بر عرش تدبير مىكند كارها نيست هيچ شفاعتكننده مگر بعد دستورى وى اين است خدا پروردگار شما پس بپرستيد او را آيا پند نمىگيريد ( 3 )
10 / 4
بسوى اوست رجوع شما همه يك جا وعده كرده است خدا وعده درست هر آئينه وى اول بار كند آفرينش را باز ديگر بار كندش تا جزا دهد آنان را كه ايمان آوردهاند و كردهاند كارهاى شايسته بانصاف و آنان كه كافر شدند ايشانراست آشاميدنى از آبگرم و عقوبت درددهنده بسبب آنكه كافر بودند ( 4 )
10 / 5
او آنست كه ساخت آفتاب را درخشنده و ماه را روشن و معين كرد براى ماه منزلها تا بدانيد شمار سالها و تا بدانيد حساب را نيافريده است خداى اين را مگر به تدبير درست بيان مىكند نشانها براى گروهى كه ميدانند ( 5 )
شرح
عَلَى الْعَرْشِبر عرش كه اعظم مخلوقات استيُدَبِّرُ الْأَمْرَمىسازد امر كائنات را بر مقتضاى حكمت يا تقدير مىكند بودنيها بر وجهى كه مىخواهدما مِنْ شَفِيعٍنيست هيچ شفاعتكننده روز قيامتإِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِمگر پس از دستورى دادن خدا مر او را در شفاعت اين كلام رد شفاعت الهه است و اثبات شفاعت مأذونذلِكُمُ اللَّهُآن خداوندى كه موصوفست بصفات خلق و تدبير و استيلارَبَّكُمُپروردگار شماست نه غير او چه غير او را درين صفتها شركت نيستفَاعْبُدُوهُپس او را به يگانگى پرستيدأَ فَلا تَذَكَّرُونَآيا پند نمىگيريد يا تفكّر نمىكنيد كه مستحق عبادت اوست نه معبودان شماإِلَيْهِبسوى اوستمَرْجِعُكُمْ جَمِيعاًبازگشت شما همه بموت و نشور نه به غير او پس آماده باشيد جواب و سؤال او راوَعْدَ اللَّهِوعده داد شما را خداى وعدهدادنىحَقًّاراست و درستإِنَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَبه درستى كه خداى تعالى كه اوّل بيافريد خلق راثُمَّ يُعِيدُهُپس بعد از مردن زنده گرداند وى را و مقصود از ابدا و اعاده ثواب و عقاب است چنانچه فرموده استلِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُواتا جزا دهد آنان را كه گرويدهاندوَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِو عملهاى پسنديده كردهاندبِالْقِسْطِبعدل خود يا مكافات كند ايشان را بعدل ايشان يعنى به رعايت عدل كه در امور فرموده باشند يا ايمان ايشان چه ايمان عدل قويست و در برابر آن شرك ظلم عظيم و اين وجه براى مقابله اوجه است چه ارداف مىكند اين كلام را بقولهوَ الَّذِينَ كَفَرُواو آنان كه كافر شدندلَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمِيمٍمر ايشان راست آشاميدنى از آب گرم دوزخ كه چون بخورند احشا و امعاى ايشان پاره پاره گرددوَ عَذابٌ أَلِيمٌو ديگر ايشان را بود عذابى دردناك كه تخفيف نيابدبِما كانُوابسبب آنكه بودند به خداى و رسوليَكْفُرُونَكافر مىشدندهُوَ الَّذِياوست آن خداوند كه بقدرت كاملهجَعَلَ الشَّمْسَگردانيد آفتاب راضِياءًخداوند روشنىوَ الْقَمَرَ نُوراًو ماه را خداوند نور علما برآنند كه اگر روشنى بالذات باشد ضياست و اگر بالعرض باشد نورست ، و در انوار آمده است حق سبحانه درين آيت تنبيه فرموده بهآنكه آفتاب بذات خود نيرست و قمر نيّر بعرض مىشود و آن به مقدار مقابله اوست با شمس چنانچه در علم هيئت مبين شدهوَ قَدَّرَهُو تقدير كرد هر يك را از شمس و قمرمَنازِلَمنزلها به قدر ميسر ايشان و اشهر آنست كه تقدير كرد براى قمر منزلها بست و هشتگانه كه معين و مشهورست و قمر قريب به شبانهروزى قطع منزلى مىكندلِتَعْلَمُواتا بدانيد شماعَدَدَ السِّنِينَشمار سالها و چون سال مشتمل بر ماهها باشند ذكر ماه نكردوَ الْحِسابَو تا بدانيد شمار اوقات از ماهها و روزها در معاملات و مهمات خودما خَلَقَ اللَّهُ ذلِكَنيافريد خداى آنچه مذكور شدإِلَّا بِالْحَقِّمگر به راستى نه ببازى و گويند با معنى لام است يعنى براى بيان حقيُفَصِّلُ الْآياتِروشن مىكنيم و حفص يفصل مىخواند يعنى خداى بيان مىكند دلايل قدرت خود رالِقَوْمٍ يَعْلَمُونَبراى گروهى كه مىدانند يعنى در آن انديشه مىكنند و از ان نفع مىگيرند .