7 / 116
گفت موسى شما افگنيد پس آن هنگام كه افگندند بجا دو بستند چشمهاى مردمان را و بترسانيدند ايشان را و آوردند جادوى بزرگ را ( 116 )
7 / 117
و وحى فرستاديم بسوى موسى كه بيفگن عصاى خود را پس ناگهان آن عصا فرومىبرد آنچه به دروغ اظهار مىكردند ( 117 )
7 / 118
پس ثابت شد حق و باطل شد آنچه ايشان مىكردند ( 118 )
7 / 119
پس قوم فرعون مغلوب شدند آنجا و خوار گشتند ( 119 )
7 / 120
و انداخته شدند ساحران سجدهكنان ( 120 )
7 / 121
گفتند ايمان آورديم به پروردگار عالمها ( 121 )
7 / 122
خداى موسى و هارون ( 122 )
7 / 123
گفت فرعون آيا ايمان آورديد بموسى پيش از آنكه دستورى دهم شما را هر آئينه اين تدبيريست كه انديشيدهايد آن را درين شهر تا بيرون كنيد ازين شهر ساكنان آن را پس خواهيد دانست ( 123 )
شرح
قالَگفت موسى ع از روى كرم و تسامح و تخلقى كه انبياء ع را مىباشدأَلْقُواشما بيفگنيدفَلَمَّا أَلْقَوْاپس آن هنگام كه بيفگندند جادوان آنچه ساخته بودندسَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِجادوى كردند بر چشمهاى مردمان يعنى بنمودند بديشان چيزى مخيّل كه حقيقتى نداشتوَ اسْتَرْهَبُوهُمْو بترسانيدند مردمان راوَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظِيمٍو آوردند جادوى بزرگ آوردهاند كه رسنهاى بزرگ را مجوّف ساخته و بافته بودند و بقير مطلى كرده و چوبهاى دراز ميان تهى ساخته و اجواف همه را پرسيماب كرده چون حرارت آفتاب بدانجا رسيد زيبق در حركت آمد و آن رسنها و چوبها به شكل ماران به يكدگر پيچيدن گرفت و در تفسير عين المعانى آورده كه زير زمين را تهى كرده بودند و آتش برافروخته چون حرارت آتش از تحت و گرمى آفتاب از فوق اثر كرد و آن اشكال در حركت آمده چنان نمودند كه همه ميدان پر از مارانندوَ أَوْحَيْناو ما وحى كرديمإِلى مُوسىبسوى موسى عأَنْ أَلْقِ عَصاكَآنكه بيفگن عصاى خود را پس موسى ع عصا بيفگند اژدها شد دهانگشادهفَإِذا هِيَپس ناگاه آن عصا كه اژدها شده بودتَلْقَفُفرومىبردما يَأْفِكُونَآنچه تزوير مىكردند و به دروغ بخلق مىنمودند و آن چهل خروار رسن و چوب بود راوى گويد كه چون چوبها و رسنهاى ايشان را فروبرد روى به نظارگيان آورد و مردم بگريختند و خلق عظيم در ان انبوهى هلاك گشتند پس موسى ع او را بگرفت همان عصا شد و حق سبحانه آن حبال و عصا را معدوم گردانيدفَوَقَعَ الْحَقُّپس ثابت شد و پيدا آمد راستى موسىوَ بَطَلَو زائل شدما كانُوا يَعْمَلُونَآنچه بودند كه عمل مىكردند از سحر و جادوان با يكديگر گفتند كه اگر اين سحر بودى بايستى كه جادوهاى ما را باطل نكردىفَغُلِبُواپس مغلوب شدند جادوانهُنالِكَآنجا كه موسى ع غالب شد يا فرعون و قوم او مغلوب و منكوب شدندوَ انْقَلَبُواو بازگشتند از ان موضعصاغِرِينَخوارشدگان و نااميدان و بىمرادانوَ أُلْقِيَ السَّحَرَةُو افگنده شدند جادوان بر رويهاى خودساجِدِينَسجدهكنندگان مر خداى را كهقالُوا آمَنَّاگفتند ايمان آورديم مابِرَبِّ الْعالَمِينَبه پروردگار عالميان فرعون گفت بدين پروردگار مرا مىخواهيد ايشان گفتند تو كى باشى رب العالمينرَبِّ مُوسى وَ هارُونَپروردگار موسى ع و هارون عليها السلام استقالَ فِرْعَوْنُگفت فرعون با جادوانآمَنْتُمْ بِهِآيا ايمان آورديد بموسى ع و تصديق نموديد او راقَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْپيش از آنكه دستورى دهم شما را در انإِنَّ هذابه درستى كه اين عمللَمَكْرٌتدبير خفى است كه شمامَكَرْتُمُوهُساختهايد آن رافِي الْمَدِينَةِدر شهر مصر پيش از بيرون آمدن به وعدهگاه يعنى شما با موسى ع موافقت كردهايد و اين حيله ساختهلِتُخْرِجُواتا بيرون كنيدمِنْهاازين شهرأَهْلَهااهل آن را كه قبطيانند و اين ملك شما را و بنى اسرائيل را خالص شودفَسَوْفَ تَعْلَمُونَپس زود باشد كه بدانيد نتيجه اين مقدمه كه ترتيب دادهايد اين تهديدى بود مجمل بهآنكه تفصيل كرد و گفت .