تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
2 / 125 و آنگاه كه ساختيم كعبه را مرجع مردمان و محل امن و بگيريد نمازگاه از جاى قدم ابراهيم و وحى فرستاديم بسوى ابراهيم و اسماعيل كه پاك سازيد خانه مرا براى طواف‌كنندگان و اعتكاف‌كنندگان و ركوع و سجده‌كنندگان ( 125 ) 2 / 126 و آنگاه كه گفت ابراهيم اى پروردگار من بساز اين مكان را شهر با امن و روزى ده ساكنان وى را از ميوه‌ها آن را كه ايمان آورد از ايشان به خدا و روز بازپسين فرمود خدا و كسى كه كافر شود بهره‌مند گردانمش اندكى پس به بيچارگى برانم او را بسوى عذاب آتش و وى بد جائى است ( 126 ) 2 / 127 و آنگاه كه بلند مىكردند ابراهيم و اسماعيل بنيادهاى خانه را گفتند اى پروردگار قبول كن از ما هر آئينه توئى شنوا دانا ( 127 )
شرح
وَ إِذْ جَعَلْنَاو ياد كن آن را كه گردانيديمالْبَيْتَخانه كعبه رامَثابَةًجاى بازگشت يا موضع ثوابلِلنَّاسِمر آدميان را يعنى حاجيان را كه هر سال بوى بازگردند و از آنجا به ثواب بىحساب رسندوَ أَمْناًو گردانيديم آن را موضع ايمنى كه درو كسى را نه‌كشندوَ اتَّخِذُواو فراگيريد اى مؤمنان بعد از آنكه شرف حرم دانستيدمِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَاز مقامى كه منسوب است بابراهيممُصَلًّىنمازگاه و آن موضعى است كه در آن حجرى وضع كرده‌اند و اثر قدمهاى مبارك آن حضرت بروست و حفص و اتخذوا به صيغه ماضى مىخوانند يعنى فرا گرفتند مردمان آن را پيش از شما نمازگاهوَ عَهِدْناو عهد كرديم يعنى فرمان فرستاديمإِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَبسوى ابراهيم و اسماعيلأَنْ طَهِّراآنكه پاك سازيدبَيْتِيَخانه مرا از اوثان و انجاس و خبائث و معاصى و طواف جنب و حائضلِلطَّائِفِينَبراى طواف‌كنندگانوَ الْعاكِفِينَو براى مقيمان و معتكفانوَ الرُّكَّعِ السُّجُودِو براى ركوع‌كنندگان و سجود آرندگان يعنى نمازگزارندگان اهل اشارت برآنند كه پاك داريد خانهء دل را كه حرم دوست است از ادناس تعلقات كونين و گفته‌اند تطهير بيت از ادناس او زار است و تطهير دل از ملاحظه اغيار بيتاگر حريم دل از غير دوست سازى پاك * صفائى وحدت صرف اندرو كنى ادراكوَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُو ياد كن آن را كه گفت ابراهيم يعنى دعا كرد كهرَبِّ اجْعَلْاى پروردگار من بگردانهذااين مكان را كه براى تو در آن خانه ساختمبَلَداً آمِناًشهرى ايمن از قحط و خسف و مسخ يا اهل آن را از جور متغلبان در امان خود داروَ ارْزُقْ أَهْلَهُو روزى ده اهل اين بلده رامِنَ الثَّمَراتِاز ميوه‌ها حق تعالى اين دعا را مستجاب گردانيده حكم فرمود تا جبرئيل يكى از دههاى فلسطين را كه مشتمل بود بر ثمرات بسيار از ان زمين منقطع ساخته به مكه آورد و هفت بار بگرد خانه كعبه طواف داده در زمين تهامه بر سه مرحله از مكه وضع كرد و آن ديهه را به جهت طواف خانه كعبه طائف مىگويند و ميوه اهل مكه از آنجا است پس ابراهيم تخصيص كرد رزق را به مؤمنان و گفتمَنْ آمَنَروزى ده هركه را كه ايمان داردمِنْهُمْاز آنان كه ساكنان اين شهر باشندبِاللَّهِبه خداىوَ الْيَوْمِ الْآخِرِو روز بازپسينقالَگفت خداىوَ مَنْ كَفَرَو هر كه كافر شودفَأُمَتِّعُهُپس او را برخوردارى دهمقَلِيلًابرخوردارى اندك يعنى در دنياثُمَّ أَضْطَرُّهُپس او را به بيچارگى برانمإِلى عَذابِ النَّارِبسوى عذاب دوزخوَ بِئْسَ الْمَصِيرُو بد مرجعى است دوزخوَ إِذْ يَرْفَعُو ياد كن آن را كه برداشتإِبْراهِيمُ الْقَواعِدَابراهيم اصلها و اساسها رامِنَ الْبَيْتِاز خانه كعبهوَ إِسْماعِيلُعطف است بر ابراهيم چه پسر با پدر در رفع قواعد شريك بوده و هريك در طرفى آن خانه كار مىكرده يا به‌نوبت ديوار برمىآورده و اصح آنست كه اسماعيل سنگ جمع مىكرده و بدست ابراهيم مىداده تا به كار مىبرده القصه بعد از اتمام آن خانه پدر و پسر دست تضرع برداشته گفتندرَبَّنااى پروردگار ماتَقَبَّلْ مِنَّاقبول كن از ما اين كار خير راإِنَّكَبه درستى كه توأَنْتَ السَّمِيعُتوئى شنوا مر دعاى ما راالْعَلِيمُتوئى دانا به نيت‌هاى ما
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 38 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )