تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
7 / 101 اين ديه‌ها ذكر مىكنيم پيش تو بعض اخبار آن را و هر آئينه آمده بودند باهل آنها پيغامبران ايشان با معجزه‌ها پس هرگز ايمان نياوردند به آنچه تكذيب كرده بودند پيش ازان همچنين مهر مىنهد خدا بر دل كافران ( 101 ) 7 / 102 و نيافتيم در اكثر ايشان وفا بعهد و هر آئينه يافتيم اكثر ايشان را بدكار ( 102 ) 7 / 103 بازفرستاديم بعد ايشان موسى را به نشانهاى خويش بسوى فرعون و قوم او پس كافر شدند به آن نشانها پس بنگر چگونه بود آخر كار مفسدان ( 103 ) 7 / 104 و گفت موسى اى فرعون هر آئينه من پيغمبرم از جانب پروردگار عالمها ( 104 )
شرح
تِلْكَ الْقُرىآن شهرها كه نسبت به امم مذكوره داشت چون احقاف و حجر و مؤتفكات و غير آننَقُصُّ عَلَيْكَخوانديم بر تومِنْ أَنْبائِهابعضى از خبرهاى آنوَ لَقَدْ جاءَتْهُمْو به درستى كه آمدند به اهالى آنرُسُلُهُمْپيغامبران ايشان چون هود و صالح و لوط و شعيب عبِالْبَيِّناتِبه معجزات روشن يا دلائل واضحفَما كانُوا لِيُؤْمِنُواپس نبودند كه ايمان آورند بعد از آمدن رسلبِما كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُبه‌آنچه تكذيب مىكردند قبل از آمدن يعنى مستمر بودند بر تكذيب و صلاحيّت قبول ايمان نداشتند بسبب رسوخ در كفر و بودن مهر بر دلهاى ايشانكَذلِكَمانند آن مهرها سخت كه بر دلهاى كفّار گذاشته بودهيَطْبَعُ اللَّهُمهر مىنهد خداعَلى قُلُوبِ الْكافِرِينَبر دلهاى ناگرويدگان مر او از آنها كفار قريش‌اند كه خداى تعالى دانسته كه ايمان نيارندوَ ما وَجَدْناو نيافتيملِأَكْثَرِهِمْمر بيشتر امم مذكوره رامِنْ عَهْدٍاز وفاى عهدى كه در روز كه ميثاق بسته بودند يا عهد كه در زمان خوف و مضرت مىكردند كه اگر نجات يابيم ايمان آريموَ إِنْ وَجَدْناو به درستى كه يافتيم ماأَكْثَرَهُمْبيشتر ايشان رالَفاسِقِينَشكنندگان عهد و پيمانثُمَّ بَعَثْناپس برانگيختيم و فرستاديممِنْ بَعْدِهِمْبعد ازين پيغمبران مذكورمُوسىموسى بن عمران رابِآياتِنابمعجزاتى كه او را عطا كرده بوديمإِلى فِرْعَوْنَبسوى فرعون كه نام او قابوس بود يا وليد بن مصعب بن ريان و فرعون لقب ملوك مصر بوده چون قيصر و كسرى و خاقان و تبّع كه القاب سلاطين فارس و روم و چين و يمن استوَ مَلَائِهِو بسوى اكابر قوم اوفَظَلَمُوا بِهاپس ستم كردند يعنى كافر شدند فرعون و قوم او به آن آيات و وضع كردند كفر را در مكان ايمان چه حق آن آيتها از غايت وضوح آن بود كه بدان بگروندفَانْظُرْپس بنگر بديده بصيرت كه بعد از انكار حقكَيْفَ كانَچگونه بودعاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَآخر كار تباه‌كاران كه غرق شدند حضرت موسى ع چون از مصر فرار نموده در مدين بصحبت شعيب ع رسيد و دختر او صفورا را به عقد نكاح درآورده باز عزم مراجعت بمصر فرمود و در اثناى طريق بوادى ايمن رسيده خلعت پيغمبرى يافت و به معجزه عصا يد بيضا اختصاص يافت چنانچه تفاصيل اين قصص در اثناى سور آينده مذكورست حق سبحانه حكم فرمود كه بمصر رود و فرعون را به خدا دعوت كند و از طغيان و سركشى و دعوى ربوبيت منع فرمايد موسى ع بيامد و بعد از مدتى كه ملاقات فرعون دست داد آغاز دعوت كردوَ قالَ مُوسىو گفت موسى عيا فِرْعَوْنُاى فرعونإِنِّي رَسُولٌبه درستى كه من فرستاده‌اممِنْ رَبِّ الْعالَمِينَاز نزد پروردگار عالميان بسوى تو و قوم تو .