2 / 121
آنان كه داديم ايشان را كتاب يعنى توريت آنان كه مىخوانند آن را حق خواندن آن ايشان باور مىدارند هدايت خدا را و هر كه منكر وى باشد پس ايشانند زيانكار ( 121 )
2 / 122
اى بنى اسرائيل ياد كنيد آن نعمت مرا كه انعام كردهام بر شما و آنكه فضل دادم شما را بر همه عالمها ( 122 )
2 / 123
و حذر كنيد ازان روز كه كفايت نه كند كسى از كسى چيزى را و پذيرفته نه شود از كسى بدل و سود نه دهد او را شفاعت و نه ايشان يارى داده شوند ( 123 )
2 / 124
و ياد كن چون بيازمود ابراهيم را پروردگار او به سخنى چند پس ابراهيم به انجام رسانيد آنها را گفت خدا هر آئينه من مىگردانم ترا پيشواى مردمان گفت ابراهيم و از اولاد من نيز پيشوايان پيدا كن فرمود نرسد وحى من به ظالمان ( 124 )
شرح
الَّذِينَآنان كهآتَيْناهُمُ الْكِتابَعطا كرديم ايشان را كتاب يعنى توريت بقولى كه آيت در شان عبد اللّه رض بن سلام و اصحاب او باشد ، يا انجيل بقولى كه در شان اصحاب سفينه بود از ملازمان نجاشى كه با جعفر رض بن ابى طالب از ديار حبشه به مدينه آمدند يا قرآن بقولى كه آيت در شان مسلمانان فرود آمده باشد و بر هر تقديريَتْلُونَهُمىخوانند آن كتاب را يا متابعت مىكنندحَقَّ تِلاوَتِهِچنانچه حق خواندن يا متابعت كردن استأُولئِكَآن گروهيُؤْمِنُونَ بِهِايمان دارند بكتاب نه آنها كه تحريف كردندوَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِو هر كه كافر گردد بكتاب و احكام آن را تغيّر دهدفَأُولئِكَپس آن گروههُمُ الْخاسِرُونَايشانند زيانزدگانيا بَنِي إِسْرائِيلَاى فرزندان يعقوباذْكُرُواياد كنيدنِعْمَتِيَنعمتهاى مراالَّتِيآن نعمتهائى كهأَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْانعام كردم بر شما و اسلاف شماوَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْو به درستى كه من پدران شما را تفضيل كردمعَلَى الْعالَمِينَبر عالميان زمان ايشان تكرير اين آيت به جهت تقرير و تذكير نعمتهاى الهى استوَ اتَّقُوا يَوْماًو بترسيد از عذاب روز كه از هيبت آنلا تَجْزِي نَفْسٌكفايت نهكند كسىعَنْ نَفْسٍاز كسىشَيْئاًچيزى را از عذابوَ لا يُقْبَلُ مِنْهاو قبول كرده نهشود از هيچ نفسىعَدْلٌفداى او را يعنى به دلى كه بعوض او معذب نهگرددوَ لا تَنْفَعُهاو سودى نهكند هيچ نفسى راشَفاعَةٌخواهش خواهندگان بر تقدير وجود شفيعوَ لا هُمْ يُنْصَرُونَو نباشد كافران كه ممنوع گردند از عذاب يعنى ايشان را كسى يارى نهكند تا از عذاب باز رهاند بيتسودى ندهد يارى هر يار كه هست * تا در نرسد وعدهء هر كار كه هستوَ إِذِ ابْتَلىو ياد كن اى محمد ص وقتى را كه بيازمود يعنى امر كردإِبْراهِيمَ رَبُّهُمر ابراهيم را پروردگار اوبِكَلِماتٍبسخنان اوامر و نواهى يا مناسك حج يا آنچه از فطرت اسلام شمرند و آن فرق است يعنى شكافتن موى سر و دونيم ساختن آن را كه كسى موى دارد و مضمضه و استنشاق و مسواك و چيدن موى لب و گرفتن ناخن و بركندن موى زيربغل و حلق عانه و ختنه و استنجا به آبفَأَتَمَّهُنَّپس ابراهيم با تمام رسانيدن آن را و قيام نمود بدانقالَگفت خداى تعالى كه چون متابعت فرمان كردىإِنِّي جاعِلُكَبه درستى كه من گردانندهء تواملِلنَّاسِبراى مردمانإِماماًپيشواى در دين كه همه نيكان بعد از تو به تو اقتدا كنند و آنكه حق سبحانه پيغمبر ص ما را فرمود كه اتبع ملته ابراهيم حنيفا و امت مرحومه را نيز امر كرد كه ملة ابيكم ابراهيم براى انجاز اين وعده است و چون خداى تعالى ابراهيم را بشرف امامت نوازش فرمودقالَگفت ابراهيم با حق تعالىوَ مِنْ ذُرِّيَّتِيو از فرزندگان و نبيرگان من نيز امامان پيدا كنقالَگفت خداى در جواب اولا يَنالُ عَهْدِينرسد عهد من يعنى رحمت بقول اصح رسالت يا امامت مسلمانانالظَّالِمِينَستمكاران را يعنى كافران را از ذرّيت تو .