9 / 102
و ديگران هستند كه اقرار كردند بگناهان خود آميختهاند عمل نيك را با عمل ديگر كه بد است نزديكست كه خدا برحمت متوجه شود بر ايشان هر آئينه خدا آمرزنده مهربانست ( 102 )
9 / 103
بگير از اموال ايشان زكات تا پاك سازى ايشان را و با بركت كنى ايشان را به آن و دعاى خير كن بر ايشان هر آئينه دعاى تو سبب آرام است ايشان را و خدا شنوا داناست ( 103 )
9 / 104
آيا ندانستهاند كه خدا همون توبه قبول مىكند از بندگان خود و مىگيرد صدقات را و آنكه خدا همونست توبه پذيرنده مهربان ( 104 )
9 / 105
و بگو عمل كنيد پس خواهد ديد خدا عمل شما را و رسول او و مؤمنان و گردانيده خواهيد شد بسوى دانندهء پنهان و آشكارا پس خبر دهد شما را به آنچه مىكرديد ( 105 )
شرح
وَ آخَرُونَو قومى ديگر غير منافقان كه نزد پيغمبر صاعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْاعتراف كردند بگناهان خود و مقر شدند بدانخَلَطُوابياميختندعَمَلًا صالِحاًكردار نيك را يعنى غزوها كه باتفاق حضرت رسالتپناه ص از ايشان در وجود آمده بودوَ آخَرَ سَيِّئاًو بعملى ديگر بد كه از تبوك تخلف نمودندعَسَى اللَّهُشايد كه خداىأَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْآنكه توبه ايشان درپذيردإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌبه درستى كه خدا آمرزنده است مر تائبان رارَحِيمٌمهربانست به تفضل بر وى در تاويلات كاشى مذكور است كه اعتراف بذنب از جهت بقاى نور استعداد است و عدم رسوخ ملكه خطيّات و بدان استدلال مىتوان كرد بر آنكه معترف را ديده بصيرت گشاده شده و قباحت گناه مشهود وى گشته چه اگر ظلمت غفلت متراكم گردد و رذائل در طبيعت راسخ شود مجرم هيچ گناه را زشت نداند بلكه بسبب مناسبت آن را نيك بيند و در عذاب خذلان باشد حكيم سنائى قدس سره فرموده مثنوىچون بدى گناه را دانى * كشدت جانب پشيمانىور ندانى گناه را كه بد است * آن نشان شقاوت ابد استالقصه بعد از نزول آيت حضرت رسالتپناه ص فرمود تا ايشان را بگشادند آن آزادشدگان به شكرانه نعمت الهى اموال خود را به حضرت رسالتپناهى آوردند و گفتند يا رسول اللّه ما بسبب اين مالها از دولت خدمت تو بازمانديم اينها را فراگيرد در راه خداى تصدق كن خواجه عالم فرمود كه من باخذ اموال شما مأمور نيستم اين آيت نازل شدخُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْفراگير از مالهاى ايشانصَدَقَةًزكات فريضهتُطَهِّرُهُمْتا پاك گردانى ايشان را از گناهان يا از حب مال كه مؤدى بطغيان و عصيان است يا از نجاسات بخلوَ تُزَكِّيهِمْو زيادت گردانى و نشو و نما دهى حسنات ايشان رابِهابدان صدقهوَ صَلِّ عَلَيْهِمْو دعاگوى بر ايشان و آمرزش طلبإِنَّ صَلاتَكَبه درستى كه دعاى توسَكَنٌ لَهُمْآرامش بود دلهاى ايشان راوَ اللَّهُ سَمِيعٌو خداى شنوا است دعاى تراعَلِيمٌداناست باستحقاق ايشان مر آن راأَ لَمْ يَعْلَمُواآيا نمىدانند اين تائبان يا آنها كه توبه نمىكنند معلوم ندارندأَنَّ اللَّهَآن را كه خداىهُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَاوست كه قبول مىكند توبه راعَنْ عِبادِهِاز بندگان خودوَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِو فرا مىگيرد يعنى قبول مىكند صدقههاى ايشان راوَ أَنَّ اللَّهَو نمىدانند آن را نيز كه خداىهُوَ التَّوَّابُاوست پذيرنده توبهالرَّحِيمُمهربانست بر توبهكنندهوَ قُلِ اعْمَلُواو بگو عمل كنيد اى تائبان يعنى بعد از قبول توبه استقامت ورزيد بدان يا مىگويد اى گروهى كه توبه نمىكنيد بكنيد آنچه مىخواهيد امر تهديد استفَسَيَرَى اللَّهُپس زود باشد كه بيند خداىعَمَلَكُمْكار شما را از خير و شروَ رَسُولُهُو فرستاده اووَ الْمُؤْمِنُونَو گرويدگان نيز بينندوَ سَتُرَدُّونَو زود باشد كه بازگردانيده شويد به مرگإِلى عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِبسوى داناى نهان و آشكارافَيُنَبِّئُكُمْپس بياگاهاند شما رابِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَبهآنچه بوديد كه عمل مىكرديد و آگاهى بمجازات باشد بدان قبل ازين مذكور شد كه متخلفان از اهل اسلام ده تن بودند و قصّه هفت تن گذشت و سه كس ديگر كه كعب بن مالك و هلال بن اميه و مرارة بن ربيع ايشان خود را نهبسته بودند اما پيش حضرت رسالتپناه ص آمده به گناه خود معترف شدند و حضرت حكم فرموده كه كسى با ايشان مجالست و مكالمت نكند در شان ايشان نازل شد كه .