تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
7 / 206 هر آئينه كسانى كه نزديك پروردگار تواند گردن‌كشى نمىكنند از عبادت او و به پاكى ياد مىكنند او را و بتخصيص او را سجده مىكنند ( 206 )

[ سوره أنفال ]

بنام خداى بخشاينده مهربان 8 / 1 مىپرسند ترا از غنيمتها بگو غنيمتها خدا و رسول راست پس بترسيد از خدا و بصلاح آريد صحبتى را كه ميان شماست و فرمانبردارى كنيد خدا و رسول او را اگر مسلمان هستيد ( 1 )
شرح
إِنَّ الَّذِينَبه درستى كه آنان كه از ملائكه ملاء اعلى هستندعِنْدَ رَبِّكَنزديك آفريدگار تو يعنى مقربان بارگاه عزّتلا يَسْتَكْبِرُونَگردن نمىكشندعَنْ عِبادَتِهِاز پرستش حقوَ يُسَبِّحُونَهُو تنزيه مىكنند ذات او را از آنچه لائق آن حضرت ص نباشدوَ لَهُ يَسْجُدُونَو مر او را خاص سجده مىكنند تعريض مشركانست و تنبيه مؤمنان و لهذا بعد از تلاوت اين آيت سجده مىبايد كرد و سجده در چهارده موضع است از قرآن و اختلاف در دو موضع يكى در آخر سوره حج بمذهب امام شافعى رح و امام احمد رح سجده هست و بمذهب امام اعظم رح سجده نيست و دوم در سوره ص بمذهب امام اعظم رح هست و بمذهب باقى ائمه نى و نزد امام اعظم رح سجده تلاوت بر خواننده و شنونده در نماز و غير نماز واجبست در حال و اگر فوت شود قضا لازمست و بمذهب ائمه ديگر سنتست و بعد از فوت قضا لازم نيست و حضرت شيخ قدس سره در فتوحات اين را سجده ملائكه گفته و فرموده كه ساجد را بايد كه درين سجود از خصائص ملكى فيضى خاص حاصل گردد تا حقيقت اين سجده را دريافته باشد اينجا نكته اقرب ما يكون العبد من ربه و هو ساجد بر منصه ظهور چهره مىكشايد و رمز فاعنّى على نفسك بكثرة السجود از منظره شهود رو مىنمايد سجده طاعتيست خاص بل افسريست زيبنده بر مفارق اهل اخلاص نظمزينت تو بس كمر بندگى * تاج تو در سجده سرافكندگىشرم تو بادا كه به بالا و پست * سجده طاعت به روش هر چه هستتو كنى از سجده او سركشى * به كه ازين شيوه قدم دركشىو حضرت شيخ الاسلام قدس سره فرمود سرى كه درو سجودى نيست سفجه به ازوست و كفى كه در وجودى نيست كفچه به ازوست و نعم ما قال بيتشرف نفس به جودست و كرامت بسجود * هر كه اين هر دو ندارد عدمش به ز وجود

سورة الانفال

مدنيّة و هى خمس و سبعون آيةبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ يَسْئَلُونَكَمىپرسند ترا اى محمد صعَنِ الْأَنْفالِاز حكم غنيمتهاى كفار كه برين امت حلال است يا نى در وسيط آورده كه اهل بدر در غنائم اختلاف كردند جوانان را مدعى آنكه ما حرب كرده‌ايم غنيمت از آن ماست پيران گفتند ما نيز مددگار و معاون شما بوديم ما را نيز نصيبى بايد يا هر قومى از مهاجر و انصار رض داعيه احراز از غنيمت داشتند بالاخره از جناب نبوت‌مآب ص استفسار نمودند جواب آمدقُلِ الْأَنْفالُبگو اى محمد ص كه حكم غنيمتهالِلَّهِمر خداى راستوَ الرَّسُولِو فرستاده او را كه بامر او قسمت كند بر هر كه خواهدفَاتَّقُوا اللَّهَپس بترسيد از خدا و مخالفت و منازعت منمائيدوَ أَصْلِحُواو بصلاح آريدذاتَ بَيْنِكُمْآنچه ميان شماست بمواساة با يكديگر عبادة بن الصامت رض فرموده كه اين آيت در باب ما و اهل بدر فرود آمده كه در غنيمت اختلاف مىكرديم اختلاف ما از رتبه اعتدال منحرف شده بود حق سبحانه حكم آن را برسول خود تفويض نمود و او ميان مسلمانان قسمت راست فرمود و ما اختلافهاى خود را باصلاح آورديموَ أَطِيعُوا اللَّهَو فرمان بريد خدا راوَ رَسُولَهُو فرستاده او را در آنچه فرمايد در باب غنايم و غير آنإِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَاگر هستيد شما مؤمنان چه ايمان مقتضى طاعت و تقوى است .