8 / 30
و ياد كن نعمت الهى يا محمد ص آنگاه كه بدسگالى مىكردند در حق تو كافران تا حبس كنند ترا يا بكشند ترا يا جلا وطن كنند ترا و ايشان بدسگالى مىكردند و خدا بدسگالى مىكرد يعنى به ايشان و خدا بهترين بدسگالىكنندگانست ( 30 )
8 / 31
و چون خوانده شود برين جماعت آيات ما گويند شنيديم اگر خواهيم بگوئيم مانند اين نيست اين مگر افسانه پيشينيان ( 31 )
8 / 32
و آنگاه كه گفتند بار خدايا اگر هست اين قرآن راست از نزديك تو پس بباران بر ما سنگ را از آسمان يا بيار بر ما عذاب دردناك ( 32 )
8 / 33
و نيست خدا كه عذاب كند ايشان را و تو ميان ايشان باشى و هرگز نيست خدا عذابكنندهء ايشان را و ايشان استغفار مىكنند ( 33 )
شرح
وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَو ياد كن آن را كه مكر كردند به توالَّذِينَ كَفَرُواآنان كه نگرويدهاندلِيُثْبِتُوكَتا حبس كنند تراأَوْ يَقْتُلُوكَيا بكشند ترا به شمشيرهاى مختلفأَوْ يُخْرِجُوكَيا بيرون كنند ترا از مكهوَ يَمْكُرُونَو ايشان بد مىسگالندوَ يَمْكُرُ اللَّهُو جزا مىدهد خداى ايشان را بر مكر ايشانوَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَو خداى بهترين جزا دهندگانست مر مكّاران را جزا آنست كه مكر ايشان را بديشان رد مىكند و ايشان را در چاهى كه براى ديگران كندهاند مىافگند بيت هر كه در راه كسى چاهى كند * خويش را آخر در ان چه افگند آوردهاند كه نضر بن حارث لعن اللّه عليه به تجارت ببلاد فارس آمده بود قصّه رستم و اسفنديار بخريد و معرّب ساخته به مكه برد و گفت اينك افسانه آوردهام شيرينتر از افسانههاى محمد ص كه بر ما مىخواند حق سبحانه از عناد نضر خبر مىدهد كهوَ إِذا تُتْلىو چون خوانده شودعَلَيْهِمْبر نضر و متابعان اوآياتُناآيتهاى كتاب ماقالُواگويندقَدْ سَمِعْنابه درستى كه ما شنيديم اين كلام رالَوْ نَشاءُاگر خواهيم مالَقُلْناهر آئينه بگوئيممِثْلَ هذامانند اين و اين لاف گذاف بود زيرا كه حق سبحانه فرمود عرب را كه فاتوا بمثله و ايشان عاجز شدند پس غرض ازين اظهار عناد و مكابره بود كه مىگفت كه من مثل اين مىگويم و ديگر مىگفتإِنْ هذانيست اينإِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَمگر قصّههائى كه پيشينيان نوشتهاند و من نيز ازين قصص ياد دارم بعد از استماع اين سخن حضرت رسالتپناه ص فرمود كه واى بر تو اين كلام خداى است و منزل من عند اللّه نضر در مقابله اين سخن دعا كرد چنانچه حق سبحانه خبر مىدهدوَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّياد كن آن را كه گفت نضر و متابعان او كه با او متفق بودند كه اى بار خداياإِنْ كانَ هذااگر هست اين قرآنهُوَ الْحَقَّراست و درست و منزلمِنْ عِنْدِكَاز نزد توفَأَمْطِرْ عَلَيْناپس ببار بر ماحِجارَةً مِنَ السَّماءِسنگها از آسمان همچنانكه بر اصحاب فيل بارانيدىأَوِ ائْتِنايا بيار بمابِعَذابٍ أَلِيمٍعذابى مؤلم مهلك غرض ازين دعا اظهار يقينست از ايشان ببطلان قرآنوَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْو نيست خداى كه عذاب كند ايشان را و اگرچه بدعا مىطلبند و استعجال مىكنندوَ أَنْتَ فِيهِمْو حال آنكه تو در ميان ايشانى و سنت الهى بر آن جارى شده كه مستاصل نگرداند قومى را تا پيغمبر ايشان در ميان ايشان باشد خصوصا كه تو رحمت عالميانىوَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْو نيست خداى عذابكننده ايشانوَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَو حال آنكه ايشان استغفار مىكنند يعنى در ميان ايشان مستغفرانند از مؤمنان پس به بركت ايشان بلاى نمىرسد يا بغرض آنكه كافران استغفار كنند و استغفار ايشان ايمانست از مرتضى على رض منقول است كه فرمود كه در زمين دو امان بودهاند يكى رفت و ديگرى باقيست آنكه رفت حضرت پيغمبر ص و آنچه باقى ماند استغفارست اى عزيز استغفار مانع ذنب است از تراكم و ثبات بلكه موجب محو و زوال اوست پس سبب غضب الهى نشود بلكه وسيله عفو و غفران گردد فاستغفرونى اغفر لكم چنانچه در قدسيات واردست كه حق تعالى فرمود كه آمرزش از من طلب كنيد بيامرزم شما را مثنوىگفت حق آمرزش از من مىطلب * كان طلب مر عفو را باشد سبباز پى زهر گناه ار بشنوى * هست استغفار ترياق قوى .