تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
6 / 120 و ترك كنيد آشكارا گناه را و پنهان او را هر آئينه كسانى كه گناه مىكنند جزا داده خواهند شد بحسب آنچه مىكردند ( 121 ) 6 / 121 و مخوريد از آنچه ياد كرده نشد نام خدا بر وى و هر آئينه وى ( خوردنش ) گناه است و هر آئينه شياطين وسوسه القا مىكنند بسوى دوستان خويش تا خصومت كنند با شما و اگر فرمانبردارى ايشان كنيد هر آئينه شما مشرك باشيد ( 122 ) 6 / 122 آيا كسى كه مرده بود پس زنده ساختيمش و پيدا كرديم براى او نورى كه مىرود با وى ميان مردمان ، مانند كسى باشد كه صفتش اينست كه او در تاريكيهاست نيست بيرون آينده ازان
شرح
وَ ذَرُوادوست بداريدظاهِرَ الْإِثْمِآشكاراى گناهوَ باطِنَهُو پنهان آن را يعنى ترك كنيد همه گناهان را زيرا كه گناه آشكارا باشد يا پنهان گفته‌اند نكاح محارم مكنيد و بزنا مائل مشويد و بعضى برآنند كه گناه ظاهر آنست كه بجوارح مىكنند و باطن آنكه بدل مىانديشند در حقايق سلمى آورده كه ظاهر اثم طلب نعمتهاى دنياست و باطن اثم ميل به نعمت‌هاى عقبى چه هر دو سبب مشغولى مىشود از حضرت مولى يا ظاهر حظوظ نفس است و باطن حظوظ قلب يا گناه ظاهر ميلست بمشتهيات نفس بجوارح و گناه باطن محبت آرزوهاى نفس است در دل يا ظاهر آنست كه خلق را بدان اطلاع افتد و باطن آنكه ميان بنده و خدا بود و حقيقت آنست كه گناه ظاهر اقوال و افعال سببيه است كه بجوارح و اعضا ارتكاب آن دست مىدهد و گناه باطن عقائد فاسده و عزائم باطله است و در بحر الحقائق فرموده كه همچنان‌كه انسان را ظاهريست يعنى بدن جسمانى و باطنىست يعنى دل روحانى گنه را نيز ظاهرى است و آن قول و فعل باشد موافق طبع و مخالف شرع و باطنى كه صفات حيوانيست و اوصاف سبعى و شيطانى پس حق سبحانه و تعالى مىفرمايد كه ترك كنيد افعال طبع را باستعمال اعمال شرع و دست بداريد از اخلاق ذميمه نفسانى به تخلّق باخلاق ملكى و ربانى و امام قشيرى قدس سره مىگويد كه چون حق تعالى نعمت ظاهر و باطن به تو ارزانى داشته كه و اسبغ عليكم نعمه ظاهرة و باطنه اينجا مىگويد ذروا ظاهر الاثم و باطنه يعنى شكر نعمت ظاهر و باطن ترك گناه ظاهر و باطن‌ست و ترك گناه ظاهر نجات نفوس است از عذاب نيران و ترك گناه باطن خلاصى قلوب است از عقوبت حرمان بيتظاهر و باطن خود پاك كن از لوث گناه * تا از ان صورت و معنى تو پاكيزه شودإِنَّ الَّذِينَ يَكْسِبُونَ الْإِثْمَبه درستى كه آنان كه كسب مىكنند گناه را ظاهرا و باطناسَيُجْزَوْنَزود باشد كه جزا داده شوندبِما كانُوا يَقْتَرِفُونَبه‌آنچه هستند كه كسب مىكنند آورده‌اند كه مشركان عرب كه مردار را حلال دانستندى گفتند اى محمد ص گوسفندى كه ميرد كشنده او كيست فرمود كه آفريننده او گفتند وا عجبا چيزى كه ياران تو مىكشند و سگ و چرغ هلاك مىكنند حلال و پاك است و هر چه خدا مىكشد حرام و ناپاكست ازين سخن وسوسه در خواطر ضعفاى اهل اسلام افتاد آيت آمدوَ لا تَأْكُلُواو مخوريدمِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِاز آنچه ياد نكرده‌اند نام خدا را به ذبح آن و امام احمد حنبل رح حرام داند لحم متروك التسميه را خواه بعمد و خواه بسهو و امام مالك رح و امام شافعى رح بخلاف اين مىگويند كه ذبيحه مسلمان حلالست اگر چه تسميه نگفته باشد و امام ابو حنيفه رح ميان عمد و نسيان فرق مىكند اگر ترك تسميه بعمد كرد حرام است و الا حلالوَ إِنَّهُ لَفِسْقٌو به درستى كه خوردن آن فسقستوَ إِنَّ الشَّياطِينَو به درستى كه ديوانلَيُوحُونَهر آئينه وسوسه مىكنندإِلى أَوْلِيائِهِمْبه دوستان خود از كافرانلِيُجادِلُوكُمْتا با شما خصومت كنند كه هرچه خود مىكشيد مىخوريد و آنچه خدا كشته مىگذاريدوَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْو اگر شما اى مؤمنان فرمان بريد ايشان را در استحلال آنچه حرامستإِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَبه درستى كه شما مشركان باشيد زيرا كه ترك فرمان خدا به فرمان‌بردارى غير او شركستأَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاًآيا آن‌كس كه بود مرده بكفر يا جهل يا ضلالتفَأَحْيَيْناهُپس زنده گردانيديم او را باسلام يا علم يا هدايتوَ جَعَلْنا لَهُ نُوراًو داديم مر او را نورى از حجج و براهين تا تمييز كند ميان حق و باطليَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِمىرود به آن نور در ميان مردمان به راه راست پس اين چنين كس باشد يعنى نباشدكَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِمانند كسى كه صفت او آنست كه در تاريكيها ماندهلَيْسَ بِخارِجٍ مِنْهانيست بيرون آينده از ان .