تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١

[ سوره يونس ]

بنام خداى بخشايندهء مهربان 10 / 1 اين آيتهاى كتاب با حكمتست ( 1 ) 10 / 2 آيا شد مردمان را عجبى كه وحى فرستاديم بسوى مردى از ايشان كه بيم كن مردمان را و بشارت ده مسلمانان را به آنكه ايشان را هست پايهء درست نزد پروردگار ايشان گفتند كافران هر آئينه اين شخص جادوگر آشكار است ( 2 ) 10 / 3 هر آئينه پروردگار شما خدائيست كه آفريد آسمانها و زمين را در شش روز باز مستقر شد
شرح

سورة يونس

مكّيّة و هى مائة و تسع آياتبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - الرحروف مقطعه بقول ابن زيد رح سوره‌اند و علم الهدى قدس سره فرموده كه حق تعالى نام نهد سوره را بهر چه خواهد و گفته‌اند الرا بمعنى انا اللّه الرحمن و در بحر الحقائق آورده كه هر حرفى اشارتيست از حق به حبيب وى مىگويد سوگند مىخورم به آلاى من بر تو در ازل و بلطف من با تو در وجود و به رأفت من مر ترا در ابد جواب قسم چيستتِلْكَاين سورهآياتُ الْكِتابِ الْحَكِيمِآيتهاى قرآن مشتمل بر حكمت است يا محكم كه در وى تناقض و اختلاف نيست يا آنكه رقم نسخ بر وى كشيده نشود يا كسى بر تغيير وى قادر نبود ابن عباس رض فرمود كه چون اساس نبوت محمدى تاكيد يافت و حضرت عزّت جل شانه ، او را به رسالت اختصاص داد صناديد قريش اظهار انكار نموده گفتند عجب است كه حق تعالى به عالميان از آدميان رسول فرستد و از جمله ايشان يتيم ابو طالب را اختيار كند حق سبحانه فرمودأَ كانَ لِلنَّاسِآيا هست مر مردمان راعَجَباًشگفتنىأَنْ أَوْحَيْناآنكه ما وحى كرديمإِلى رَجُلٍ مِنْهُمْبسوى مردى از جنس ايشان و از قبيله ايشان و مضمون وحى ما چيستأَنْ أَنْذِرِ النَّاسَآنكه بيم كن مردمان را از عقوبات الهى تعميم كرد انذار را چه هيچ‌كس خالى از صفتى نباشد كه او را از ان بايد ترسيد الا ما شاء اللّه و تخصيص كرد بشارت را باهل ايمان چه كفار را صفتى كه سبب بشارت باشد نيست پس فرمودوَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُواو مژده ده آنان را كه گرويده‌اندأَنَّ لَهُمْبه‌آنكه ايشان را استقَدَمَ صِدْقٍپيش رو نيكعِنْدَ رَبِّهِمْنزد خداوند ايشان يعنى ايمان و طاعت و گفته‌اند مراد از قدم صدق سابقه ازليست كه حق سبحانه و تعالى وعده راست داده در نجات مؤمنان دمياطى گويد كه مقام صدق آنست كه درو زوال و ملال نيست يا ايمان صادق يا رضوان اللّه يا دعاى ملائكه درباره ايشان يا عملهاى خير كه از پيش فرستند يا سلف صدق كه بركت ايشان بخلف مىرسد يا ولد صالح كه پيش از ايشان در گذشته يا تقديم حق سبحانه اين امت را به طاعت چنانچه فحواى نحن الآخرون السابقون از ان خبر مىدهد يا شفيع صدق كه حضرت رسالت‌پناه است در عين المعانى فرموده كه حضرت پيغمبر ص را از قدم صدق پرسيدند فرمود كه هى شفاعتى توسلون بى الى ربكم و مقررست كه گناهكاران تباه روزگار را هيچ وسيلتى براى آمرزش برابر شفاعت آن حضرت نيست شعرگفتى كنم شفاعت عاصى عذرخواه * دل بر اميد آن كرم افتاد در گناهقالَ الْكافِرُونَگفتند ناگرويدگان بعد از آمدن پيغمبر بر ايشان و نمودن خوارق عاداتإِنَّ هذابه درستى كه اين مردلَساحِرٌ مُبِينٌجادوى است آشكاراإِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُبه درستى كه پروردگار شما اللّه استالَّذِيآن خداوندى كه بقدرت بىعجز و حكمت بىقصورخَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَبيافريد آسمانها و زمينها كه بزرگترين اجسام اين عالم‌اندفِي سِتَّةِ أَيَّامٍدر مقدار شش روز از ايام دنياثُمَّ اسْتَوىپس مستولى شده .