تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
7 / 43 و بيرون آريم آنچه در سينه‌هاى ايشان بود از كينه مىرود زير ايشان نهرها و گويند سپاس خداى راست كه دلالت كرد ما را بسوى اين بهشت و هرگز مستعد راه يافتن نبوديم اگر راه نه نمودى ما را خدا هر آئينه آمدند فرستادگان پروردگار ما براستى و ندا كرده شوند كه اين بهشت داده شده‌اند آن را بسبب آنچه مىكردند ( 43 ) 7 / 44 و ندا كنند اهل بهشت اهل دوزخ را كه ما راست يافتيم آنچه وعده كرده بما پروردگار ما پس آيا شما هم راست يافتيد آنچه بشما وعده كرده بود پروردگار شما گفتند آرى پس آواز كند آوازكنندهء در ميان ايشان كه لعنت خدا بر آن ستمكارانست ( 44 )
شرح
وَ نَزَعْناو بيرون بريمما فِي صُدُورِهِمْآنچه در سينهاى بهشتيان بودمِنْ غِلٍّاز كينه و حسد و آنچه اسباب عداوت باشدتَجْرِيمىرودمِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُاز زير مساكن ايشان جوئيها براى زيادتى لذت سرور ايشانوَ قالُواو گويند اهل بهشت چون منازل خود را ببينندالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِيحمد و ثنا مر آن خداى را كه بفضل خودهَداناراه نمود ما رالِهذابدين مقام يا بعملى كه اين منزل جزاى آن استوَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَو نبوديم ما كه به قوت خود راه مىتوانستيم يافتلَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُاگر نه خداى ما را راه نمودى و اين شكرى است كه بهشتيان به نعمت هدايت ادا كنند زيرا كه بىتوفيق رفيق الهى سلوك اين طريقه ميسر نشود و بىبدرقه عنايت نامتناهى هيچ سالك به مقصود مراد نرسد رباعىگر بدرقه لطف تو ننمايد راه * از راه تو هيچ كس نگردد آگاهو آنان كه بره رسند و بايد رفتن * توفيق رفيق ار نشود وا ويلاهلَقَدْ جاءَتْديگر مىگويند بهشتيان به درستى كه آمدندرُسُلُ رَبِّنافرستادگان پروردگار مابِالْحَقِّبه راستى و ما بمدد ايشان راه بتوحيد يافتيموَ نُودُواو ندا كرده شوند اى اهل بهشتأَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُاين آن بهشت است كه وعده داده شده بوديدأُورِثْتُمُوهاميراث داده شديد آن رابِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَبه‌آنچه بوديد كه عمل مىكرديد بر طريق شريعت و موافق سنت بهشت را ميراث گفت زيرا كه عطاى بىرنج است و ديگر آنكه ميراث‌گرفتگانند از كافران چنانچه در خبر آمده كه هيچ‌كس نباشد الا كه مر او را منزلى باشد در بهشت و منزلى در دوزخ پس كافران منازل مؤمنان را ميراث گيرند در دوزخ و منازل كافران به مؤمنان رسد در بهشتوَ نادى أَصْحابُ الْجَنَّةِو ندا كنند اهل بهشتأَصْحابَ النَّارِاهل دوزخ را و از روى شماتت گويندأَنْ قَدْ وَجَدْنابه درستى كه ما يافتيمما وَعَدَنا رَبُّناآنچه وعده كرد بود ما را پروردگار ما از مثوبتهاحَقًّاراست و بىشبهفَهَلْ وَجَدْتُمْپس آيا شما يافتيدما وَعَدَ رَبُّكُمْآنچه وعده كرد بود شما را آفريدگار شما را عقوبتهاحَقًّاراست و درست و بىشبهقالُوا نَعَمْگويند دوزخيان كه آرى يافتيم آن را چنانچه خداى گفته بودفَأَذَّنَپس آواز دهدمُؤَذِّنٌآوازدهنده گويند اسرافيل باشد كه ندا كندبَيْنَهُمْميان بهشتيان و دوزخيانأَنْ لَعْنَةُ اللَّهِبه درستى كه لعنت خداىعَلَى الظَّالِمِينَبر كافران است كه وضع عبادت كرده‌اند در غير موضعش .