تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
6 / 129 و همچنين مسلّط مىكنيم بعض ستمكاران را بر بعض بشامت آنچه مىكردند ( 130 ) 6 / 130 اى گروه جن و انس آيا نيامدند بشما پيغامبران از جنس شما مىخواندند بر شما آيات مرا و بيم مىكردند شما را از ملاقات اين روز شما گويند اعتراف كرديم بر خويشتن و فريب داده بود ايشان را زندگانى دنيا و گواهى دادند بر خويشتن كه ايشان كافر بودند ( 131 ) 6 / 131 اين ارسال رسل بسبب آنست كه هرگز پروردگار تو هلاك‌كننده شهرها نباشد به جزاى ظلم درحالىكه اهل آنها غافل باشند ( 132 ) 6 / 132 و هر شخص را مرتبه‌هاست از اجر آنچه كردند و نيست پروردگار تو بىخبر از آنچه به عمل مىآرند ( 133 )
شرح
وَ كَذلِكَو همچنان‌كه فرومىگذاريم كفار جن و انس رانُوَلِّيمسلّط مىگردانيمبَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاًبعضى از ظالمان را بر بعضى در دنيا ودا مىگذاريم برخى را بر برخى مالك ابن دينار رحمه اللّه فرموده كه در يكى از كتب الهى خوانده‌ام كه حق سبحانه فرموده كه نيست مىگردانيم دشمنان خود را به دشمنان خود و باز ايشان را به دوستان خود و اشهر آنست كه توليت در آخرت خواهد بود يعنى ظلمه جن و انس را با هم گذاريم تا دانند كه هيچ يك نفع به ديگرى نمىتواند رسانيد و اين صورت واقع مىشودبِما كانُوا يَكْسِبُونَبه‌آنچه ايشان كسب مىكنند از معاصى و مناهى بار ديگر حق تعالى خطاب مىكند از روى توبيخ كهيا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِاى گروه ديوان و آدميانأَ لَمْ يَأْتِكُمْآيا بشما نيامد يعنى آمدرُسُلٌ مِنْكُمْپيغمبران از شما اگرچه پيغمبر جز از آدميان نبوده امان چون انس را با جن جمع كرد خطاب صحيح است و گفته‌اند از جنس جن رسل بديشان مبعوث بوده و جمهور برآنند كه رسل جن را نذر گويند و ايشان رسل رسولان‌اند بجن همچنان‌كه هفت نفر از جن پيغام حضرت ع بقوم خود رسانيدند قال اللّه تعالى و لوالى قومهم منذرين و بر هر تقديرى حق سبحانه مىگويد آيا نيامدند بشما رسولان براى دعوت شمايَقُصُّونَ عَلَيْكُمْبخواندند بر شماآياتِيآيتهاى كتاب مراوَ يُنْذِرُونَكُمْو بيم كردند شما رالِقاءَ يَوْمِكُمْ هذاديدن اين روز كه قيامتستقالُواگويند در جواب كهشَهِدْنا عَلى أَنْفُسِناگواهى مىدهيم بر نفسهاى خود يعنى اعتراف مىكنيم بكفر و استحقاق عذابوَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْياو حال آنست كه فريفته كرده بود ايشان را زندگانى دنيا تا از بعث و نشر فراموش كردند و چون به عرصه محشر آمدند به گناه خود معترف شدندوَ شَهِدُوا عَلى أَنْفُسِهِمْو گواهى دادند بر نفسهاى خودأَنَّهُمْ كانُوا كافِرِينَآنكه ايشان بودند كافرانذلِكَاين فرستادن رسولانأَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَبراى آنست كه نيست آفريدگار تومُهْلِكَ الْقُرىهلاك‌كننده ساكنان ديهها و شهرهابِظُلْمٍبه سبب ظلمى كه كنندوَ أَهْلُها غافِلُونَو حال آنكه اهل ديهها و شهرها غافلان باشند يعنى پيغمبرى بديشان نيامده باشد و ايشان را از خدا و قيامت خبر نداده و بزرگان گفته‌اند كه استيصال هيچ قوم نباشد الا بعد از تقديم وعيد و اگرنه ايشان را بر حق حجت رسد كه لو لا ارسلت الينا رسولا فنتبع آياتك چرا رسولى نفرستادى بسوى ما تا پيروى مىكرديموَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌو مر هر عمل‌كننده را مراتب است در ثواب و عقابمِمَّا عَمِلُوااز براى عملهاى كه كرده‌اندوَ ما رَبُّكَو نيست پروردگار توبِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَبىخبر از آنچه مردمان مىكنند از خير و شر .