7 / 45
كه بازميداشتند مردمان را از راه خدا و مىخواستند براى آن كجى و ايشان به آخرت اعتقاد نداشتند ( 45 )
7 / 46
و در ميان بهشت و دوزخ حجابيست و بر اعراف مردمانى باشند كه مىشناسند هر يكى را از اهل موضعين به قيافهء ايشان و ندا كنند اهل اعراف اهل بهشت را كه سلام عليكم هنوز به بهشت نه در آمدند و ايشان طمع آن دارند ( 46 )
7 / 47
و چون گردانيده شود چشم اهل اعراف به طرف اهل دوزخ گويند اى پروردگار ما مكن ما را همراه گروه ستمكاران ( 47 )
شرح
الَّذِينَ يَصُدُّونَآنان كه بازميداشتند مردمان راعَنْ سَبِيلِ اللَّهِاز راه خداوَ يَبْغُونَهاو مىطلبيدند از براى حقعِوَجاًكجى و ناراستى يعنى عيب مىجستند در دين خداوَ هُمْ بِالْآخِرَةِو ايشان بسراى آخرتكافِرُونَناگرويدگان بودندوَ بَيْنَهُماو ميان بهشت و دوزخحِجابٌراه پردهايست با ميان اهل بهشت و دوزخ حاجزى است چون باره شهر كه اهل دوزخ به بهشت نخواهند رفت كما قال فضرب بينهم بسور و آن حجاب را اعراف گويند امام زاهد فرموده كه اعراف تلى باشد از مشك سفيدوَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌو بر اعراف مردمان باشند مشرف بر بهشت و دوزخيَعْرِفُونَبشناسند اين رجالكُلًّاهمه اهل بهشت و دوزخ رابِسِيماهُمْبه علامتهاى ايشان چه بهشتيان سفيد رو و دوزخيان سياه رو باشند و اين موضع را به جهت آن اعراف گويند كه ساكنان آن عارفند باحوال فريقين و اينها انبياء ع باشند يا شهدا يا افاضل مؤمنان يا ملائكه بر صورت رجال و بودن ايشان بر اعراف دليل فضل و كرامت ايشان باشد چه از آنجا منازل خود را در بهشت مىبينند و از ان متلذذ مىگردند و عذاب دوزخ را مشاهده مىكنند و به خلاصى از ان مبتهج و مسرور مىباشند و در تفسير امام ثعلبى رح منقولست از ابن عباس رض كه اعراف موضعى بلند از صراط كه عباس و حمزه و على و جعفر طيار رض بر آنجا باشند و دوستان خدا را بشناسند به تازگى و سفيد روى و دشمنان خدا را دانند به تيركى و سياه روئى و گويند بر اعراف كسانى باشند كه حسنات و سيئات ايشان مساوى باشند يا يكى از ابوين ايشان راضى بود و يكى نه و يا موحدان باشند مقصر در عمل و بدين قول بودن ايشان بر اعراف به جهت نقص ثواب ايشان باشد از استحقاق دخول بهشتوَ نادَوْاو ندا مىكنند اصحاب اعرافأَصْحابَ الْجَنَّةِاهل بهشت را يعنى چون در بهشت نگرند اهل بهشت را بر سبيل تهنيت گويندأَنْ سَلامٌ عَلَيْكُمْو تحيت خداى بر شما باد يا خوشحالى شما كه بدار السلام به سلامت رسيديدلَمْ يَدْخُلُوهاهنوز اهل اعراف در بهشت درنيامده باشندوَ هُمْ يَطْمَعُونَو ايشان طمع مىدارند كه درآيند قولى آنست كه آخرين كسان كه به بهشت درآيند ايشان باشند و در سفر رابع از فتوحات مكيه مذكورست كه ميزان حساب و سيئات اهل اعراف مساوى باشد و ايشان هم در بهشت مىنگرند و هم در دوزخ دخول هيچ كدام را مرجحى نبود پس چون خلق را بسجود خوانند و آن آخرين تكليفيست روز قيامت اهل اعراف سجده كنند و ميزان حسنات ايشان را حج گردد و به بهشت درآيندوَ إِذا صُرِفَتْ أَبْصارُهُمْو هرگاه كه چشمهاى ايشان را بگردانند و در تفسير زاهدى فرموده كه حق سبحانه و تعالى فرشته را فرمايد تا روى ايشان بگرداندتِلْقاءَ أَصْحابِ النَّارِبسوى دوزخيانقالُواايشان پناه گيرند به خدا و گويندرَبَّنااى آفريدگار مالا تَجْعَلْنا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَمدار ما را با گروه ظالمان يعنى ميان ما و ايشان در دوزخ جمع مكن .