تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
6 / 152 و نزديك مشويد بمال يتيم الا بخصلتى كه وى نيك است تا آنكه رسد به جوانى خود و تمام كنيد پيمانه و ترازو را بانصاف تكليف نه مىدهيم هيچ‌كس را مگر قدر طاقت او و چون سخن گوئيد پس رعايت انصاف بنمائيد و اگر چه آن محكوم عليه صاحب قرابت باشد و بعهد خدا وفا كنيد اين حكم فرموده است شما را تا پندپذير شويد ( 153 ) 6 / 153 و خبر داده است كه آنچه مذكور شد راه من است راست و درست آمده پس پيروى او كنيد و پيروى مكنيد راه‌هاى ديگر را كه اين راه‌هاى جدا كنند شما را از راه خدا به اين حكم فرموده است شما را تا پرهيزگارى كنيد ( 154 )
شرح
وَ لا تَقْرَبُواو نزديك مشويدمالَ الْيَتِيمِبمال يتيم و در ان تصرف مكنيدإِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُمگر بعملى كه آن نيكوتر باشد يعنى از تلف نگاه داريد و در آن تجارت كنيد تا بيشتر شود و از ان مخوريد و به كسى مدهيدحَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُتا برسد يتيم به قوت خود يعنى بالغ شودوَ أَوْفُوا الْكَيْلَو تمام پيمائيد كيل را در مكيلاتوَ الْمِيزانَو ترازو در موزوناتبِالْقِسْطِبعدل و مساوات يعنى كم مدهيد و زياده مستانيد در ينابيع آورده كه بعد از نزول اين آيت صحابه رض گفتند يا رسول اللّه ص ما قادر نيستيم در آنكه در وزن زبانه ترازوى ما با دو پله چنان برابر باشد كه به يك موى ميل نه كند حق سبحانه آيت فرستاد كهلا نُكَلِّفُ نَفْساًما تكليف نمىكنيم كسى راإِلَّا وُسْعَهامگر آنچه گنجايش او باشد يعنى اگر تقصير در كيل و وزن بىقصد شما واقع شود و شما را عزيمت مراعات عدل بود آن را عفو كنيموَ إِذا قُلْتُمْو يكى ديگر از احكام آنست كه چون سخن گوئيد در حكومت يا گواهى دهيدفَاعْدِلُواپس راستى كنيد در آنوَ لَوْ كانَ ذا قُرْبىو اگرچه باشد محكوم له و محكوم عليه يا مشهود له و مشهود عليه خداوند خويشى نزديكوَ بِعَهْدِ اللَّهِو بعهد خداى كه تاديه احكام شرع است يا به نذرى كه كنيدأَوْفُواوفا نمائيدذلِكُمْاين سه امر و يك نهىوَصَّاكُمْ بِهِوصيّت كرد خداى شما را بدانلَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَشايد كه شما پندپذير شويدوَ أَنَّ هذاو بر شما مىخوانم حكم دهم را و آن آنست كه آنچه مذكور شده است درين سوره از دلائل توحيد و اثبات نبوّت و بيان شريعتصِراطِي مُسْتَقِيماًراه منست راه راستفَاتَّبِعُوهُپس متابعت كنيد و پيروى نمائيد اين راه راوَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَو از پى مرويد راههاى پراگنده و اديان مختلفه رافَتَفَرَّقَ بِكُمْپس آن راه‌ها جدا گرداند شما را و دور سازدعَنْ سَبِيلِهِاز راه حقذلِكُمْاين اتباع شماوَصَّاكُمْ بِهِفرموده است خداى بحفظ آنلَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَشايد كه شما بپرهيزيد از ضلالت و دورى از حق عبد اللّه ابن مسعود رض نقل مىكند كه حضرت رسالت‌پناه ص بكشيد خطى از براى ما پس گفت هذا سبيل اللّه اين خط راست راه خداست پس بكشيد خطها از راست و چپ آن خط و فرمود كه اين راهها است كه بر هر راهى از ان ديوى موكل است كه مىخواند مردمان را به آن راه پس اين آيت برخواندوَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماًمحققان برآنند كه صراط متعين نه‌گردد الا ميان بدايتى و نهايتى و عارف داند كه بدايت همه از كيست و نهايت همه به كيست و حضرت شيخ صدر الدين قونوى قدس سره در اعجاز البيان فرموده‌اند كه احاطه حق به همه اشياء ثابت است و اللّه بكل شىء محيط و آن احاطه حق وجودى يا علمى باختلاف اقوال منتهاى هر صراط و غايت هر سالك خواهد بود چنانچه فرموده صراط اللّه الذى له ما فى السموات و ما فى الارض الا الى اللّه تصير الامور رباعىهرجا قدمى زديم در كوى تو بود * هر گوشه كه رفتيم هياهوى تو بودگفتيم مگر سوى دگر راهى هست * هر راه كه ديديم همه سوى تو بود .