8 / 45
اى مسلمانان چون روبهرو شويد با گروهى پس ثابت باشيد و ياد كنيد خدا را بسيار بود كه شما رستگار شويد ( 45 )
8 / 46
و فرمانبردارى كنيد خدا و رسول او را و با يكديگر نزاع مكنيد كه درين صورت بزدل شويد و برود دولت شما و شكيبائى ورزيد هر آئينه خدا با شكيبايانست ( 46 )
8 / 47
و مباشيد مانند كسانى كه بيرون آمدند از خانههاى خود از روى سركشى و خودنمائى به مردمان و بازمىدارند از راه خدا و خدا به آنچه مىكنند درگيرنده است ( 47 )
شرح
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوااى گروه مؤمنانإِذا لَقِيتُمْچون به بينيدفِئَةًگروهى را از كفّار كه قصد حرب كنند با شمافَاثْبُتُواپس بايستيد و از مقاتله ايشان روى متابيدوَ اذْكُرُوا اللَّهَو ياد كنيد خداى راكَثِيراًيادكردنى بسيار بدل و زبانلَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَمگر باشد كه شما ظفر يابيد بر اعدا گفتهاند مراد از ذكر تكبير است در وقت شمشير زدن يا دعاى بد بر كفار برين وجه كه اللهم اخذ لهم اللهم اقطع دابرهم درين آيت تنبيه است بر آنكه بايد كه بنده را هيچ شغل از ذكر خداى باز ندارد نظمتو بهر حالى كه باشى در روز و شب * يك نفس غافل مباش از ذكر ربدر خوشى ذكر تو شكر نعمت است * در بلاها التجا با حضرت استوَ أَطِيعُوا اللَّهَو فرمان بريد خداى راوَ رَسُولَهُو فرستاده او را در امر بجهاد و ثبات قدم در معركه قتالوَ لا تَنازَعُواو خلاف مكنيدفَتَفْشَلُواكه از مخالفت بددل شويدوَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْو برود دولت و قوت شما ريح مستعار از دولت است چه دولت در تمشى امور و نفاذ آن مشابه باد است در هبوب و نفوذ او گفتهاند مصرع اذا هبت رياحك فاغتنمها بعضى برانند كه مراد باد حقيقى است چه نصرت نمىباشد الا به بادى كه حق سبحانه از مهبّ فتح فرستد و آن را ريح النصرت مىگويند و در حديث آمده كه نصرت بالصبا و اهلكت عاد بالدبوروَ اصْبِرُواو شكيبائى نمائيد در مقاتلهإِنَّ اللَّهَبه درستى كه خداىمَعَ الصَّابِرِينَبا صابرانست بحفظ و نصرتوَ لا تَكُونُواو مباشيدكَالَّذِينَ خَرَجُوامانند آنان كه بيرون آمدندمِنْ دِيارِهِمْاز سراهاى و منزلهاى خويشبَطَراًاز روى سركشى و فخروَ رِئاءَ النَّاسِو براى نمايش خلق مراد اهل مكهاند كه به حمايت كاروان بيرون آمدند و در راه خبر بديشان رسيد كه كاروان به سلامت از بدر گذشت و مردم عزم رجوع كردند ابو جهل گفت لا بد است از آنكه به بدر رويم و بشرب خمر اشتغال نمائيم تا آوازه ابهت ما در احياى عرب منتشر شود و مردم از شجاعت و شوكت ما حسابى گيرند پس خداى تعالى مؤمنان را مىفرمايد كه شما از ديار خود چون كفار بيرون مىآئيد كه ايشان عجب مىورزند و ريا مىكنندوَ يَصُدُّونَو بازميدارند مردمان راعَنْ سَبِيلِ اللَّهِاز دين خداىوَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَو خداى بهآنچه ايشان مىكنندمُحِيطٌعالم است و بر اينها جزا خواهد داد آوردهاند كه چون قريش از مكه بيرون آمدند و بحوالى منزل بنى كنانه رسيدند به جهت كينه قديمى كه ميان ايشان بود انديشناك شده خواستند كه بازگردند ابليس به صورت سراقه بن مالك كه مهتر كنانه بود برآمده با ايشان ملاقات نمود و گفت شما نيكو حمايت مىكنيد برويد و من ضامنم كه از بنى كنانه ضررى بشما نرسد و من نيز طريق رفاقت مرعى مىدارم پس ابليس با جمعى از شياطين همراه ايشان روى به بدر آوردند و حق سبحانه ازين قصّه خبر مىدهد .