7 / 19
و گفتيم اى آدم ! ساكن شو تو و زن تو در بهشت پس بخوريد هرجا كه خواهيد و نزديك مشويد به اين درخت كه خواهيد شد از ستمكاران ( 19 )
7 / 20
پس وسوسه داد ايشان را شيطان تا آشكارا گرداند براى ايشان آنچه پوشيده بود از نظر ايشان از شرمگاههاى ايشان و گفت منع نكرده است شما را پروردگار شما ازين درخت مگر براى احتياط از آنكه شويد دو فرشته يا شويد از جاويدباشندگان ( 20 )
7 / 21
و قسم خورد براى ايشان كه من از نصيحتكنندگانم شما را ( 21 )
شرح
وَ يا آدَمُ اسْكُنْو گفتيم بعد از اخراج ابليس از بهشت كه اى آدم ساكن شوأَنْتَ وَ زَوْجُكَتو و جفت تو كه حوا استالْجَنَّةَدر بهشتفَكُلاپس بخوريد از ميوهها و نعمتهاى بهشتمِنْ حَيْثُ شِئْتُمااز هر كجا كه خواهيد يا هر چه خواهيدوَ لا تَقْرَباو نزديك مشويدهذِهِ الشَّجَرَةَاين جنس را از درخت كه گندم است يا انگور و مخوريد از ان كه اگر بخوريدفَتَكُوناپس باشيدمِنَ الظَّالِمِينَاز ستمكاران بر نفس خويشفَوَسْوَسَپس وسوسه كردلَهُمَا الشَّيْطانُمر آدم و حوا را شيطانلِيُبْدِيَ لَهُماتا عاقبت آشكارا گرداند براى ايشانما وُورِيَ عَنْهُماآنچه پوشيده كرده بودند از ايشانمِنْ سَوْآتِهِمااز عورت ايشان و آنچنان بود كه اهل بهشت عورات ايشان را نمىديدند و هيچيك از آدم و حوا عليه السّلام نيز عورت يكديگر را مشاهده نمىكردند و گفتهاند كه حق سبحانه ايشان را جامها براى ستر عورت پوشانيده بود ابليس دانست كه به نافرمانى آن لباس از تن ايشان دور مىشود پس خواست كه ايشان را در معصيت اندازد تا لباس از ايشان فروريزد و به جهت كشف عورت در ميان ملائكه رسوا شوند آغاز وسوسه كرد بعد از آن كه پنهان به دستيارى مار و طاوس به بهشت درآمده بود و يا به صورت ديگر برآمده چنانچه در قصص و كتب مطوله مذكور استوَ قالَو گفت شيطان مر آدم و حوا را عليهما السلامما نَهاكُمابازنداشت و منع نكرد شما رارَبُّكُماآفريدگار شماعَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِاز خوردن اين درختإِلَّا أَنْ تَكُونامگر آنكه بگرديد شمامَلَكَيْنِدو فرشته در علو منزلت يا حسن صورت يا استغناى از غذاأَوْ تَكُونايا باشيد شمامِنَ الْخالِدِينَاز جاويدماندگان در بهشت يا از زندگان كه مرگ را بديشان راه نبود چنانچه ملائكه خزينه بهشتاند و اين از ان گفت كه در دل آدم ع گذشته بود كه بهشت خوش آرامگاهى است كه درو جاودان مىتوان بود هم در ان خطره وسوسه كرد و هم ازينجا است كه محققان گفتهاند كه هر آرزو كه بىذات خداوند است خالى از وسوسه شيطان نبود و چون با وجود اين وسوسه آدم عليه السلام در خوردن آن تامل مىنمود ابليس تدبير ديگر كردوَ قاسَمَهُماو سوگند خورد ابليس براى آدم و حوا و گفتإِنِّي لَكُمابه درستى كه من مر شما رالَمِنَ النَّاصِحِينَاز نصيحتكنندگانم و از روى شفقت مىگويم كه ازين درخت بخوريد تا نميريد آدم عليه السلام گمان برد كه كسى به خداوند تعالى سوگند به دروغ نخورند و بدان سوگند فريفته شد .