6 / 158
منتظر نيستند مگر آن را كه بيايند بديشان فرشتگان يعنى براى قبض روح يا بيايد حكم پروردگار تو يا بيايد بعض نشانهاى پروردگار تو روز كه بيايد بعض نشانهاى پروردگار تو نفع نه دهد نفسى را كه ايمان نياورده بود پيش ازين ايمان او يا نفع نه دهد نفسى را كه كسب نكرده بود در ايمان خود عمل خير توبهء او بگو انتظار كنيد هر آئينه ما نيز منتظريم ( 159 )
6 / 159
بتحقيق كسانى كه پراگنده كردند دين خود را و گروه گروه شدند نيستى از ايشان در هيچ حساب جز اين نيست كه كار ايشان گذاشته شده بسوى خدا است . باز خبر دهد ايشان را بعاقبت آنچه مىكردند ( 160 )
شرح
هَلْ يَنْظُرُونَآيا انتظار مىبرند اهل مكه يعنى منتظر نيستند بعد از تكذيب پيغمبر و قرآنإِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُمگر آن را كه بيايند فرشتگان بقبض ارواح ايشان يا فرود آيند ملائكه عذاب بر ايشانأَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَيا بيايد امر پروردگار تو به عذاب ايشان يا تمامى آيات او مراد ازين آيات علامات قيامت باشد و آن بسيار است و از جمله وقائع عظام خروج دجال و دابة الارض و نزول عيسى و ظهور مهدى و پديد آمدن يأجوج و مأجوج و طلوع آفتاب از مغربأَوْ يَأْتِيَيا آنكه بيايدبَعْضُ آياتِ رَبِّكَبعض از آيتهاى پروردگار تو كه براى قيام قيامت نصيب كردهيَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَروز كه بيايد بعضى از آيتهاى پروردگار تو كه بقول اكثر مفسران طلوع شمس است از جانب مغرب و شبى كه آفتاب در صبحش از مغرب برآيد آن شب دراز باشد و درازى آن را متهجدان و اهل اوراد دريابند چون از اوراد فارغ شوند انتظار صبح برند و صبح برنيايد در گمان افتند و ديگرباره ورد از سر گيرند و چون تمام شود و اثر صبح پديد نباشد دانند كه كارى عظيم از خلوتخانه غيب به عرصهگاه شهادت مىآيد بتضرع و زارى و توبه و استغفار مشغول شوند تا صبح از جهت مغرب اثر كند و آفتاب از افق غربى برآيد او را نورى نه بود و همه خلق آن را مشاهده كنند و چون اين آيتى عظيم ظاهر گردد غيب عين شود و ايمان اضطرارى باشد پس بسبب آنلا يَنْفَعُسود نكندنَفْساًهيچ نفسى راإِيمانُهاايمان آن نفسى كهلَمْ تَكُنْ آمَنَتْنبوده است كه ايمان آورده باشدمِنْ قَبْلُپيش ازين و ايمان امروز آردأَوْ كَسَبَتْيا نبوده كه كسب كرده باشدفِي إِيمانِها خَيْراًدر ايمان خود نيكوئى يعنى عمل پسنديده اين دليل كسى است كه ايمان را مجرد از عمل اعتبار نمىكند و آنكه ايمان را بىعمل معتبر مىداند تخصيص مىكند اين حكم را بدين روز بعضى مىگويند مراد از خير اخلاص است يعنى چنانچه ايمان كافر درين روز سود نكند ايمان بىاخلاص يعنى ايمان منافق نيز سودمند نباشد امام حسن بصرى رح فرموده كه هر كه پيش از طلوع آفتاب از مغرب ايمان داشته شد اما امرها را فروگذاشته باشد و خير ناكرده چون اين آيت معاينه بيند آنگاه خير كند آن خير پذيرفته نباشد در معالم التنزيل فرموده كه در ان روز ايمان كافر و توبه فاسق مقبول نيست و مؤيد اين قولست آنچه در حديث آمده كه توبه منقطع نهشود تا وقتى كه آفتاب از مغرب طلوع كندقُلِبگو اى محمدانْتَظِرُواانتظار بريد اين آيتها راإِنَّا مُنْتَظِرُونَبه درستى كه ما نيز منتظر اين علامتيم و چون ظاهر شود واى بر شما و خوشا حالى بر ماإِنَّبه درستى كهالَّذِينَ فَرَّقُواآنان كه پراكنده كردنددِينَهُمْدين خود را كه به بعضى از انبياء ع و كتب ايمان آوردند و با بعضى كافر شدندوَ كانُوا شِيَعاًو گشتند گروه گروه چون يهود كه هفتاد و يك فرقه و نصارى كه هفتاد و دو فرقه شدندلَسْتَ مِنْهُمْنيستى تو در قتال ايشانفِي شَيْءٍدر چيزى يعنى وقت محاربه با ايشان نيست اين حكم به آيت سيف منسوخست و گفتهاند مراد ازين قوم اهل بدعتاند و معنى لست منهم فى شىء آنست كه تو از ايشان بيزارىإِنَّما أَمْرُهُمْجز اين نيست كه كار ايشانإِلَى اللَّهِبا خداست اگر خواهد ايشان را عقوبت كند و اگر خواهد ايشان را درين سراى مهلت دهد و در آخرت عتاب كند و اگر خواهد توفيق توبه دهدثُمَّ يُنَبِّئُهُمْپس خبر دهد ايشان را بروز قيامتبِما كانُوا يَفْعَلُونَبهآنچه كردند در دنيا .