تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
7 / 57 و اوست آنكه مىفرستد بادها مژده‌دهنده پيش از رحمت خود تا وقتى كه بر دارد ابر گران را روان كنيم آن را بسوى شهرى مرده پس فرودآريم بواسطه آن ابر آب را پس بيرون آريم به آن آب از جنس هر ميوه همچنين بيرون آريم مردگان را تا شما پند پذيريد ( 57 ) 7 / 58 و شهر پاكيزه بر مىآيد رستنى او بفرمان پروردگار او و زمين ناپاكيزه بر نمىآيد رستنى او مگر ناهموار بدير روينده همچنين گوناگون بيان مىكنيم نشانها را براى قومى كه شكرگزارى مىكنند ( 58 ) 7 / 59 هر آئينه فرستاديم نوح را بسوى قوم او پس گفت اى قوم من عبادت كنيد خدا را نيست شما را هيچ معبود بجز وى هر آئينه من مىترسم بر شما از عقوبت روز بزرگ ( 59 )
شرح
وَ هُوَ الَّذِيو اوست آنكهيُرْسِلُ الرِّياحَمىفرستد بادهاى چهارگانه رابُشْراًمژده‌دهندگانبَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِپيش از آمدن بارانحَتَّى إِذا أَقَلَّتْتا چون بردارند بادهاسَحاباً ثِقالًاابرهاى گران‌بار را گفته‌اند كه باد صبا ابر را از زمين برانگيزد و باد شمال همه را جمع كند و باد جنوب به باريدن قطرات درآرد و باد دبور بعد از باريدن همه را متفرق سازد و بر هر تقدير چون ابر را بردارندسُقْناهُبرانيم ما آن ابر رالِبَلَدٍ مَيِّتٍبراى احياء زمين مردهفَأَنْزَلْناپس فروفرستيمبِهِ الْماءَبدين ابر آب را بر آن زمينفَأَخْرَجْنا بِهِپس بيرون آريم بدان آبمِنْ كُلِّ الثَّمَراتِاز هر نوع ميوه‌هاكَذلِكَهمچنان‌كه زمين مرده را به نبات زنده كرديمنُخْرِجُ الْمَوْتىزنده كنيم و بيرون آريم بدان آب مردگان را از قبرهاى ايشان و احياء ارض كه نمود را احياء اموات است بيان كرديملَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَتا شايد كه شما دريابيد و به قيامت بگرويد و بدين صورت بدان معنى استدلال كنيدوَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُو زمين پاك از سنگ و ريگ كه شايسته و صالح زراعت باشديَخْرُجُ نَباتُهُبيرون مىآيد رستنى اوبِإِذْنِ رَبِّهِبفرمان خداى و مشيت او كه بيرون مىآرد به‌آسانى و خوبىوَ الَّذِي خَبُثَو آن زمين كه ناپاك بود و شوره‌ناكلا يَخْرُجُبيرون نيايد گياه اوإِلَّا نَكِداًمگر اندكى كه در ان هيچ نفعى نباشد اين مثليست كه حق سبحانه و تعالى ايراد فرمود در شان مؤمن و كافر تشبيه كرده است دل مؤمن را به زمين پاكيزه و دل كافر را به زمين شوره‌زار پس هرگاه كه باران مواعظ از سحاب كلام ربّ الارباب بر دل مؤمن بارد انوار طاعات و عبادات بر جوارح او ظاهر گردد و چون كافر استماع سخن حق كند زمين دلش تخم نصيحت قبول نكند و ازو هيچ صفتى كه به كار آيد بظهور نيايد بيتزمين شوره سنبل بر نيارد * درو تخم عمل ضائع مگردانكَذلِكَهمچنان‌كه اين مثل بيان كرديمنُصَرِّفُ الْآياتِمىگردانيم اين آيت‌ها و ضرب امثال در فنون احوال مىكنيملِقَوْمٍ يَشْكُرُونَبراى گروهى كه شكر نعمت فهم و ادراك بجا آرند و درين مثلها تفكر فرموده بهره اعتبار بردارندلَقَدْ أَرْسَلْنابه درستى كه ما فرستاديمنُوحاًنوح بن ملك ابن متوشلخ بن ادريس ع را وقتى كه پنجاه‌ساله بودإِلى قَوْمِهِبسوى قوم او كه اكثر اولاد قابيل بودند و بت مىپرستيدندفَقالَ يا قَوْمِپس گفت نوح ع اى گروه مناعْبُدُوا اللَّهَبپرستيد خداى را بيگانگىما لَكُمْنيست مر شما رامِنْ إِلهٍ غَيْرُهُهيچ معبودى بجز او پس فرمان وى بريد و در عبادت او ديگرى را شريك مسازيدإِنِّي أَخافُبه درستى كه من مىترسمعَلَيْكُمْبر شما اگر ايمان نياريدعَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍعذاب روزى بزرگ را كه يوم الطوفان است يا روز قيامت .