تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
پس خدا حكم كند ميان ايشان روز قيامت در آنچه اختلاف مىكنند در آن ( 113 ) 2 / 114 و كيست ستمكارتر ازان كه منع كرد مسجدهاى خدا را از آنكه ياد كرده شود نام خدا در وى و كوشش كرد در ويرانى آنها اين گروه نمىسزد ايشان را كه درآيند در مسجدها مگر هراسان ايشان راست در دنيا خوارى و ايشان راست در آخرت عذاب بزرگ ( 114 ) 2 / 115 و خدا راست مشرق و مغرب هر سو كه رو آريد همان‌جاست روى خدا هر آئينه خدا فراخ نعمت است و داناست ( 115 ) 2 / 116 و گفتند بگرفت خدا فرزندان ، پاكى او راست بلكه او راست آنچه در آسمان‌ها و زمين است هر كسى براى وى فرمان‌بردارند ( 116 )
شرح
فَاللَّهُ يَحْكُمُپس خدا داورى كندبَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِميان ايشان در روز رستخيزفِيما كانُوادر آن چيزى كه هستند ايشانفِيهِ يَخْتَلِفُونَكه در آن اختلاف مىكنند از حق و باطلوَ مَنْ أَظْلَمُو كيست ستمكارترمِمَّنْ مَنَعَاز آن‌كس كه بازداشتمَساجِدَ اللَّهِمسجدهاى خداى راأَنْ يُذْكَرَاز آنكه ياد كرده شودفِيهَا اسْمُهُدر آنجا نام خداى تعالى يعنى نگذاشت كه در مساجد خداى تعالى را ياد كنند و پرستش نمايندوَ سَعىو سعى نمودفِي خَرابِهادر ويرانى آن مساجد و آن بخت‌نصر بابلى بود يا طرطوس رومى كه بيت المقدس را خراب كرد و احبار را بقتل رسانيد يك مسجد را بلفظ جمع ياد كرد به جهت تعظيم يا آنكه هر موضعى ازو مسجدى است يعنى محل سجدهأُولئِكَآن گروه كه در منع ذكر و خرابى مسجد كوشيدندما كانَ لَهُمْنيست مر ايشان را و نه سزدأَنْ يَدْخُلُوهاآن كه درآيند در آن مسجدإِلَّا خائِفِينَمگر ترس‌گاران و اين صورت در زمان دولت اسلام ظهور يافت كه ترسايان را قوّت رفتن در مسجد اقصى نيست از ترس مسلمانانلَهُمْمر ترسايان راستفِي الدُّنْيادرين جهانخِزْيٌرسوائى و خوارى و جزيه دادنوَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِو مر ايشان راست در آن سراىعَذابٌ عَظِيمٌعذابى بزرگوَ لِلَّهِو مر خداى را استالْمَشْرِقُجاى برآمدن آفتابوَ الْمَغْرِبُو جاى فرو رفتن آن ، آورده‌اند كه جمعى از لشكريان حضرت رسالت پناه شبى بسبب ابر و تاريكى در سمت قبله اختلاف كردند و هر كسى تحرى كرده براى خود محرابى ساختند و چون روشن شد خطوط محاريب ايشان از سمت قبله منحرف بود چون به مدينه رسيدند به اعاده و قضاى آن نماز از حضرت رسالت پناه ص اجازت خواستند و اين آيت نازل شد كه بعد از ان كه تحرى كرده‌ايد اعادت نماز حاجت نيست چه كه همه جهات از آن اوست در تحقيقفَأَيْنَما تُوَلُّواپس هر كجا كه روى آريدفَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِپس آنجا وجه خداى است يعنى جهت طاعت اوست و محققان را در تحقيق اين آيت نكته‌ايست كه از آن جمله زبان عالى بيان حضرت حقايق رتبت ولايت منقبت خلدت ظلال هدايته درين ابيات اشارتى بدان مىفرمايد مثنوىاز بنى اينما تولوا خوان * ثم وجه‌اللهش متمم دانيعنى آن سو كه روى قصد آرى * تا حق بندگيش بگذارىوجه حق كان بود حقيقت او * باشد آنجا بسوى او كن ردهيچ جا را نكرد استثنا * پس بود عين حق عيان همه جاعارف حق‌شناس را بايد * كه بهر سوى ديده بگشايدبيند آنجا جمال حق پيدا * نگسلد از جمال حق قطعاإِنَّ اللَّهَبه درستى كه خداىواسِعٌبزرگ مغفرت است و بسيار عطاعَلِيمٌدانا بمصالح احوال مسلمانانوَ قالُواو گفتند بىباكان از يهود و نصارىاتَّخَذَ اللَّهُفراگرفت خداىوَلَداًفرزندى يعنى عزير ع و مسيح عسُبْحانَهُپاكى و بىعيبى او راستبَلْنه چنان است كه ايشان مىگويند بلكهلَهُمر او راستما فِي السَّماواتِآنچه در آسمانها استوَ الْأَرْضِو آنچه در زمين است و چون اهل آسمان و زمين همه مملوك و مربوب وى باشند پس عيسى او عزير ولد او نتوانند بود چه ولد نمىباشد الا از جنس والد و اين المملوك من المالككُلٌّهمه آنچه در زمين و آسمان باشدلَهُ قانِتُونَمر او را فرمان‌بردارانند يعنى مغلوب‌اند در تحت تصرف قدرت .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 35 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )