6 / 140
هر آئينه زيان كار شدند آنان كه كشتند فرزندان خود را از جهت بىخردى به غير دانش و حرام كردند آنچه روزى داد ايشان را خدا بسبب دروغ بستن بر خدا بتحقيق گمراه شدند ايشان و نه شدند راهيافتگان ( 141 )
6 / 141
و خدا آنست كه پيدا كرد بوستانها برداشته شده بر پايها و بوستانها غير برداشته شده بر پايها و پيدا كرد درختان خرما و زراعت را گوناگون ميوههاى هر يكى و زيتون و انار را مانند يكديگر و غير مانند يكديگر بخوريد از ميوههاى آن چون ميوه بيرون آورد و بدهيد زكات او را روز درودن وى و اسراف مكنيد هر آئينه خدا دوست ندارد و اسرافكنندگان را ( 142 )
6 / 142
و پيدا كرد از چهار پايان بار بردارنده را و جانورانى را كه بر زمين غلطانند به جهت ذبح بخوريد از آنچه روزى داده است خدا شما را و پيروى مكنيد گامهاى شيطان را هر آئينه او شما را دشمن ظاهرست ( 143 )
شرح
قَدْ خَسِرَ الَّذِينَبه درستى كه زيان كردند آنان كهقَتَلُوا أَوْلادَهُمْبكشتند فرزندان خود راسَفَهاًاز روى بىخردىبِغَيْرِ عِلْمٍبىدانشى در معالم آورده كه ربيعه و مضر و بعضى ديگر از عرب دختران خود را زنده در گور مىكردند كه نبايد كه در صغر سن به اسيرى افتند چه قتل و غارت در قبائل عرب عام بود يا اگر بزرگ شوند جهاز فراوان و ما يحتاج عروسى بايد حق تعالى مىفرمايد كه ايشان قتل اولاد كردند از روى جهلوَ حَرَّمُواو حرام ساختندما رَزَقَهُمُ اللَّهُآنچه روزى داده است ايشان را خداى يعنى بحائر و سوائب و غير آنافْتِراءً عَلَى اللَّهِبربافتهاند افترا بر خداىقَدْ ضَلُّوابه درستى كه گم شدهاند در راه ضلالتوَ ما كانُوا مُهْتَدِينَو نيستند ايشان راهيافتگان بطريق حقوَ هُوَ الَّذِيو اوست آنكس كه براى شماأَنْشَأَپيدا كردجَنَّاتٍبوستانها از انگورمَعْرُوشاتٍبرداشته و جفته بستهوَ غَيْرَ مَعْرُوشاتٍو بر زمين افتاده بىجفته و گفتهاند معروشات آنست كه مردمان بدست خود نشانده باشند و غير معروشات آنكه در كوه و بيشه رسته باشندوَ النَّخْلَو بيافريد درخت خرما راوَ الزَّرْعَو كشتها را از آنچه ساق ندارد و ثمره او حبوبستمُخْتَلِفاً أُكُلُهُدر حالتى كه مختلف است ثمره هر يك ازينها در هيئت و كيفيتوَ الزَّيْتُونَو ديگر پيدا كرد درخت زيتون راوَ الرُّمَّانَو انار رامُتَشابِهاًدر حالتى كه مانند يكديگرست برگهاى اووَ غَيْرَ مُتَشابِهٍو مانند نيست مزه ميوه او يعنى بعضى ترشست و برخى شيرين و بعضى ميان و اينكُلُوا مِنْ ثَمَرِهِبخوريد از ميوههاى هر يكإِذا أَثْمَرَچون ميوه پيدا كند و اگرچه نارسيده و خام باشدوَ آتُوا حَقَّهُو بدهيد حق آن ميوه را يعنى تصدق كنيديَوْمَ حَصادِهِدر روز درود كردن زرع و بريدن نخل و چيدن ميوهها مبالغه است در اهتمام به صدقه و عدم تاخير در اداى آن اشهر اقوال آنست كه مراد اين صدقه هست نه زكات مفروضه چه زكات در مدينه فرض شده و اين آيت مكى است و بعضى گفتهاند مراد زكاتست و اين آيت مدنيست آوردهاند كه ثابت بن قيس رض را قريب پانصد نخل بود كه خرماهاى آن را بريد و تصدق كرد تا وقتى كه هيچ نمانده آيت آمدوَ لا تُسْرِفُواو از حد مگذريد در صدقه دادن يعنى هر چه هست يكبار تصدق مكنيد و در معالم آورده كه منع صدقه مكنيد يعنى از حد تجاوز منمائيد در بخل و امساك امام قشيرى قدس سره فرموده كه هر چه در حظ نفس خود نفقه كنى اسراف است اگرچه يك كنجد دانه بود و هرچه براى خدا دهى اسراف نيست اگرچه هزار خزانه بودإِنَّهُبه درستى كه خدالا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَدوست نمىدارد مسرفان را يعنى نمىپسندد عمل ايشان راوَ مِنَ الْأَنْعامِو اوست كه بيافريد از چهارپايانحَمُولَةًآن را كه بار كنند چون شتر و گاو و غير آنوَ فَرْشاًو آن را كه بر زمين افگنند براى ذبح چون گوسفند و گفتهاند حموله كبار انعامست و فرش صغار آن كه از خردى به زمين نزديك است مانند فرشكُلُوابخوريدمِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُاز آنچه شما را روزى داد خدا و حلال كرد بر شماوَ لا تَتَّبِعُواو پيروى مكنيدخُطُواتِ الشَّيْطانِگامهاى شيطان را يعنى بر راه او مرويد و حلال را حرام مسازيد بقول اوإِنَّهُ لَكُمْبه درستى كه او مر شما راعَدُوٌّ مُبِينٌدشمنى است آشكارا .