7 / 60
گفتند اشراف از قوم او هر آئينه ما مىبينيم ترا در گمراهى ظاهر ( 60 )
7 / 61
گفت اى قوم من نيست با من هيچ گمراهى و ليكن من پيغامبرم از جانب پروردگار عالمها ( 61 )
7 / 62
مىرسانم بشما پيغامهاى پروردگار خود و نيكوخواهى مىكنم براى شما و مىدانم از حكم خدا آنچه نمىدانيد ( 62 )
7 / 63
آيا تعجب كرديد از آنكه آمد بشما پندى از جانب پروردگار شما فرودآمده بر مردى از شما تا بيم كند شما را و تا پرهيزگارى كنيد و تا مهربانى كرده شود بر شما ( 63 )
7 / 64
پس دروغى داشتند او را پس نجات داديم او را و كسانى را كه با وى بودند در كشتى و غرق ساختيم كسانى را كه دروغ داشته بودند آيات ما را هر آئينه ايشان بودند گروهى نابينا ( 64 )
7 / 65
و فرستاديم بسوى قوم عاد برادر ايشان هود را گفت اى قوم من عبادت كنيد خدا را نيست شما را هيچ معبود غير او آيا پرهيزگارى نمىكنيد ( 65 )
شرح
قالَ الْمَلَأُگفتند بزرگانمِنْ قَوْمِهِاز قوم اوإِنَّا لَنَراكَبه درستى كه ما مىبينيم ترا اى نوحفِي ضَلالٍ مُبِينٍدر گمراهى روشن كه ما را از پرستش چندين خدايان به عبادت يك خداى دلالت مىكنىقالَگفت نوح عليه السلام در جواب ايشانيا قَوْمِاى گروه منلَيْسَ بِي ضَلالَةٌنيست به من هيچ گمراهى و دورى از طريق حق و صوابوَ لكِنِّي رَسُولٌو ليكن من رسولممِنْ رَبِّ الْعالَمِينَاز پروردگار عالميانأُبَلِّغُكُمْمىرسانم بشمارِسالاتِ رَبِّيپيغامهاى پروردگار خويشوَ أَنْصَحُ لَكُمْو نصيحت مىكنم شما را جهت صلاح شماوَ أَعْلَمُو مىدانممِنَ اللَّهِاز وحى خداى كه به من آمدهما لا تَعْلَمُونَآنچه شما نمىدانيد قوم نوح عليه السّلام عذاب قومى كه تكذيب پيغمبر كنند نشنيده بودند و نمىدانستند چون نام پيغام و وحى شنيدند متعجب گشتند نوح ع گفتأَ وَ عَجِبْتُمْآيا شگفت مىداريد و عجب مىنمائيدأَنْ جاءَكُمْاز آنكه بيايد بشماذِكْرٌپيغامى و وحىمِنْ رَبِّكُمْاز پروردگار شماعَلى رَجُلٍبر زبان مردىمِنْكُمْاز جنس شما يعنى آدمى همزبان شمالِيُنْذِرَكُمْتا بيم كند و ترساند شما را از عاقبت كفر و معصيتوَ لِتَتَّقُواو تا بپرهيزيد شما از خشم خداىوَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَو تا شايد كه شما را ببخشند بسبب آن پرهيز كردن از شركفَكَذَّبُوهُپس دروغ داشتند قوم نوح ع او را و نوح ع دعا كرد به هلاكت قوم خود خداى حكم فرمود تا كشتى بساخت و با مؤمنان بكشتى درآمد حق تعالى طوفان فرستاد و همه كافران را هلاك كرد و نوح ع باهل سفينه سالم ماندند چنانچه حق تعالى مىفرمايدفَأَنْجَيْناهُپس نجات داديم نوح عليه السلام را از غرق شدنوَ الَّذِينَ مَعَهُو آنان را نيز كه با وى بودندفِي الْفُلْكِدر كشتى و مجموع ايشان هشتاد تن بودند چهل مرد و چهل زنوَ أَغْرَقْنَاو غرق ساختيم بطوفانالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِناآنان را كه به دروغ داشته بودند دلالت وحدانيت ما يا معجزات نوح ع بر نبوّتإِنَّهُمْ كانُوابه درستى كه قوم نوح ع بودندقَوْماً عَمِينَگروهى كوران كه از نشانهاى وحدانيت نابينا شدند و باقى قصّه نوح عليه السّلام در بعضى آيات و سور خواهد آمد انشاءالله تعالىوَ إِلى عادٍو فرستاديم بسوى عادأَخاهُمْ هُوداًبرادر ايشان در نسب يعنى خويشاوند ايشان هود ع را و عاد كه قبيله باز را به دو باز خوانند چهارم پدر هود اوست و عاد پسر عوض بن ارم بن سام بن نوح است و نزد اهل سير نام هود عابر است و او پسر صالح بن ارفحشد بن سام بن نوح است و برين قول از ابناى عم عاد باشد و قبيله عاد باشد و قبيله عاد مردم بلندبالا و تناور بودند و از ايشان در تمام روى زمين در آن زمان قبيله عظيمتر نبود و مردم بسيار بودند و مال وافر داشتند و عمر خود را در پرستش بتان مىگذرانيدند حق تعالى هود عليه السلام را بر ايشان فرستاد تا به ميان قبيله آمد و ايشان را به حق دعوت كردقالَ يا قَوْمِگفت اى قوم مناعْبُدُوا اللَّهَبپرستيد خداى را و به يگانگى او قايل شويدما لَكُمْ مِنْ إِلهٍنيست شما را معبودىغَيْرُهُبجز وى و بتان مستحق عبادت نيستندأَ فَلا تَتَّقُونَآيا نمىپرهيزيد از عذاب خداى