تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
6 / 160 هر كه آورد نيكى پس او راست ده چند آن و هر كه آورد بدى جزا داده نخواهد شد الّا مثل آن و ايشان ستم كرده نخواهند شد ( 161 ) 6 / 161 بگو هر آئينه دلالت كرده است مرا پروردگار من بسوى راه راست مراد مىدارم دين درست كيش ابراهيم را حنيف شده و نه بود از مشركان ( 162 ) 6 / 162 بگو هر آئينه نماز من و حج من و قربانى من و زندگانى من و موت من همه براى خدا است پروردگار عالمها ( 163 ) 6 / 163 هيچ شريك نيست او را و به اين توحيد فرموده شد مرا و من نخستين مسلمانانم ( 164 ) 6 / 164 بگو آيا طلب كنم پروردگارى غير خدا و اوست پروردگار همه چيز
شرح
مَنْ جاءَهر كه بيايدبِالْحَسَنَةِبه نيكوئىفَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِهاپس مر او راست ده باره مانند آن يعنى ده نيكوئى امام ماتريدى رح گفته‌اند كه مراد تعيين عدد نيست بلكه اظهار تفضيل‌ست به تضعيف و در بحر الحقائق آورده كه هر كه بيايد بحسنه پس مر او راست ده حسنه قبل از ان تا به آن حسنه مىتواند رسيد حسنه ايجاد از عدم و آفرينش در احسن تقويم و تربيت و رزق و بعث رسل و انزال كتب و تبيين حسنات و سيئات و توفيق و اخلاص و قبول حسنه و تا اين ده حسنه وجود نه‌گيرد بنده نتواند كه حسنه بجا آردوَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِو هر كه بيايد به سيئه يعنى فعل بدفَلا يُجْزىپس جزا داده نه‌شودإِلَّا مِثْلَهامگر بمانند آن يعنى يكى به يكىوَ هُمْ لا يُظْلَمُونَو ايشان كه اهل حسنه و سيئه‌اند ستم ديده نخواهند شد به نقصان ثواب و زيادتى عقابقُلْبگو اى محمد ص مر اين قوم را كه تفرقه در دين خود افگنده‌اند كهإِنَّنِي هَدانِي رَبِّيبه درستى كه راه نموده است مرا پروردگار منإِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍبه راه راستدِيناً قِيَماًيعنى دينى پاينده درستمِلَّةَ إِبْراهِيمَكه آن ملّت ابراهيم استحَنِيفاًدر حالتى كه ابراهيم از همه دين‌ها بدين اسلام مائل بوده كه آن توحيد خداستوَ ما كانَو نبود ابراهيممِنَ الْمُشْرِكِينَاز مشركان يعنى از عبده اصنام و از يهود و نصارىقُلْ إِنَّ صَلاتِيبگو به درستى كه نماز منوَ نُسُكِيو قربانى من يا حج منوَ مَحْيايَو زندگانى من يعنى آنچه من برآنم در زندگانىوَ مَماتِيو آنچه بر آن مىميرم از ايمان و اطاعتلِلَّهِهمه مر خدا راسترَبِّ الْعالَمِينَآفريدگار عالميانلا شَرِيكَ لَهُهيچ انبازى نيست مر او را يعنى من در عبادت خود كسى را شريك او نمىسازم چون بت‌پرستان و قربانى بنام او مىكنم نه بنام غير او در حج بوقت تلبيه ديگرى را با او ياد نه‌مىكنم بخلاف اهل جاهليت كه مىگفتند لبيك لا شريك لك الا شريكا هو لك و گفته‌اند مراد ازين كلمات تفويض خود و امور خود است به حق سبحانه و تعالى يعنى هر چه كنم و گويم و دارم همه براى خداستوَ بِذلِكَ أُمِرْتُو بدين مأمور شده‌اموَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَو من اوّل مسلمانانم براى آنكه اسلام نبى مقدم بايد بر اسلام امت آورده‌اند كه در وقت مبالغه كفّار مر آن حضرت را در رجوع با دين ايشان اين آيت نازل شد كهقُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِبگو اى محمد ص آيا بدون خداأَبْغِي رَبًّاطلبم پروردگارى و در عبادت او را شريك سازموَ هُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍو حال آنكه خداى است آفريدگار همه چيزهاى پس ما سواى او مربوب و مخلوق او باشد و مربوب براى ربوبيت سزاوار نه بود .