تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
9 / 126 آيا نمىبينند كه ايشان عقوبت كرده مىشوند در هر سال يك‌بار يا دو بار باز توبه نمىكنند و نه ايشان پند مىگيرند ( 126 ) 9 / 127 و چون فرودآورده شود سورتى نظر كند بعض ايشان به بعضى از جهت شرمندگى آيا مىبيند هيچ‌كس شما را پس بازگردند ( يعنى به خانه‌هاى خود ) بازگردانيده است خدا دل ايشان را بسبب آنكه ايشان گروهى هستند كه نمىدانند ( 127 ) 9 / 128 اى مسلمانان آمده است بشما پيغامبرى از قبيله شما دشوارست بر وى رنج شما حريصست بر هدايت شما به مسلمانان بخشاينده مهربان هست ( 128 ) 9 / 129 پس اگر بازگردند بگو بس‌ست مرا خدا هيچ معبود نيست بجز وى بر وى توكل كردم و او خداوند عرش بزرگ است ( 129 )
شرح
أَ وَ لا يَرَوْنَآيا نمىبينند اين منافقانأَنَّهُمْ يُفْتَنُونَآنكه ايشان مبتلا مىشوند باصناف بليّات از مرض و قحط و غير آن يا نفاق و كذب ايشان ظاهر مىشود بر مسلمانانفِي كُلِّ عامٍدر هر سالىمَرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِيك بار يا دو بارثُمَّ لا يَتُوبُونَپس توبه نمىكنند از نفاقوَ لا هُمْ يَذَّكَّرُونَو نه پند مىگيرندوَ إِذا ما أُنْزِلَتْو چون فرود آيدسُورَةٌسوره از قرآن كه در ان عيب ايشان مذكور بودنَظَرَ بَعْضُهُمْنظر كنند بعضى از ايشانإِلى بَعْضٍبسوى برخى ديگر يعنى به چشم يكديگر را اشارت كنند از روى انكار و سخريه بدان سوره يا از راه خشم و سخط باستماع عيوب خود يا به تغامز عيون ايمائى كنند بفرار از مجلس و با هم گويندهَلْ يَراكُمْ مِنْ أَحَدٍآيا مىبيند يكى از مسلمانان شما را اگر از مجلس بيرون رويد پس اگر كسى بيند اقامت كنند و اگر نه‌بيند برخيزندثُمَّ انْصَرَفُواپس بازگردند از مجلس پيغمبر عليه الصلاة و السلامصَرَفَ اللَّهُبگردانيد خداىقُلُوبَهُمْدلهاى ايشان را از فهم قرآن يا از قبول ايمان و اصح آنست كه از همه نيكوئيهاى اين كلام خبرست و احتمال دعا دارد يعنى رو بگرداند خدا دلهاى ايشان را از خيرهابِأَنَّهُمْبسبب آنكه ايشانقَوْمٌ لا يَفْقَهُونَگروهىاند كه فهم نمىكنند و در نمىيابند حق رالَقَدْ جاءَكُمْهر آئينه به درستى و راستى كه آمد بشما اى آدميانرَسُولٌفرستاده به حكم خداى تعالىمِنْ أَنْفُسِكُمْاز شما يعنى از جنس شما در بشريت تا به‌واسطه جنسيت مخالطت نمائيد و افاده و استفاده وجود گيرد يا آمد بشما اى اعراب رسولى از شما متكلم بلغت شما يا از قبيله شما ابن عباس فرموده كه هيچ قبيله نبود در عرب الا كه حضرت مصطفى رشته قرابت پيوسته بود بدان و در قرأت شاذّه من انفسكم بفتح فا خوانده يعنى فاضل‌ترين و شريف‌ترين شما هم در نسب و هم در حسبعَزِيزٌ عَلَيْهِدشوار و سخت بود بروما عَنِتُّمْآنچه در رنج افتيد بدان و بعضى بر لفظ عزيز وقف كرده و آن را صفت رسول دانند و معنى عليه ما عنتم برين فرود آرند كه بروست آنچه بكنيد از گناه يعنى اعتذار آن بر ويست روز قيامت به شفاعت تدارك آن خواهد نمود و درين معنى گفته‌اند بيتنماند بعصيان كسى در گرو * كه دارد چنين سيد پيش رواگر دفترت از گنه پاك نيست * چو او عذرخواهت بود باك نيستحَرِيصٌ عَلَيْكُمْصفت ديگرش آنست كه حريصست بر اسلام شمابِالْمُؤْمِنِينَبه گرويدگانرَؤُفٌ رَحِيمٌمهربانست و بخشاينده حق سبحانه هيچ پيغمبرى را يك جا به دو اسم از اسماى خود اختصاص نداد مگر پيغمبر ص ما را خود فرمود كه ان اللّه بالناس لرؤف رحيم و درباره او گفت بالمؤمنين رءوف رحيم و يك وجه تفضيل آن حضرت ص بر انبياء ديگر اينستفَإِنْ تَوَلَّوْاپس اگر برگردند منافقان از يارى و هوادارى و تخلف نمايند از فرمانبردارىفَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُپس تو بگو بسنده است مرا خداى كه شر شما را كفايت كند و مرا بر شما غالب سازدلا إِلهَ إِلَّا هُوَهيچ معبودى به حق نيست مگر وىعَلَيْهِ تَوَكَّلْتُبرو توكل كردم و كار خود با وى گذاشتموَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِو اوست خداوند عرش بزرگ مراد ملك عظيم است يا عرش كه قبله دعا و مطاف ملائكه باشد اشارت بكمال قدرت و حفظ حق تعالى است يعنى آن خدائى كه عرش را بدان همه عظمت كه هشت هزار ركن دارد و بروايتى سيصد هزار قاعده و از قاعده تا قاعده سيصد هزارساله راه و همه آن مملو از خافات و صافات بقدرت كامله نگاهدار و قادر است كه مرا نيز از شر منافقان در پناه آرد كه حافظ بندگان و ناصر سرافكندگان اوست بيتازو خواه يارى كه يارى داده اوست * به دو التجا كن كزينان به اوستكسى را كه او آورد در پناه * چه غم دارد از فتنه كينه‌خواهمطالعه لطائف و اشارات اين دو آيت حواله است باوراق جواهر التفسير و اللّه نعم المولى و نعم النصير .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 440 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )