7 / 54
هر آئينه پروردگار شما آن خدا است كه آفريد آسمانها و زمين را در شش روز باز مستقر شد بر عرش مىپوشاند شب را بروز مىطلبد شب روز را بشتاب و آفريد آفتاب و ماه و ستارگان را رام شده بفرمان خدا آگاه شو او راست آفريدن و فرمانروائى به غايت بزرگست خدا پروردگار عالمها ( 54 )
7 / 55
بپرستيد پروردگار خود را زارى كنان و پوشيده از مردمان هر آئينه او دوست نمىدارد از حد گذرندگان را ( 55 )
7 / 56
و فساد مكنيد در زمين بعد اصلاح آن و بپرستيد او را بترس و اميد هر آئينه بخشايش خدا نزديكست از نيكوكاران ( 56 )
شرح
إِنَّ رَبَّكُمُبه درستى كه پروردگار شما على التحقيقاللَّهُخداوندى است جامع جميع صفات كمالالَّذِي خَلَقَ السَّماواتِاو است آنكس كه بيافريد آسمانهاوَ الْأَرْضَو زمين رافِي سِتَّةِ أَيَّامٍدر مقدار شش شبان روز از روزهاى دنيا چه قبل از خلق آسمان و زمين روزى كه عبارت از مدتيست معين از زمان طلوع شمس تا زمان غروب او نبوده در تبيان گويد كه در شش روز از ايام آخرت كه هر روز هزار سال دنيا است و ان يوما عند ربك كالف سنة مما تعدون و قول اوّل اصح و اشهر است و در آفرينش اشيا بتدريج با وجود قدرت بر ايجاد آن به كلمه كن دليلى است بر اختيار قادر مختار و اشارتى است به رعايت تانّى در امور و ترك عجلت و اضطراب و نكته العجلة من الشيطان و التأنى من الرحمن مؤيد اين سخن است و فى المثنوى المعنوى مثنوىمگر شيطان است تعجيل و شتاب * خوى رحمن است صبر و احتساببا تانى گشت موجود از خدا * تا به شش روز اين زمين و چرخهاورنه قادر بود كز كن فيكون * صد زمين و چرخ آوردى بروناين تانى از پى تعليم تست * صبر كن در كار دير آيد درستثُمَّ اسْتَوىپس قصد كردعَلَى الْعَرْشِبر آفريدن عرش يا مستولى شد امر او بدان يا مستولى گشت بر آن و تخصص عرش به استيلاى حق برو به جهت آن باشد كه عرش اعظم مخلوقات است و حقيقت آنست كه استواء بر عرش صفتى است مر خداى را بلا كيف و بلا وصف و اين از جمله متشابهات قرآن است ما به دو ايمان داريم و تاويل آن به حق بازمىگذاريميُغْشِي اللَّيْلَدر مىكشد خداى شب تاريك راالنَّهارَدر روز روشن يعنى پوشيده مىگرداند روشنى روز را به تاريكى شب و عكس اين را نگفت اكتفاء باحد الضدينيَطْلُبُهُمىجويد شب روز را يعنى از پى او درمىآيدحَثِيثاًشتابكننده و روز نيز بسرعت طالب شب استوَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَو بيافريد آفتاب و ماه راوَ النُّجُومَو ستارگان رامُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِرامشدگان بفرمان اوأَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُبدانيد كه خداى راست آفريدن بدائع مخلوقات و فرمان نافذ يا مر او راست هرچه آفريده شد و تصرف در آنها داشتتَبارَكَ اللَّهُبزرگ است خداى بوحدانيت در الوهيت و فردانيت در ربوبيترَبُّ الْعالَمِينَآفريدگار همه عالميان استادْعُوا رَبَّكُمْبخوانيد پروردگار خود راتَضَرُّعاًبه زارىوَ خُفْيَةًو پوشيدگى يعنى هم به ظاهر و هم به باطن او را بشناسيد و او را پرستيد تضرع نشانه احتياج انسان است و نهان داشتن دليل از اخلاص و محتاج مخلص را روى نااميدى نيست مصرعه نوميد نيم كه نااميدى كفر استإِنَّهُبه درستى كه خداىلا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَدوست نمىدارد از حد درگذرندگان را يعنى آنها كه دعاى بد كنند در حق نامستحق يا در دعا فرياد كنند تا بر يا آميخته شود يا چيزى طلبند از خداى كه لائق آن نباشد چون رتبه انبيا و صعود بر مدارج سماوَ لا تُفْسِدُواو فساد مكنيدفِي الْأَرْضِدر زمين بكفر يا ظلمبَعْدَ إِصْلاحِهابعد از اصلاح آن بايمان يا بعدلوَ ادْعُوهُو بخوانيد خداى راخَوْفاًاز بيم عقاب اووَ طَمَعاًو به اميد ثواب اوإِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِبه درستى كه رحمت خداىقَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَنزديك است به نيكوكاران و ايشان يا محسن العملاند چون عابدان يا محسن الامل چون عاصيان كه اميد همه به رحمت بىغايت و فضل بىنهايت او است در مناجات شيخ الاسلام است كه خدايا اگر وفاداران به تو اميد دارند جفاكاران نيز به غير از تو پناهى ندارند بيتمن اگر جفاست كارم به تو بس اميدوارم * بجز از تو كس ندارم كه تو منبع وفائى .