7 / 51
آنان كه دين خود گرفتهاند بازى و لهو را و فريب داد ايشان را زندگانى دنيا پس امروز فراموش كنيم ايشان را چنانچه ايشان فراموش كردند ملاقات اين روز خويش را و چنان كه انكار مىكردند بآيات ما ( 51 )
7 / 52
و هر آئينه آورديم براى ايشان كتابى كه مفصل كرديم آن را بدانش براى رهنمائى و بخشايش مؤمنان را ( 52 )
7 / 53
انتظار نمىكنند كفار مگر مصداق اين وعده را روز كه بيايد مصداق آن گويند كسانى كه فراموش كرده بودند آن را پيش ازين هر آئينه آمده بودند پيغامبران پروردگار ما براستى پس آيا هستند براى ما شفيعان تا شفاعت كنند براى ما يا بازگردانيده شويم بسوى دنيا پس عمل كنيم غير آنچه مىكرديم هر آئينه زيان كردند در حق خويشتن و گم شد از ايشان آنچه افترا مىكردند ( 53 )
شرح
الَّذِينَ اتَّخَذُواآنانى كه فراگرفتهانددِينَهُمْدين خود رالَهْواً وَ لَعِباًمشغولى و بازى چه ايشان در عيد خود بحوالى كعبه مىآمدند و دست مىزدند و بازى مىكردندوَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْياو بفريفت مر ايشان را زندگانى دنيا و طول مهلت تا از حق فراموش كردند و ندانستند كه دنيا غدارى است فريبنده و مكارى است بازىدهنده مثنوىدر ديده اعتبار خوابى است * در رهگذر اجل سرابيستمشغول مشو به سرخ و زردش * انديشه مكن ز گرم و سردشسرمايه آفت است زنهار * خود را ز فريب او نگهدارفَالْيَوْمَ نَنْساهُمْپس امروز فروگذاريم ايشان را در آتشكَما نَسُواچنانچه ايشان فروگذاشتند و بر خاطر نهگذرانيدندلِقاءَ يَوْمِهِمْ هذاديدن اين روز راوَ ما كانُواو چنان بودند كه از روى عنادبِآياتِنا يَجْحَدُونَانكار مىكردند علامات ربوبيت را يا آيات كتب ما راوَ لَقَدْ جِئْناهُمْو هر آئينه آورديم ما براى اين گروه كفاربِكِتابٍ فَصَّلْناهُبه كتابى كه بيان كرديم و معانى او مفصل ساختيم هر چه به كار آيد در اوعَلى عِلْمٍو اين بيان بر علم كرديم يعنى عالم بوديم بوجه تفصيلهُدىًو آورديم اين كتاب را راهنمايندهوَ رَحْمَةًو خداوند بخششلِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَبراى گروهى كه مىگروندهَلْ يَنْظُرُونَآيا انتظار مىبرند كافران يعنى نمىبرند و منتظر نيستندإِلَّا تَأْوِيلَهُمگر عاقبت كتاب و حقيت آن را از وعده و وعيد يعنى منتظراند آنچه خداى تعالى وعده كرده است درين كتاب از ثواب و عقاب تا ببينند كه راست مىشود يا نىيَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُروزى كه بيايد عاقبت كار يعنى ظاهر شود آثار وعده و وعيد و آن روز قيامت باشديَقُولُ الَّذِينَگويند آنان كهنَسُوهُترك كردند كتاب مفصل رامِنْ قَبْلُپيش ازين در دنيا يعنى چون كافران كه به قرآن نگرويدند در آن روز ظاهر گردد صدق سخن خداى تعالى گويندقَدْ جاءَتْبه درستى كه آمده بودندرُسُلُ رَبِّنافرستادگان آفريدگار مابِالْحَقِّبه راستى و درستى و ما تكذيب كرديم و آن خطاى عظيم بودفَهَلْ لَناپس آيا هستند ما رامِنْ شُفَعاءَدرخواستكنندگانفَيَشْفَعُوا لَناتا شفاعت كنند براى ما امروزأَوْ نُرَدُّيا بازگردانيده شويم ما به دنيافَنَعْمَلَپس ما بكنيمغَيْرَ الَّذِيجز آنكهكُنَّا نَعْمَلُبوديم كه عمل مىكرديم يعنى تصديق كنيم نه تكذيب و به وحدت قائل شويم نه بشرك پس نه كسى ايشان را شفاعت كند و نه به دنيا ايشان را باز آردقَدْ خَسِرُوابه درستى كه زيان كردندأَنْفُسَهُمْدر نفسهاى خويش كه سرمايه عمر را صرف پرستش بتان كردندوَ ضَلَّ عَنْهُمْو گم شد از ايشانما كانُوا يَفْتَرُونَآنچه بودند كه افترا مىكردند و دروغ مىگفتند كه بتان شفيعان مااند نزديك خداى بيتديروز به دو دلم اميدى مىداشت * امروز برفت و نااميدم بگذاشت .