخرتبِإِيمانِهِمْبنور ايمان ايشان به راه بهشت يا بسبب ايمان ايشان را راه نمايد بسلوك سبيلى كه مؤدى بادراك حقايق باشدتَجْرِيمىرودمِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُاز زير مساكن ايشان جويهاى آبفِي جَنَّاتِ النَّعِيمِدر بوستانهاى بانعمتدَعْواهُمْخواندن بهشتيان مر خداى رافِيهادر بهشت وقتى كه آنچه آرزوى ايشان باشد طلبند آنست كه گويندسُبْحانَكَ اللَّهُمَّبه پاكى ياد مىكنيم ترا بار خدايا و اين ذكر به جهت تلذذ بود نه براى عبادت و چون اين كلمه گويند آنچه مشتهاى ايشان بود نزد ايشان حاضر گرددوَ تَحِيَّتُهُمْو درود ايشان بر يكديگرفِيهادر بهشت يا درود حق يا تحيت ملائكه بر ايشانسَلامٌسلام بودوَ آخِرُ دَعْواهُمْو آخر دعاى ايشانأَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِآن باشد كه گويند حمد مر خداى رارَبِّ الْعالَمِينَكه پروردگار عالميانست و گفتهاند چون مؤمنان به بهشت درآيند انوار عظمت و كبريائى حضرت عزّت مشاهده كنند زبان بنعت انوار جلال و تسبيح ملك متعال بكشانيد و ملائكه يا حق سبحانه بر ايشان سلام كرده بانواع كرامات و علو مقامات مبشر گرداند و وظائف حمد و ثناى الهى بجاى آورده ختم كلام بصفات اكرام فرمايند و هرآئينه لذت تسبيح و تحميد ايشان را از جميع لذتهاى بهشت خوشتر آيد قطعهذوق نامش عاشق مشتاق * از بهشت جاودانى خوشتر استگرچه در فردوس نعمتها بسيست * وصل او از هر چه دانى خوشترستدر عين المعانى آورده كه يكى از پروگيان حرم محترم سيّد ص عالم بند اسيرى را سبك گردانيد و آن اسير بگريخت حضرت رسالتپناه ص خبر يافته بر تخفيفكننده نفرين فرمود حق سبحانه آيت فرستاد كه .