8 / 6
خصومت مىكردند با تو در سخن راست بعد از آنكه ظاهر شد گويا رانده مىشوند بسوى مرگ و ايشان دران مىنگرند ( 6 )
8 / 7
و ياد كن نعمت الهى را آنگاه كه وعده مىداد خدا بشما يكى از دو گروه كه وى شما را باشد و دوست مىداشتيد كه غير فوج جنگى شما را بود و مىخواست خدا كه ثابت كند دين حق را به فرمانهاى خويش و ببرد بنياد كافران را ( 7 )
8 / 8
مىخواست تا ثابت كند دين حق را و بر طرف كند دين باطل را اگر چه ناخشنود باشند گناهكاران ( 8 )
8 / 9
آنگاه كه فرياد مىكرديد در جناب پروردگار خويش پس قبول كرد دعاى شما را كه من مددكنندهء شماام به هزار كس از فرشتگان از پس خود جماعت ديگر را آورده ( 9 )
8 / 10
و نساخت خداوند اين مدد را مگر براى مژده و تا آرام گيرد به آن دل شما و نيست فتح مگر از نزديك خدا هر آئينه خدا غالب با حكمتست ( 10 )
شرح
يُجادِلُونَكَجدال مىكنند با توفِي الْحَقِّدر اختيار حق كه جهادستبَعْدَ ما تَبَيَّنَبعد از آنكه روشن شده بر ايشان كه جهاد واجبست يا دانستهاند باعلام تو كه بر دشمن ظفر خواهند يافت و با وجود آن مىروندكَأَنَّما يُساقُونَگويا رانده مىشوندإِلَى الْمَوْتِبسوى مرگوَ هُمْ يَنْظُرُونَو گويا كه ايشان مىنگرند باسباب علامات مرگ و آن صورت به جهت قلت عدد و مدد و كمى زاد و استعداد ايشان بوده چه تمام لشكريان سه صد و پنجاه نفر بودند و هفتاد شتر داشتند و دو اسپ و شش زره و هشت شمشيروَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُو ياد كنيد آن را كه وعده داد شما را خداإِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِيكى از دو گروه يا كاروان يا لشكر كافران كهأَنَّها لَكُمْآن طائفه شما راستوَ تَوَدُّونَو شما دوست مىداريدأَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِآنكه غير خداوند شوكت و سلاح يعنى كاروانتَكُونُ لَكُمْباشد شما را چه شنيدهايد كه در كاروان چهل سوار بيش نيست و اين لشكر كفّار نهصد و پنجاه مرداند پس شما آسانتر را مىخواهيدوَ يُرِيدُ اللَّهُو مىخواهد خداأَنْ يُحِقَّ الْحَقَّآنكه ثابت گرداند حق رابِكَلِماتِهِبآياتى كه در باب محاربه ذات الشوكة فرستاده يا به وعدههاى فتح و ظفر كه پيغمبر خود را داده يا بكلمات ازلى كه در قتل و اسر ايشان در لوح محفوظ نوشتهوَ يَقْطَعَو ببرد و بركنددابِرَ الْكافِرِينَبنياد كافران را و مستاصل سازد معاندان رالِيُحِقَّ الْحَقَّتا ظاهر گرداند دين اسلام را بقتل ايشان يا نصرت دهد پيغمبر خود راوَ يُبْطِلَ الْباطِلَو زائل گرداند كفر را يا ضعيف سازد امر مشركان راوَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَو اگرچه نخواهند و كاره باشند آن را كافرانإِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْو ياد كنيد آن را كه فريادرسى مىخواستيد از پروردگار خود و مىگفتيد اغثنا يا غياث المستغيثين رب انصرنا على عدوك و گفتهاند حضرت پيغمبر ص دعا كرد كه خدايا اگر اين گروه مؤمنان را هلاك كنى ديگر كسى نباشد كه ترا پرستدفَاسْتَجابَ لَكُمْپس اجابت كرد خدا مر شما راأَنِّي مُمِدُّكُمْبهآنكه من مددكنندهام شما رابِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِبه هزار تن از فرشتگانمُرْدِفِينَاز پى يكديگر درآيندگان مراد ازين الف آنهااند كه مقدمه لشكر ملائكه بودند يا وجوه و اعيان ايشان و در تفسير ثعلبى از مجاهد رح نقل مىكنند كه بجز اين هزار فرشته در روز بدر قتال نكردند و آن ثلثه و خمسه آلاف كه در سوره آل عمران مذكور شده جهت بشرى بوده و دمياطى رح مىگويد كه الفى بودند بعد از الفى تا پنج هزار شدندوَ ما جَعَلَهُ اللَّهُو نهگردانيد خدا اين امداد راإِلَّا بُشْرىمگر براى مژدگانى مر شما را به نصرتوَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِو تا آرام گيرد به آنقُلُوبُكُمْدلهاى شما و ترس قلت و ذلّت از شما دور شودوَ مَا النَّصْرُو نيست .
نصرت و ظفر يافتنإِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِمگر از نزديك خدا نه از ملائكه و غير ايشانإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌبه درستى كه خدا غالبست و دوستان خود را نصرت مىدهدحَكِيمٌراستكارست دشمنان را مقهور سازد .