تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
همچنين آراسته كرده شده است براى كافران آنچه مىكردند ( 123 ) 6 / 123 و همچنين پيدا كرديم در هر ديهى رئيسان فسّاق آن ديه تا فساد كنند در آن ديه و به حقيقت ضرر نه مىكنند مگر در حق خويشتن و نمىدانند ( 124 ) 6 / 124 و چون بيايد به ايشان نشانهء گويند ايمان نياريم تا وقتى كه داده شود ما را مانند آنچه داده شده است پيغمبران خدا را خدا داناترست به محل نهادن پيغامبرى خود خواهد رسيد اين گناهكاران را رسوائى نزديك خدا و عذاب سخت بسبب آنكه بدى مىانديشيدند ( 125 )
شرح
كَذلِكَهمچنان‌كه آراسته‌اند ايمان را در دل مؤمنانزُيِّنَ لِلْكافِرِينَزينت داده‌اند براى كافرانما كانُوا يَعْمَلُونَآنچه مىكنند از عبادت اصنام اين آيت در شان حمزه رض و ابو جهل لعنه اللّه نازل شده در وقتى كه ابو جهل از روى جهل و جرأت بىادبى نسبت با حضرت رسالت‌پناه ص كرده بود كه ذكر آن لائق حال نبوت و موافق استماع مخلصان امت نيست و حمزه رض در ان روز در شكار بود و چون بازآمد و شكايت بىحرمتى ابو جهل به او حكايت كردند حمزه رض خشمناك بر سر آن ناپاك بىباك رفت و كمان بر سر آن زد و كلمه شهادت بر زبان راند پس زنده بنور اسلام حمزه رض است و گرفتار ظلمات كفر و آثام ابو جهل و گفته‌اند درباره عمر بن الخطاب رض و ابو جهل فرود آمده كه هر دو در مقام آزار سيّد مختار بودند و آن حضرت دعا كرد كه يا رب اسلام را به يكى ازين دو تن عزيز گردان و دعاى آن حضرت ص درباره فاروق رض سمت استجابت يافت پس صاحب نور عمر رض است و مقيد ظلمت ابو جهل و محققان گفته‌اند كه موت به هواى نفسست و حيات به محبت حق يا موت به نكرتست و حيات به معرفت و در كشف الاسرار آورده كه حيات معرفت ديگر است و حيات بشريت ديگر عالميان بحيات بشريت زنده‌اند و دوستان بحيات معرفت روزى باشد كه حيات بشريت بسر آيد كل نفس ذائقة الموت و هرگز حيات معرفت بسر نيايدفَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةًو ازينجاست كه المؤمن حى فى الدارين بيتنميرد هرك را كه جانش تو باشى * خوشا جانى كه جانانش تو باشىشاه كرمانى قدس سره اين آيت خواند كه ا و من كان ميتا فاحييناه گفت نشان اين حيات سه چيزست از خلق عزلت و با حق خلوت و دوام ذكر به زبان و دل و بزرگى اين معنى را نظم فرمود رباعىبر روى خلايق در صحبت مگشاى * مىباش به كلى متوجه به خداىغافل مشو از ذوق دل و ذكر زبان * تا زنده جاويد شوى در دو سراىوَ كَذلِكَو همچنان‌كه در مكه بزرگان گنهكاران هستندجَعَلْناآفريديمفِي كُلِّ قَرْيَةٍدر هر ديهىأَكابِرَ مُجْرِمِيهابزرگان كه گنهكاران آن موضع‌اند يا گردانيده‌ايم بزرگان هر ديهى و شهرى را مجرمان آن مقاملِيَمْكُرُوا فِيهاتا مكر كنند در ان موضع و مردم را از ايمان بازدارند چنانچه رؤساء مكه بر سر چهار راه كسان بازداشته‌اند كه در موسم حج هر كه بيايد و از حال پيغمبر ص سؤال كند گويند ساحرست و شاعر و كاهن و امثال آنوَ ما يَمْكُرُونَو مكر نمىكنند اين كافرانإِلَّا بِأَنْفُسِهِمْمگر با نفسهاى خود چه و بال مكر ايشان راجع است بديشانوَ ما يَشْعُرُونَو نمىدانند ايشان كه تبعه مكر به صاحب او مىرسد و لا يحيق المكر السيئ الا باهله آورده‌اند كه ابو جهل و متابعان او مىگفتند كه ما با بنى عبد مناف در هر شرفى كه دارند شركتى داريم اكنون كه مىگويند در ميان ما پيغمبريست كه برو وحى فرود مىآيد راضى نمىشويم تا بما وحى نيز فرود نمىآيد چنانچه برو نازل مىشود حق سبحانه آيت فرستادوَ إِذا جاءَتْهُمْ آيَةٌو چون بيايد بكفار قريش آيتى از قرآن يا معجزه در اثبات نبوّت سيد آخر الزمان عليه السلامقالُوا لَنْ نُؤْمِنَگويند ايمان نمىآريم برين آيت يا معجزهحَتَّىتا وقتى كهنُؤْتىبدهند ما رامِثْلَ ما أُوتِيَمانند آنچه داده شده‌اندرُسُلُ اللَّهِپيغمبران خدا يعنى وحى و كتاب بما فرود آيد چنانچه بديشان فرود مىآيد امام ثعلبى رح گويد كه مراد از رسل اللّه پيغمبر ص است چنانچه در آيتيا أَيُّهَا الرُّسُلُمخاطب همه اوست و اين بر سبيل تعظيم باشد در شرح معارف آورده كه تا حق سبحانه و تعالى شمايل همه انبيا با وى جمع نه‌كرد او را به آيتيا أَيُّهَا الرُّسُلُخطاب نفرمود مصرعههر چه خوبان همه دارند تو تنها دارىدر تبيان آورده كه وليد مغيره با حضرت رسالت‌پناه ص گفت كه اگر نبوّت حق است من از تو به آن سزاوارترم به جهت آنكه بسن از تو اكبرم و بمال از تو بيشتر حق سبحانه فرمود كه نبوت بعمر و مال نيست بفضل و كمالستاللَّهُ أَعْلَمُخدا داناترستحَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُآنجا كه مىنهد پيغامهاى خويش راسَيُصِيبُ
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 302 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )