تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
9 / 108 مايست آنجا هرگز هر آئينه مسجدى كه بنياد نهاده شده است بر نيت تقوى از اوّل روز بهتر است كه ايستاده شوى آنجا آنجا مردانند كه دوست مىدارند كه پاك شوند و خدا دوست مىدارد پاك‌باشندگان را ( 108 ) 9 / 109 آيا كسى كه بنياد نهاد عمارت خود را بر ترسكارى از خدا و خوشنودى او ، بهترست يا كسى كه بنياد نهاده است عمارت خود را بر كنارهء زمين رود خورده مستعد افتادن پس در افتاد با صاحب خود در آتش دوزخ و خداى راه نمىنمايد گروه ستمكاران را ( 109 ) 9 / 110 هميشه باشد عمارت ايشان كه بنا كرده‌اند سبب شك در دل ايشان مگر آنكه پاره پاره كرده شود دل ايشان را و خدا دانا درستكارست ( 110 )
شرح
لا تَقُمْنايست براى نمازفِيهِدر آن مسجدأَبَداًهرگزلَمَسْجِدٌهر آئينه مسجدى كهأُسِّسَبنا نهاده شده استعَلَى التَّقْوىبر پرهيزگارىمِنْ أَوَّلِ يَوْمٍاز روز نخستين مراد مسجد پيغمبر ص است و اشهر و اظهر آنست كه مسجد قباست در محله بنى عمرو بن عوف حضرت رسالت‌پناه اوّل كه بحوالى مدينه رسيد بمحله قبا فرود آمده چهارده روز آنجا اقامت فرمود و در ان ايّام اساس مسجد قبا افگند و آن اوّل مسجديست در مدينه كه حضرت رسالت‌پناه ص آنجا نماز گذارده و در تشويق الحرمين از ابن عمر رض نقل مىكند كه حضرت رسالت‌پناه هر روز شنبه سوار يا پياده به مسجد قبا رفتى و در آنجا دو ركعت نماز گذاردى و در روايت آمده كه دو ركعت نماز را در مسجد قبا اجر عمره است حق سبحانه مىفرمايد كه مسجدى كه اساس او بر تقواستأَحَقُّسزاوارترستأَنْ تَقُومَ فِيهِبه‌آنكه قيام كنى درو از براى نمازفِيهِدر آن مسجد مؤسّس بر تقوىرِجالٌمردانند از پاكيزه طينتىيُحِبُّونَدوست مىدارندأَنْ يَتَطَهَّرُواآنكه پاكى ورزند از انجاس و اخباث يعنى پيوسته بر طهارت باشند و گفته‌اند بر جنابت خواب نه‌كنند منقول است كه بعد از نزول اين آيت حضرت رسالت‌پناه ص از اهل مسجد قبا پرسيد كه آن كدام طهرست كه حق سبحانه بدان بر شما ثنا گفت جواب دادند كه آب از پى درمىآوريم احجار ثلثه را يعنى در استنجا و نزد جمعى مراد طهرست از معاصى و خصال مذمومهوَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَو خداى تعالى دوست مىدارد پاكىورزندگان راأَ فَمَنْ أَسَّسَآيا هر كس كه اساس افگندبُنْيانَهُبناى امور دين خود راعَلى تَقْوىبر ترس‌كارىمِنَ اللَّهِاز خداىوَ رِضْوانٍو طلب خوشنودى اوخَيْرٌبهترستأَمْ مَنْ أَسَّسَيا آن‌كس كه اساس نهدبُنْيانَهُبناى امور دين خود راعَلى شَفا جُرُفٍبر كناره رودى كه زيرش بمرور سيل زده شده و ظاهرش بجاى ايستاده باشدهارٍشكافته شده و نزديك بافتادن رسيده و اين چنين زمين سست‌ترين قواعد باشد و چون بر آن بنا كنندفَانْهارَپس آن زمين سست گردد و در افتدبِهِبا بنا يا بانى آنفِي نارِ جَهَنَّمَدر آتش دوزخ و اين مثلست از براى آنها كه بنياد دين خود بر امور باطله نهند و مآل مهم ايشان رجوع باشد به دوزخوَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَو خداى راه نمىنمايد گروه ستمكاران را بر آنچه مقصود ايشانستلا يَزالُهميشه هستبُنْيانُهُمُبناى ايشانالَّذِي بَنَوْاآن بنائى كه بنياد نهاده‌اند آن را بر اغراض فاسدهرِيبَةًسبب شك و نفاقىفِي قُلُوبِهِمْدر دلهاى ايشان زائد بر شك نفاقى كه دارند و گفته‌اند كه مراد تخريب بناى ايشانست كه بعد از رجوع تبوك ايشان استدعا نمودند كه آن حضرت به مسجد ايشان درآيد و نماز گذارد آيت آمد كهلا تَقُمْ فِيهِ أَبَداًحضرت رسالت‌پناه ص فرمود تا مسجد را بكندند و سوختند و حكم شد كه آن مسجد موضع مزبله اهل مدينه باشد بيتپس نبى فرمود كآن را بركنيد * مطرح خاشاك خاكستر كنيدحق سبحانه مىفرمايد كه هميشه باشد خرابى بناى ايشان واسطه تزايد شك و نفاق ايشان يعنى پيوسته در غم و حسرت و نفاق و ريبت خواهند بود بسبب اين تخريب كه چرا ما اين بنا كرديم كه فائده نداشت و ازين حسرت دلهاى ايشان پاره پاره شود چنانچه مىفرمايدإِلَّا أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْمگر آنكه پاره پاره كرده شود دلهاى ايشان به حيثيتى كه قابليت ادراك در ان نماند و گفته‌اند تقطيع قلوب ايشان بقتل وقوع يابد يا به مرگ يا در قبر يا در دوزخ و قول جمعى آنست كه پيوسته به توبه و استغفار و ندامت بر مثل آن اموروَ اللَّهُ عَلِيمٌو خداى دانا است بتاسيس بناى ايشان كه بچه نيت بودهحَكِيمٌحكم‌كننده است به خرابى آن بر وجه حكمت و در تفسير وسيط از محمد بن كعب قرطبى نقل مىكند كه چون در ليلة العقبه هفتاد يا هفتاد و پنج تن از اهل مدينه با حضرت رسالت‌پناه ص بيعت مىكردند عبد اللّه رواحه رض گفت يا رسول اللّه ص شرط كن براى خدا و براى خود آنچه مىخواهى حضرت فرمود شرط مىكنم براى خدا آنكه او را بپرستيد و به دو شريك نياريد و براى خود آنكه مرا نگاه داريد از آنچه نفسها و دلهاى خود را نگاه مىداريد گفتند چون بدين امر قيام نمائيم جزاى ما چيست فرمود جزاى شما بهشت خواهد بود انصار گفتند ربح المبيع لا نقيل و لا نستقيل خريد و فروخت سودمند است ما درين بيع سود كرديم هرگز اقاله نخواهيم نمود حق سبحانه از ان بيع و شراء خبر مىدهد كه .