تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
از نزديك خويش عطاى نيكو هر آئينه خدا شنوا داناست ( 17 ) 8 / 18 حال اينست و بدانيد كه خدا سست‌كننده است حيله كافران را ( 18 ) 8 / 19 اى كافران اگر طلب فتح مىكرديد پس آمد بشما فتح و اگر بازايستيد پس آن بهترست شما را و اگر بازگرديد يعنى به نافرمانى بازگرديم و دفع نكند از شما جماعت شما هيچ‌چيز را اگر چه بسيار باشد و بدانيد كه خدا با مسلمانان‌ست ( 19 ) 8 / 20 اى مسلمانان فرمانبردارى كنيد خدا و رسول او را و روى مگردانيد از وى و حال آنكه شما مىشنويد ( 20 ) 8 / 21 و مشويد مانند كسانى كه گفتند شنيديم و ايشان نمىشنوند ( 21 ) 8 / 22 هر آئينه بدترين جنبندگان نزديك خدا كرانند گنگانند آنان كه در نمىيابند ( 22 )
شرح
مِنْهُاز نزديك خودبَلاءً حَسَناًعطائى نيكو كه آن نصرتست و غنيمت در حقائق سلمى از امام جعفر صادق رض نقل مىكند كه بلاى حسن آنست كه ايشان را از نفوس ايشان فانى گرداند و بعد از فناى به هويت خودشان باقى سازد امام قشيرى رح گويد بلاى حسن آنست كه مبتلا مشاهده كند مبلى را در عين بلا قطعهچو دانستى كه اين درد تو از كيست * ز رنج خويشتن مىباش خرم گر اوزهرت دهد بهتر ز شكر * ور او زحمت زند خوش‌تر ز مرهمإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌبه درستى كه خدا شنواست استغاثه و دعاى شما شنودعَلِيمٌداناست به نيات شما لا جرم دعا را اجابت فرمودذلِكُمْاينست كار كه ديديدوَ أَنَّ اللَّهَو آن نيز هست كه خداىمُوهِنُسست‌كننده و باطل سازنده استكَيْدِ الْكافِرِينَمكر و حيله كافران را آورده‌اند كه كافران در وقت خروج از مكه باستار حرم متعلق شده گفتند خدايا روى بقوم محمد ص داريم نصرت ده ازين دو لشكر آن را كه راه‌يافته‌ترست و دين او فاضل‌تر و به تو دوست‌تر و در روز جنگ نيز ابو جهل همين دعا كرد اللهم انصر احب الفئتين اليك پس حق سبحانه تعالى خطاب مىكند باهل مكه بر سبيل تهكم و مىفرمايدإِنْ تَسْتَفْتِحُوااگر طلب فتح و نصرت كرديدفَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُپس آمد بشما فتح يعنى فتح آن دين كه به من دوست‌تر هستوَ إِنْ تَنْتَهُواو اگر بازايستيد اى كافران باقى مانده در جنگ بدر از كفر و معادات رسول صفَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْپس آن بهترست مر شما را از قتل اين جهان و عقوبت آن عالموَ إِنْ تَعُودُواو اگر بازگرديد به محاربه مسلماناننَعُدْبازگرديم ما به نصرت ايشانوَ لَنْ تُغْنِيَو دفع نكندعَنْكُمْاز شمافِئَتُكُمْجماعت شماشَيْئاًچيزى را از بلاوَ لَوْ كَثُرَتْو اگرچه بسيار باشد اين جماعتوَ أَنَّ اللَّهَو به درستى كه خدامَعَ الْمُؤْمِنِينَبا مؤمنانست به نصرت و معونتيا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوااى آن كسانى كه ايمان آورده‌ايدأَطِيعُوا اللَّهَفرمان بريد خدا راوَ رَسُولَهُو فرستاده او راوَ لا تَوَلَّوْاو برمگرديد و اعراض مكنيدعَنْهُاز امر طاعت يا از جهاد يا از فرمان خداى يا روى مگردانيد از رسول ص چه مراد از آيه امرست به طاعت پيغمبر و نهى از مخالفت او و ذكر طاعت حق تنبيه‌ست بر آنكه شما مىشنويد طاعت حق تعالى در طاعت رسول ص اوست پس از امر رسول او سر متابيدوَ أَنْتُمْ تَسْمَعُونَو حال آنكه شما مىشنويد كه من مىگويم او پيغمبر منست يا مىشنويد مواعظ قرآن راوَ لا تَكُونُواو مباشيدكَالَّذِينَ قالُوا سَمِعْنامانند آنان كه گفتند شنوديم مثل اهل كتاب يا منافقانوَ هُمْ لا يَسْمَعُونَو حال آنكه ايشان نمىشنوند شنيدنى كه بدان نفع گيرند پس گويا كه نمىشنوند بيتمگو كه مىشنوم هر چه گفته سعدى * چه شد كه مىشنوى چون سخن نمىشنوىإِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّبه درستى كه بدترين جنبندگان بر روى زمينعِنْدَ اللَّهِنزديك خداى يعنى در حكم اوالصُّمُّكرانند از شنودن حقالْبُكْمُگنگانند از گفتن حقالَّذِينَ لا يَعْقِلُونَآنان كه در نمىيابند حق را و بدترين از بهائم به جهت آنند كه از خرد كه سبب تفضيل انسان بر سائر حيوانات است روى برتافته‌اند و بجانب متابعت طبع و نفس شتافته در تبيان آورده كه مراد ازين قوم نفرىاند از بنى عبد الدار كه از ايشان جز دو كس ايمان نياوردند مصعب بن عمير و ابن حرمله رض