تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
7 / 13 گفت پس فرودرو از آسمان زيرا كه لايق نيست ترا كه سركشى كنى دران پس بيرون شو هر آئينه تو از خوارشوندگانى ( 13 ) 7 / 14 گفت بار خدايا ! مهلت ده مرا تا روز كه آدميان برانگيخته شوند ( 14 ) 7 / 15 گفت خدا هر آئينه تو از مهلت‌داده‌شدگانى ( 15 ) 7 / 16 پس گفت بسبب آنكه مرا گمراه كردى البته بنشينم براى آدميان به راه راست تو يعنى تا ازان منع كنم ( 16 ) 7 / 17 پس البته بيايم بسوى ايشان از پيش ايشان و از پس پشت ايشان و از جانب راست ايشان و از جانب چپ ايشان و نيابى اكثر ايشان را شكرگزار ( 17 ) 7 / 18 گفت بيرون رو از آسمان نكوهيده رانده شده به خدا هر كه پيروى كند ترا از آدميان البته پر كنم دوزخ را از شما همه يك‌جا ( 18 )
شرح
قالَگفت خداى مر ابليس رافَاهْبِطْ مِنْهاپس فرورو از آسمان يا از بهشت و اين امر عقوبت بود بر معصيت او و گفته‌اند نزول كن از مرتبه رفيعه كه داشتى بسبب طاعتى كه كرده بودى به‌منزله و مرتبه دنيه به‌واسطه معصيتى كه مرتكب آن شدىفَما يَكُونُ لَكَپس نرسد و روا نباشد تراأَنْ تَتَكَبَّرَآنكه گردن‌كشى كنىفِيهادر آسمان و تعظيم نمائى به فرشتگان كه همه خاشعان و مطيعان‌اند يا نشايد كه معصيت كنى در بهشت كه جاى طاعت‌كنندگان استفَاخْرُجْپس بيرون رو از بهشت يا از آسمانإِنَّكَبه درستى كه تومِنَ الصَّاغِرِينَاز خوارشدگانى و در ينابيع آورده كه بيرون رو از صورت فرشتگى و مباش در ميان فرشتگان حق سبحانه تبديل كرد صورت او را به زشت‌ترين صورتهاقالَگفت ابليس وقتى كه ممسوخ شد و از رحمت نااميد گشتأَنْظِرْنِيمهلت ده مراإِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَتا روز كه برانگيخته شوند آدميان از قبرها يعنى تا روز قيامتقالَگفت خداىإِنَّكَبه درستى كه تومِنَ الْمُنْظَرِينَاز مهلت‌دادگانى ابليس داعيه مهلت داشت تا روز قيامت يعنى نمىخواست كه بميرد و حق تعالى درخواست او قبول كرد تا نفخه صعقه او را امان داد چنانچه جاى ديگر فرمود كه انك من المنظرين الى يوم الوقت المعلوم يعنى تو از مهلت‌دادگانى تا روز وقت معلوم كه زمان دميدن نفخه صعقه است يعنى تو داعيه اضلال آدميان دارى پس تا فرزندان آدم زنده‌اند ترا مهلت دادمقالَگفت ابليسفَبِما أَغْوَيْتَنِيپس بسبب آنكه مرا بىبهره گردانيدى از رحمت خودلَأَقْعُدَنَّ لَهُمْهرآئينه بنشينيم براى بازداشتن فرزندان آدمصِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَبه راه تو كه آن راه راست است و درست يعنى دين اسلام و مترصد آن باشم كه ايشان را راه زنم و بر صراط مستقيم نگذارمثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْپس هر آئينه بيايم بديشانمِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْاز پيش ايشان يعنى در امر آخرت و گويم بعث و حشر و بهشت و دوزخ نيستوَ مِنْ خَلْفِهِمْو از پس ايشان يعنى از قبل دنيا و آن را در پيش چشم ايشان بيارايموَ عَنْ أَيْمانِهِمْو درآيم از دست راست ايشان يعنى از جهت حسنات و ايشان را در عجب دريا اندازموَ عَنْ شَمائِلِهِمْو از چپ ايشان يعنى از جهت سيئات و آن را در دل ايشان شيرين گردانموَ لا تَجِدُو نيابى تو كه خداوندىأَكْثَرَهُمْبيشتر فرزندان آدم راشاكِرِينَشكرگويندگان يعنى كافران باشند كه منعم را نشناسندقالَگفت خداى ابليس رااخْرُجْ مِنْهابيرون رو از بهشت يا از آسمانمَذْؤُماً مَدْحُوراًدر حالتى كه نكوهيده باشى و عيبناك رانده دور كرده از رحمتلَمَنْ تَبِعَكَبه خداى كه هر كه بر پى تو بيايدمِنْهُمْاز اولاد آدملَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ *هر آئينه پر كنم دوزخ رامِنْكُمْ أَجْمَعِينَاز همه شما يعنى از تو و متابعان تو .