تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
9 / 106 و ديگران‌اند موقوف داشته شده بر فرمان خدا يا اينست كه عذاب كند ايشان را يا برحمت متوجه شود بر ايشان و خدا دانا درست كارست ( 106 ) 9 / 107 و از ايشان آنانند كه ساخته‌اند مسجدى براى زيان رسانيدن و به جهت كفر و براى تفرقه افگندن ميان مسلمانان و كمينگاه ساختن براى آنكه جنگ كرده با خدا و رسول او پيش ازين و البته سوگند خورند كه نخواسته‌ايم مگر خصلت نيك را و خدا گواهى مىدهد كه ايشان دروغ‌گويانند ( 107 )
شرح
وَ آخَرُونَو ديگران از متخلفانمُرْجَوْنَتاخيركرده‌شدگانند و بازداشتگانلِأَمْرِ اللَّهِبراى فرمان خداى درباره ايشانإِمَّا يُعَذِّبُهُمْيا عذاب كند خداى ايشان را اگر اصرار كنند بدان گناهوَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْو يا توبه دهد ايشان را اگر ندامت ورزند از ان عمل ترديد براى عبادست و گرنه عند اللّه ترديد نيستوَ اللَّهُ عَلِيمٌو خداى داناست بر جاى ايشانحَكِيمٌحكم‌كننده است به ارجاى ايشان آورده‌اند كه دوازده منافقان چون ثعلب بن حاطب و نبتل بن حارث و وديعه بن ثابت و اضراب ايشان به سخن ابو عامر راهب در برابر مسجد قبا مسجدى بنا كردند و ابو عامر راهب از اشراف قبيله بنى خزرج بود و در علم تورات و انجيل مهارتى داشت و پيوسته نعت و صفت سيّد عالم بر اهل مدينه مىخواند چون آن حضرت ص به مدينه هجرت كرد اهل آن خطّه شيفته جمال و كمال وى شده از صحبت ابو عامر برميدند و كسى پرواى او نه‌كرد بيت با وجود لب جان‌بخش تو اى آب حيات * حيفم آيد سخن از چشمه حيوان گفتن ابو عامر را عرق حسد در حركت آمد و بنفى آن حضرت ص مشغول شد و بعد از غزوه بدر از مدينه گريخته بكفار مكه پيوست و در حرب احد حاضر شده اوّل كسى كه تير بر لشكر اسلام انداخت وى بود و حضرت ص او را فاسق لقب نهاده در حرب حنين نيز حاضر شد و از آنجا فرار نموده نزد هرقل كه ملك روم بود برفت و مىخواست كه از روم لشكرى ساز كرده به جنگ مسلمانان آيد نامه نوشت به منافقان كه شما در مقابله مسجد قبا در محله خويش براى من مسجدى بسازيد كه چون به مدينه آيم آنجا به افاده علوم اشتغال نمايم ايشان مسجدى ساختند و حضرت رسالت‌پناه ص چون عازم غزوه تبوك شده اينان به مسجد آمده گفتند يا رسول اللّه ما براى ضعيفان و بيچارگان در وقت سرما و بارندگى مسجدى ساخته‌ايم و التماس مىرود كه در ان مسجد نمازگزارى غرض ايشان آن بود كه به‌واسطه نماز آن حضرت ص مهم خود را استحكام دهند چنانچه در مثنوى معنوى هست مثنوىمسجد و اصحاب مسجد را نواز * تو مهى ما شب دمى با ما بسازتا شود شب از جمالت همچو روز * اى جمالت آفتاب دل‌فروزاى دريغا كان سخن از دل بدى * تا مراد آن نفر حاصل شدىالقصه حضرت رسالت‌پناه ص در جواب ايشان فرمود كه حالا متوجه غزوه‌ايم تا باز آئيم و چون وقت بازگشتن به منزل ذىآوان كه قريب مدينه است كه سيد اهل مسجد همان استدعا نمودند جبرئيل اين آيت فرود آوردوَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداًو آنان كه فراگرفتند و بنا نهادند مسجدىضِراراًبراى ضرر مؤمنان و ستيزه ايشانوَ كُفْراًو براى تقويت كفرى كه اضمار آن مىكنندوَ تَفْرِيقاًو براى تفرقه افگندنبَيْنَ الْمُؤْمِنِينَميان مؤمنان كه در مسجد قبا مجتمع مىباشندوَ إِرْصاداًو براى انتظارلِمَنْ حارَبَ اللَّهَمر آن‌كس را كه حرب كرد با خداى تعالىوَ رَسُولَهُو با رسول اومِنْ قَبْلُپيش از بناى اين مسجد مراد ابو عامر راهب است كه در احد و حنين به جنگ حاضر شدوَ لَيَحْلِفُنَّو هر آئينه سوگند مىخورند كه چون كسى گويد چرا اين مسجد ساختيدإِنْ أَرَدْناكه ما نخواستيم از بناى اين مسجدإِلَّا الْحُسْنىمگر خواستنى نيكو كه نمازست و ذكر و توسعت بر ضعفاوَ اللَّهُ يَشْهَدُو خداى گواهى مىدهدإِنَّهُمْ لَكاذِبُونَكه ايشان دروغ‌گويانند در سوگند خود .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 432 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )