تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
( اعراض كرده ) از ذات رسول خدا اين بسبب آنست كه نمىرسد به ايشان تشنگى و نه رنج و نه گرسنگى در راه خدا و نه سپرند جائى كه بخشم آرد كافران را و بدست نمىآرند از دشمن هيچ دستبردى مگر كه نوشته شود براى ايشان بسبب آن عمل صالح هر آئينه خدا ضايع نمىكند مزد نيكوكاران را ( 120 ) 9 / 121 و خرج نمىكنند هيچ خرج را اندكى و نه بسيارى و طى نمىكنند هيچ ميدانى را مگر كه نوشته شد براى ايشان عمل صالح تا جزا دهد ايشان را خدا در مقابله نيكوترين آنچه مىكردند ( 121 )
شرح
عَنْ نَفْسِهِاز نفس وى يعنى خويشتن‌دارى كنند و خود را بر طرف دارند از كشيدن آن رنجها كه او مىكشد مرويست كه ابو خيثمه انصارى رض در مدينه ماند بوده و بعد از چند روز كه از عزيمت حضرت رسالت‌پناه عليه الصلاة و السلام بگذشت روزى به خانه خود درآمد و آن روز به‌غايت گرم بود و او دو زن داشت زنان وى هر يكى در عريشى نشسته بودند و آن را رفته و آب زده كوزهاى آب سرد مهيا ساخته و طعامهاى نيكو ترتيب نموده و ابو خثيمه بر در عريش بايستاد در زنان نگريست و آن ترتيب ملاحظه نمود و گفت كه روا باشد كه رسول خداى عليه الصلاة و السلام در بيابان بشدّت و حرارت و باد گرم درمانده بود و ابو خثيمه در سايه خنك آب سرد و طعام لذيذ خورد و با زنان خوبروى خوشبوى معاشرت كند به خداى سوگند خورد كه در هيچ عريش درنيايم و ازين آب و طعام نخورم تا زمانى كه بدان حضرت عليه الصلاة و السلام ملحق نشوم پس اندك زاد برداشت و روى به راه آورد و در منزل تبوك بمعسكر همايون ملحق شدذلِكَآن وجوب متابعت و ترك مخالفتبِأَنَّهُمْبسبب آنست كه ايشان چون با رسول باشندلا يُصِيبُهُمْنرسد ايشان راظَمَأٌتشنگىوَ لا نَصَبٌو نه رنجىوَ لا مَخْمَصَةٌو نه گرسنگىفِي سَبِيلِ اللَّهِدر راه خداىوَ لا يَطَؤُنَو نسپرندمَوْطِئاًمكانى از امكنه كفاربسم اسپ يا كف شتر يا به‌پاىخود سپردنى كه آنيَغِيظُ الْكُفَّارَبخشم آرد كافران راوَ لا يَنالُونَو نيابندمِنْ عَدُوٍّ نَيْلًااز دشمنى هيچ يافتنى از قتل و اسر و نهب و كسر و هزيمت و جراحتإِلَّا كُتِبَ لَهُمْمگر نوشته شود براى ايشانبِهِبه آنعَمَلٌ صالِحٌكردارى شايسته يعنى بهر يك ازينها كه بديشان رسد مستحق ثواب شوند ابن عباس رض فرمود كه بهر ترسى كه از دشمن بدل ايشان درآيد هفتاد حسنه در ديوان ايشان مىنويسندإِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُبه درستى كه خداى ضايع نمىگرداند و تباه نمىكندأَجْرَ الْمُحْسِنِينَمزد نيكوكاران را يعنى مجاهدان راوَ لا يُنْفِقُونَو نفقه نه‌كنندنَفَقَةً صَغِيرَةًنفقه اندك و خرد چون علاقه تازيانه يا نعل اسپى يا صاع خرمائى كه بدهند چون ابو عقيل رضوَ لا كَبِيرَةًو نه نفقه بزرگ چنانچه ذى النورين و عبد الرحمن بن عوف رضوَ لا يَقْطَعُونَو قطع نه‌كنند در مسير خودوادِياًهيچ ممر آب و سيل را مراد زمين است يعنى هيچ زمين را قطع نه‌كنندإِلَّا كُتِبَ لَهُمْمگر كه نوشته شود براى ايشان ثواب آن و آن نوشتن براى چيستلِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُتا جزا دهد خداى تعالى ايشان راأَحْسَنَ ما كانُوانيكوترين آن را كه در راه حقيَعْمَلُونَعمل مىكردند و چون احسن را جزا دهند جزاى حسن نيز بدان الحاق كنند به جهت توفير اجر و تكثير آن در ينابيع فرموده كه اگر مثلا غازى را هزار طاعت باشد و يكى از همه نيكوتر بود حق سبحانه آن را ثوابى عظيم دهد و نه صد و نود و نه ديگر را بطفيل آن قبول كند و هر يك را برابر آن ثواب ارزانى دارد تا كرم او به نسبت مجاهدان بر همه كس ظاهر گردد بيتمجاهدان شرف اين‌چنين از ان دارند * كه در غزا كمر جهد بر ميان دارندآورده‌اند كه چون انواع تهديدات در باب متخلفان نازل شد مؤمنان جازم شدند بر آنكه چون نفير جهاد برآيد به تمامى عازم حرب شوند اين آيت آمد .