تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
7 / 105 سزاوارم به آنكه نگويم بر خدا مگر سخن راست آورده‌ام بشما نشانه از جانب پروردگار شما پس بفرست با من بنى اسرائيل را ( 105 ) 7 / 106 گفت آورده‌اى معجزه پس حاضر كن آن را اگر هستى از راست‌گويان ( 106 ) 7 / 107 پس انداخت عصاى خود را پس ناگهان آن عصا اژدهاى ظاهر شده ( 107 ) 7 / 108 و بيرون آورد دست خود را پس ناگهان آن دست نورانى شد براى بينندگان ( 108 ) 7 / 109 گفتند اشراف از قوم فرعون با يكديگر هر آئينه اين شخص ساحر داناست ( 109 )
شرح
حَقِيقٌسزاوارم به رسالت يا به‌آنكه تصديق من كنى و مستقر و راسخمعَلى أَنْ لا أَقُولَبر آنكه نه‌گويمعَلَى اللَّهِبر خداإِلَّا الْحَقَّمگر سخن راستقَدْ جِئْتُكُمْبه درستى كه آمده‌ام بشمابِبَيِّنَةٍبحجتى روشنمِنْ رَبِّكُمْاز پروردگار شما يا آورده‌ام معجزه پيدا و هويدا كه بر صحت رسالت من گواه استفَأَرْسِلْپس بفرستمَعِيَبا منبَنِي إِسْرائِيلَفرزندان يعقوب را و دست از استخدام ايشان كوتاه كن تا بارض مقدسه كه موطن آباء ايشان بوده بازگردند آورده‌اند كه فرعون بنى اسرائيل را به بندگى مىگرفت و سبب آن بود كه چون يعقوب ع با اولاد و احفاد خود بمصر آمده همان‌جا قرار گرفتند و نسل ايشان بسيار شده و يعقوب ع و يوسف ع با برادران درگذشتند و ملك ريان كه فرعون زمان يوسف ع بوده بمرد پسرش مصعب بنى اسرائيل را حرمت مىداشت و متعرض ايشان نمىشد چون او بمرد وليد كه فرعون زمان موسى ع بود بر تخت سلطنت نشست و زبان به لاف انا ربكم الاعلى بركشاد و بنى اسرائيل دعوى او را قبول نه‌كردند او گفت پدران شما بندگان درم خريده كسان ما بوده‌اند شما بنده‌زادگان مائيد پس ايشان را به بندگى گرفت تا وقتى كه موسى ع مبعوث شده و گفت اى فرعون دست از بنى اسرائيل بدار تا به اوطان آباى خويش بروندقالَگفت فرعونإِنْ كُنْتَاگر هستى تو كه در دعوى خودجِئْتَ بِآيَةٍآورده معجزه و حجتىفَأْتِ بِهاپس بيار آن راإِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَاگر هستى از راست‌گويان بنما معجزه خود رافَأَلْقى عَصاهُپس بيفگند موسى ع عصا را از دست خودفَإِذا هِيَپس ناگاه آن عصا بعد از القاءثُعْبانٌ مُبِينٌاژدهاى شد ظاهر الامر كه هيچ‌كس را شك نمانده در ان كه آن اژدها نيست در روايت آمده كه آن عصا اژدها شد دهن گشاده ، ما بين لحيين او هشتاد ذراع بود و فك اسفل به زمين نهاد و فك اعلى بر كنگره قصر فرعون و روى بجانب تخت او آورده ملازمان بارگاه به هزيمت رفتند و فرعون نيز بگريخت و در ازدحام خلايق بهنگام فرار بست و پنج هزار آدمى هلاك شدند و فرعون نعره زد كه اى موسى ع سوگند مىدهم ترا بدان خدائى كه فرستاده اوئى كه عصاى خود را بگير كه من به تو ايمان مىآرم و بنى اسرائيل را به تو مىگذارم موسى قفاى ثعبان را گرفت همان عصا شد فرعون آمده باز بر سرير خود نشست و گفت هيچ معجزه ديگر دارى موسى ع گفت آرى پس دست راست به گريبان به زير بغل چپ درآوردهوَ نَزَعَ يَدَهُو بيرون كشيد دست خود رافَإِذا هِيَپس ناگاه بود دست اوبَيْضاءُسفيدى كه بياض او در غايت سفيدى بود و كمال نورانيتلِلنَّاظِرِينَمر نگرندگان و نظاره‌كنندگان را آورده‌اند كه موسى ع مردى گندم‌گون بوده چون دست در گريبان كشيدى و بيرون آوردى نورانيت آن به مثابه بودى كه شعاعش بر نور آفتاب غلبه كردى در مدارك آورده كه موسى ع دست راست خود بفرعون نمود و بعد از ان در گريبان كرد و بيرون آورد بيضا نورانى كه ميان آسمان و زمين را روشن ساخت و باز به گريبان برد و بيرون آورد به همان حالت اول شد القصه فرعون بعد از مشاهده اين دو معجزه اشراف قوم را طلبيد در باب موسى ع به ايشان مشاورت كردقالَ الْمَلَأُگفتند بزرگانمِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَاز گروه فرعونإِنَّ هذابه درستى كه اين موسى علَساحِرٌهر آئينه جادوگرى استعَلِيمٌدانا بفن سحر و ماهر دران كه چوب را اژدها مىسازد و دست گندم‌گون را يد بيضا بيرون مىآرد .