تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
6 / 100 و مقرر كردند كافران براى خدا شريكان را كه از قسم جن‌اند و حال آنكه خدا آفريده است ايشان را و به افترا ثابت كردند او را فرزندان و دختران به غير دانش پاكيست او را و بلند است از آنچه بيان مىكنند ( 101 ) 6 / 101 او آفرينندهء آسمانها و زمين‌ست چگونه باشد او را فرزندى حال آنكه نبود او را زن و بيافريد هر چيز را و او بهر چيز داناست ( 102 ) 6 / 102 اينست خدا ، پروردگار شما نيست هيچ معبود مگر او آفرينندهء هر چيز است پس پرستش كنيد او را و او بر هر چيز كارسازست ( 103 ) 6 / 103 در نمىيابند او را چشمها يعنى در دنيا و او در مىيابد چشمها را و اوست مهربان آگاه ( 104 )
شرح
وَ جَعَلُواو ساختند كافران و اصح آنست كه مراد زنادقه‌اند يعنى مجوس كه ساخته‌اند يعنى پيدا كرده‌اند بزعم خودلِلَّهِبراى خداشُرَكاءَ الْجِنَّانبازان جن را يعنى ديوان را گفتند كه شيطان شريك خداست هر چه خيرست خدا مىآفريند و آن را يزدان مىگويند و هر چه شرست شيطان خلق مىكند و او را اهرمن مىخوانندوَ خَلَقَهُمْو حال آنست كه او آفريده است مر اين گبران را نه شيطان بلكه شيطان نيز مخلوق اوست و اينان مخلوق را شريك خالق مىگويندوَ خَرَقُوا لَهُو برمىبافتند بعضى كافران براى اوبَنِينَپسران چون عزير و عيسى عوَ بَناتٍو دختران چون ملائكهبِغَيْرِ عِلْمٍبىآنكه علم باشد ايشان را به حقيقت آنچه مىگويندسُبْحانَهُپاك است خداوَ تَعالىو برترستعَمَّا يَصِفُونَاز آنچه صفت مىكنند كه او را شريك و فرزندست و حاشا و كلا تعالى عن ذلك علوا كبيرابَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِاوست پديد آرنده آسمانها و زمينهاأَنَّى يَكُونُاز كجا باشد و چگونه بودلَهُ وَلَدٌمر او را فرزندىوَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌو حال آنكه نيست مر او را زنى و فرزند از زن و شوهر پديد آيد و چگونه او را زن باشد كه در زنان و شوهرى كفائت و جنسيت شرطست و او را كفو نيست و ميان او و ما سواى مجانست نىوَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍو بيافريد همه چيزى را و خالق را مانند نيستوَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌو او به همه چيزهاست دانا و غير او را اين دانائى نيست پس او را مثل نيست و نه بود و چون كسى مثل و مانند او نباشد پس اسناد صاحبه و ولد بر وى محال بودذلِكُمُاينكه بدين صفتها موصوفستاللَّهُخداوند مستحق عبادت اوسترَبُّكُمْپروردگار شمالا إِلهَ إِلَّا هُوَهيچ معبودى سزاوار پرستش نيست مگر اوخالِقُ كُلِّ شَيْءٍآفريننده همه چيزهافَاعْبُدُوهُپس او را بپرستيدوَ هُوَو اوست با وجود اين همه صفاتعَلى كُلِّ شَيْءٍبر همه چيزهاوَكِيلٌنگهبان و متولى امور بندگانلا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُدرنيابد او را ديدهاوَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَو او دريابد خداوندان ديدها را اين آية دلالتى بر نفى ادراك دارد كه وقوفست بر كنه شىء و احاطه به دو نه بر نفى رويت چه رويت بىادراك ممكنست و اگر ادراك را بمعنى رويت دارند تقرير بايد كرد كه نه بيند بصرها او را در دنيا چه رويت در عقبى بنص قرآن و حديث ثابت شدهوَ هُوَ اللَّطِيفُو اوست نيكوكارالْخَبِيرُو دانا باسرار در ينابيع گفته كه اوست باريك بين و نهان دان كسى نه بيند آنچه وى بيند و كسى نداند آنچه وى داند .