تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
7 / 66 گفتند اشراف كفار از قوم او هر آئينه ما بينيم ترا در بىخردى و هر آئينه ما مىپنداريم ترا از دروغ‌گويان ( 66 ) 7 / 67 گفت اى قوم من نيست با من هيچ بىخردى و ليكن من پيغامبرم از جانب پروردگار عالمها ( 67 ) 7 / 68 مىرسانم بشما پيغامهائى پروردگار خود و من براى شما نيكخواه با امانتم ( 68 ) 7 / 69 آيا تعجب كرديد از آنكه آمد بشما پندى از جانب پروردگار شما فرودآورده بر مردى از شما تا بيم كند شما را و ياد كنيد نعمت الهى آن‌وقت كه گردانيد شما را جانشين بعد از قوم نوح و افزود براى شما در خلقت قوّت را پس ياد كنيد نعمتهاى خدا را تا شما رستگار شويد ( 69 ) 7 / 70 گفتند آيا آمدهء پيش ما تا عبادت كنيم خدا را تنها و بگذاريم آنچه مىپرستيدند پدران ما پس بيار پيش ما آنچه وعيد مىكنى اگر هستى از راست‌گويان ( 70 )
شرح
قالَ الْمَلَأُگفتند گروهى از بزرگان و پيشوايانالَّذِينَ كَفَرُواآنان كه كافر بودندمِنْ قَوْمِهِاز گروه او چه بعضى از اشراف قوم او مسلمان بودند چون مرثد بن عاد و متابعان و اما كافران گفتند اى هودإِنَّا لَنَراكَبه درستى كه ما ترا مىبينيم متمكّنفِي سَفاهَةٍدر بىخردى كه دين قديم را مىگذارى و دين محدث مىآرىوَ إِنَّا لَنَظُنُّكَو به تحقيق ما گمان مىبريم ترامِنَ الْكاذِبِينَاز دروغ‌گويان در آنچه مىگوئىقالَ يا قَوْمِگفت هود عليه السلام كه اى گروه منلَيْسَ بِي سَفاهَةٌنيست مرا خفت عقل و حماقتوَ لكِنِّي رَسُولٌو ليكن من فرستاده‌اممِنْ رَبِّ الْعالَمِينَاز پروردگار عالميانأُبَلِّغُكُمْمىرسانم بشمارِسالاتِ رَبِّيپيغامهاى آفريدگار خود راوَ أَنَا لَكُمْو من مر شما راناصِحٌ أَمِينٌنصيحت‌كننده‌ام راست‌گوئى و بىخيانتأَ وَ عَجِبْتُمْآيا عجب مىآيد شما راأَنْ جاءَكُمْآنكه بيايد به شماذِكْرٌپندى يا بيانىمِنْ رَبِّكُمْاز پروردگار شماعَلى رَجُلٍبر زبان مردىمِنْكُمْاز جنس شما يعنى هم نسب شما كه او را دانيد و او شما را داند و سبب فرود آمدن ذكر برو آنكهلِيُنْذِرَكُمْتا بيم كند از عقوبت الهىوَ اذْكُرُواو ياد كنيد نعمت خدا راإِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَچون گردانيد شما را پس‌نشينان و ساكنان زمين احقاف از حضرموت تا عمانمِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍاز پس هلاك قوم نوح عوَ زادَكُمْ فِي الْخَلْقِو بيفزود شما را در آفرينشبَصْطَةًقوتى يا زيادت داد شما را بر آفريدگان غلبه و گفته‌اند مراد از بصطه طول قامت است كه مقدار كوتاه‌ترين قدهاى ايشان شصت گز بوده درازترين صد گزفَاذْكُرُواپس ياد كنيدآلاءَ اللَّهِنعمتهاى خدا رالَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَتا شايد كه شما رستگار شويدقالُواگفتند آن گروه مر هود ع راأَ جِئْتَناآيا آمده بمالِنَعْبُدَ اللَّهَتا بفرمائى ما را كه بپرستيم ما خدا راوَحْدَهُيگانه و يكتاوَ نَذَرَو دست بداريم و پرستش فروگذاريمما كانَ يَعْبُدُ آباؤُناآن چيز را كه بودند كه مىپرستيدند پدران ما از بتان و با هيچ وجه ترك عبادت ايشان نمىكنيم و تو ما را از عذاب مىترسانىفَأْتِنا بِما تَعِدُناپس بيار آنچه ما را بوى وعيد مىكنىإِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَاگر هستى تو از راست‌گويان در نزول عذاب .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 335 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )