تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
و زنده ماند كسى كه زنده شده بعد قيام حجّت و هر آئينه خدا شنوا دانا است ( 42 ) 8 / 43 آنگاه كه بنمود خدا ايشان را به تو در خواب تو اندكى و اگر بنمودى به تو ايشان را بسيار البته بزدلى مىكرديد و با يكديگر نزاع مىنموديد در كار و ليكن خدا سلامت داشت يعنى از بزدلى هر آئينه وى دانا است به آنچه در سينها است ( 43 ) 8 / 44 و آنگاه كه بنمود بشما ايشان را چون روبه‌رو شديد در چشم شما اندكى و كم نمود شما را در چشم آنان تا به انجام رساند خدا كارى را كه كردنى بود و بسوى خدا بازگردانيده شوند كارها ( 44 )
شرح
وَ يَحْيى مَنْ حَيَّو بزيد هر كه مىزيدعَنْ بَيِّنَةٍاز حجتى هويدا و مشهور يعنى واقعه روز بدر كه از آيات عظيمه است هر كه مشاهده نموده اگر مىميرد و اگر مىزيد او را حجتى و عذرى نيست يا مراد از من هلك و من حى اهل كفر و اسلام‌اند يعنى صدور كفر و اسلام از اينان بر حجتى واضحه است هر كه كافر گردد بطلان او روشن است و هر كه بر اسلام ثابت ماند حقيت او مقرر و معينوَ إِنَّ اللَّهَو به درستى كه خداىلَسَمِيعٌشنوا است مر اقوال مؤمن و كافر راعَلِيمٌدانا است باحوال ايشان و در ترجمه رشف مذكور است كه گوهر شب‌افروز عقل را همچنان‌كه در حقه سينه دوستان مىسپارند در آستين دشمنان تردامن نيز مىنهند ليهلك من هلك عن بيّنه و يحيى من حى عن بينه يعنى بارقه نور عقل اگر از جانب عنايت و توفيق لامع شود دوستان بدان مهتدى گردند و اگر طرف قهر و خذلان استضاءت پذيرد سبب اختطاف ابصار بصائر دشمنان شود يضل به كثيرا و يهدى به كثيرا نظمخنك آن‌كس كه عقل رهبر اوست * هر دو عالم بطوع چاكر اوستعقل كان رهنماى حيله تست * آن نه عقلست كان عقيله تستنقلست كه حضرت رسالت‌پناه ع در آن شب كه روزش جنگ بدر واقع شده در واقعه ديد لشكر قريش را در غايت قلت و ذلّت و تاويل فرمود كه به‌آنكه دوستان غالب و دشمنان مغلوب خواهند شد مؤمنان بعد از سماع اين رويا و تعبير آن به‌غايت فرحان و مسرور شدند و حق تعالى تذكار آن نعمت مىفرمايد و مىگويد ياد كن اى محمد صإِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُآنكه چون بنمود خداى ايشان رافِي مَنامِكَدر خواب توقَلِيلًااندكى چون اصحاب را خبر دادى دلير شدند و بوعده نصرت مستظهر گشتندوَ لَوْ أَراكَهُمْ كَثِيراًو اگر خداى به تو نمودى ايشان را بسيار و تو خبر دادىلَفَشِلْتُمْهر آئينه بددل مىشديد اى اصحابوَ لَتَنازَعْتُمْو هر آئينه نزاع مىكرديدفِي الْأَمْرِدر كار قتال كه آيا حرب كنيم يا فرار نمائيموَ لكِنَّ اللَّهَو ليكن خداىسَلَّمَبه سلامت داشت شما را از بددلى و تنازع يا از مضرت اعادىإِنَّهُ عَلِيمٌبه درستى كه او دانا استبِذاتِ الصُّدُورِبدانچه در سينها است از جرأت و بيم و جزع و تسليموَ إِذْ يُرِيكُمُوهُمْو آن را ياد كنيد اى صحابه كه بنمود خداى تعالى دشمنان را بشماإِذِ الْتَقَيْتُمْچون ملاقات كرديدفِي أَعْيُنِكُمْدر چشمهاى شماقَلِيلًااندكى تا دل شما قوى شد بر حرب ايشان و حق سبحانه و تعالى لشكر قريش را در ديده‌هاى مسلمانان اندك گردانيد براى تثبيت ايشان و تصديق خواب پيغمبر ص آورده‌اند كه ابن مسعود رضى اللّه عنه در وقت التقاى صفين با كسى كه در پهلوى او بود فرمود كه اعادى هفتاد تن باشند آن عزيز گفت كه به صد تن نزديك باشند و حال آنكه ايشان نهصد و پنجاه عدد بودندوَ يُقَلِّلُكُمْو اندك گردانيد شما را نيزفِي أَعْيُنِهِمْدر چشمهاى دشمنان تا دلير شدند در كارزار شما و از ان حسابى برنداشتند و تهيه اسباب حرب كما ينبغى نكردند نقل است كه ابو جهل گفت با ايشان بسلاح جنگ مكنيد بلكه بگيريد و دست بر سينها بربنديد و چون بحرب مشغول شدند حق تعالى مؤمنان را در نظر مشركان دو برابر ايشان نمود يرونهم مثليهم راى العين بدين سبب دل شكسته و مبهوت شدند و شكست بر ايشان افتاد و اين صورت از غرائب آيات است چه بصر اگرچه بسببى قليل را كثير يا كثير را قليل بيند اما تا اين حد نتواند بود كه قريب به هزار تن را صد تن ببينند و نزديك بسى صد نفر را هزار و نهصد هر آئينه قدرت كامله ربانى بازداشت ابصار بعضى را از ابصار بعضى على ما هو عليه با وجود تساوى در شروط رويتلِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراًتا براند خداى حكمى را كه آنكانَ مَفْعُولًاهست بودنى در علم اووَ إِلَى اللَّهِو بسوى خداىتُرْجَعُ الْأُمُورُبازگردانيده شود كارها .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 386 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )