تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
8 / 41 و بدانيد كه آنچه غنيمت يافتيد از كافران از هر جنس پس پنجم حصه‌اش خداى راست و پيغامبر را و خويشاوندان را و يتيمان و درويشان و مسافران را اگر ايمان آورده‌ايد به خدا و به آنچه فروفرستاديم بر بندهء خويش روزى كه جدا شد حق از باطل روز كه بهم آمدند دو گروه و خدا بر همه چيز تواناست ( 41 ) 8 / 42 اگر ايمان آورديد به آنچه فروفرستاديم بر بندهء خود آنگاه كه شما به كناره نزديك بوديد و ايشان به‌كنارهء دور تر و كاروان پائين‌تر از شما يعنى بجانب دريا و اگر با يكديگر وعدهء جنگ مقرر مىكرديد البته خلاف مىنموديد در وعده و ليكن جمع كرد تا به انجام رساند خدا كارى را كه كردنى بود تا هلاك شود كسى كه هلاك شده است بعد قيام حجت
شرح
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْو بدانيد اى مؤمنان آنچه غنيمت گرفتيد از كافران بقهرمِنْ شَيْءٍاز هر چيزى كه اسم شىء بر آن اطلاق توان كردفَأَنَّ لِلَّهِپس به درستى كه مر خدا را استخُمُسَهُپنج يك آنوَ لِلرَّسُولِو مر رسول او راوَ لِذِي الْقُرْبىو مر خويشان رسول را كه بنى هاشم و بنيعبدالمطلب‌اندوَ الْيَتامىو يتيمان مسلمانان را كه فقير باشندوَ الْمَساكِينِو درويشان محتاج را از اهل اسلاموَ ابْنِ السَّبِيلِو مسافر مسلمانان يا قومى كه بر مسلمانان نزول كنند جمهور علما برآنند كه ذكر خداى براى تيمّن و تعظيم است و از مال غنيمت چهار قسم براى مقاتلان و يك بخش ديگر به پنج قسم منقسم شده براى رسول اللّه ص و چهار طائفه مذكوره مقدر است و حالا سهم رسول اللّه بمصالح مسلمانان صرف بايد كرد يا به امام بايد داد يا به اسهام اربعه منضم بايد ساخت و نزد امام اعظم رح بوفات پيغمبر ص سهم ايشان و ذوى القربى ساقط است و تمام را بثلثه باقيه صرف كنند و نزد امام مالك رح تقسيم آن مفوض براى امام است به هرجا كه اهم باشد صرف نمايد ابو العاليه و ربيع رح متفردند بدين قول كه خمس غنيمت را به شش قسم بايد كرد قسمى مر خداى را و قسمى مر پيغمبر ص و چهار قسم طائفه مذكوره را و قسمى كه نامزد حق تعالى است به عمارت خانه كعبه عظمها اللّه و زينت آن صرف بايد نمود و محل مباحث تقسيم غنايم بر محاربان و غير ايشان در كتب فقهيه است و بدانيد اى مقاتلان كه خمس غنايم براى خداى و رسول و طوائف مذكوره است پس بديشان تسليم كنيد و باقسام اربعه باقيه قناعت نمائيدإِنْ كُنْتُمْاگر هستيد شما كه از روى تحقيقآمَنْتُمْ بِاللَّهِايمان آورده‌ايد به خداىوَ ما أَنْزَلْناو به آنچه فروفرستاده‌ايم از آيات يا از ملائكه يا مدد و فتح و نصرتعَلى عَبْدِنابر بنده ما كه محمد ص استيَوْمَ الْفُرْقانِروز بدر كه جدا شدن حق از باطل درو بوديَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِروز كه روبروى آوردند و گروه مسلمانان و كافران و آن روز جمعه هفتدهم رمضان در سنه ثانيه از هجرت بودوَ اللَّهُو خداىعَلى كُلِّ شَيْءٍبر همه چيزهاقَدِيرٌتوانا است لا جرم مردم اندك را بر لشكر بسيار غالب سازدإِذْ أَنْتُمْياد آريد آن را كه بوديد شمابِالْعُدْوَةِ الدُّنْيابه كناره وادى نزديك‌تر به مدينه و آن ريگستانى بود كه پاى به زمين فرومىرفت و آب نداشتيدوَ هُمْو ايشان يعنى دشمنان شما بودندبِالْعُدْوَةِ الْقُصْوىبه كناره وادى دور تر از مدينه و زمين ايشان محكم بود و بر آب قادر بودندوَ الرَّكْبُو سواران كاروان يعنى أبو سفيان و اصحاب او بودندأَسْفَلَ مِنْكُمْزيرتر از مكان شما سه فرسخ چه ايشان در بدر از راه منحرف شده بطريق تفرقه عزيمت ساحل نمودندوَ لَوْ تَواعَدْتُمْو اگر وعده قتال بودى ميان شما و قريشيان كه در عدوه قصوى بودند و شما از بسيارى مردم و كثرت اسلحه ايشان خبر مىيافتيدلَاخْتَلَفْتُمْهر آئينه خلاف مىكرديدفِي الْمِيعادِدر وعده خود از خوف ايشان چه شما اندك بوديد و بىسلاح و ايشان بسيار و متسلحوَ لكِنْو ليكن خدا جمع كرد ميان شما و ميان ايشان بىميعادلِيَقْضِيَ اللَّهُتا حكم كند خداى يا تمام سازدأَمْراًكارى را كه آنكانَ مَفْعُولًابود كائن در علم او و سزاوار بود با آنكه كرده شود و آن نصرت اولياء است و قهر اعداءلِيَهْلِكَبراى آنكه هلاك شودمَنْ هَلَكَهر كه هلاك مىشودعَنْ بَيِّنَةٍاز حجّتى روشن قائم به حق .