تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
2 / 136 بگوئيد ايمان آورديم به خدا و به آنچه فرودآورده شد بسوى ما و به آنچه فرودآورده شد بسوى ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و ذرّيت يعقوب و به آنچه داده شد موسى و عيسى را و آنچه داده شده‌اند پيغمبران از پروردگار خويش تفريق نمىكنيم در ميان هيچ‌كس از ايشان و ما حق عز و جل را منقاديم ( 136 ) 2 / 137 پس اگر باور دارند آنچه باور داشتيد شما پس راه يافتند و اگر برگشتند پس جزين نيست كه ايشان در مخالفت‌اند پس زود باشد كه كفايت كند خدا بانتظام تو ايشان را و اوست شنوا دانا ( 137 ) 2 / 138 قبول كرديم رنگ خدا را و كيست بهتر از خدا باعتبار رنگ و ما او را پرستندگانيم ( 138 )
شرح
قُولُوابگوئيد اى متابعان ملّت ابراهيم يعنى اعراض كنيد از قول يهود و نصارى و در جواب آنكه شما را به جهودى و ترسائى دعوت مىكنند بگوئيدآمَنَّا بِاللَّهِگرويديم به خداىوَ ما أُنْزِلَ إِلَيْناو آنچه فرود آمده است بما يعنى قرآنوَ ما أُنْزِلَو به‌آنچه فروفرستاده‌شده استإِلى إِبْراهِيمَبسوى ابراهيم كه بست صحيفه بوده استوَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَو به فرزندان او اسماعيل و اسحاق و يعقوب و به نبيرهء او يعقوبوَ الْأَسْباطِو به فرزندان يعقوب اگرچه به اولاد ابراهيم و يعقوب هيچ كتابى فرونيامده اما چون متعبد به احكام صحف بودند گويا كه آن بديشان نيز منزل است چنانچه قرآن نيز منزل است بر ماوَ ما أُوتِيَ مُوسى وَ عِيسىو ايمان داريم به‌آنچه داده شده‌اند موسى و عيسى يعنى نوريت و انجيل و سائر دلائل نبوّتوَ ما أُوتِيَ النَّبِيُّونَو ايمان داريم به آنچه عطا داده شده‌اند پيغمبران از كتب و معجزاتمِنْ رَبِّهِمْاز نزد خداى خودلا نُفَرِّقُهيچ جدائى نه‌مىافگنيمبَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْميان يكى از ايشان بلكه به همه ايمان داريموَ نَحْنُ لَهُو ما مر خداى رامُسْلِمُونَگردن‌نهادگانيمفَإِنْ آمَنُواپس اگر ايمان آوردند يهود و نصارىبِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِبمانند آنچه شما ايمان آورديد بدان يعنى به همه كتب و رسلفَقَدِ اهْتَدَوْاپس هرآئينه راه راست يافتندوَ إِنْ تَوَلَّوْاو اگر برگردند و اعراض نمايندفَإِنَّما هُمْپس جز اين نيست كه ايشانفِي شِقاقٍدر مقام خلاف و عداوت‌اند و اى محمد ص تو از دشمنى ايشان انديشه مكنفَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُپس زود باشد كه خداى كفايت كند و از تو باز دارد شر يهود و نصارى راوَ هُوَ السَّمِيعُو اوست شنوا مقالت موحدان و كافران را باقرار و انكارالْعَلِيمُدانا به اعتقاد هر دو گروه بعد از نزول اين آيات جهودان به كلى از متابعت پيغمبر اعراض كردند و ترسايان نيز طرح مخالفت افگنده با مسلمانان مفاخرت آغاز نهادند كه ما را صبغه هست و شما را صبغه نى و صبغه ايشان آن بود كه مولود خود را بعد از هفت روز در آب معموديه غوطه دادندى به اعتقاد آنكه كه آن آب پاك‌كننده مولود است از غير دين مسيحا و آن را قائم مقام ختان دانستندى و گفتندى صبغناه بالنصرانية حق تعالى فرمود كهصِبْغَةَ اللَّهِبگوئيد اى مسلمانان كه ما متابعيم صبغة اللّه را كه اين دين خداست و گويند مراد ختان است و آن تطهير مسلمانان باشدوَ مَنْ أَحْسَنُو كيست نيكوترمِنَ اللَّهِاز خداىصِبْغَةَاز جهت دين و تلقين و تطهير مؤمنان از ادناس و تلويثوَ نَحْنُ لَهُو ما حق را باتباع صبغة اللّهعابِدُونَپرستشگرانيم گفته‌اند صبغة اللّه رتبه ولايت و درجهء محبّت است هرك را به رنگ دوستى برآوردند از همه عالمش بر سر آوردند و نزد محققان صبغة اللّه رنگ بىرنگى است و تا كسى از رنگ‌آميزى پاك نشود رنگ صبغة اللّه نگيرد خلاصه رسايل درويشان و نقاوه عبارات و اشارات ايشان بيان معنى اين صبغة است و به حقيقت آن ازين رباعى كه صاحب لوائح خلدت ظلال حقائقه بقلم كرم بر الواح افهام مستفيدان مثبت فرموده پى مىتوان برد رباعىپس بىرنگ است يار دلخواه اى دل * قانع نشوى به رنگ ناگاه اى دلاصل همه رنگ‌ها از ان بىرنگى است * من احسن صبغة من اللّه اى دل- يهود و نصاراى از تعريضات قرآنى ديگرباره در ورطه تعصب افتاده گفتند نحن انباء اللّه و احباءه ما را كه شرف دوستى و عزت فرزندى حق ثابت باشد بوى سزاوارتريم از مسلمانان خداى تعالى پيغمبر خود را فرمود كه -