تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
6 / 94 و ( گوئيم ) هر آئينه آمديد پيش ما تنها چنان كه آفريده بوديم شما را اوّل بار و گذاشتيد آنچه عطا كرده بوديم شما را پس پشت خويش و نمىبينيم با شما شفاعت‌كنندگان شما را آنكه گمان مىكرديد كه ايشان در تربيت شما شريكان خداوند هر آئينه بريده شد پيوند ميان شما و گم‌گشته از شما آنچه گمان مىبرديد ( 95 ) 6 / 95 هر آئينه خدا شكافندهء دانها و خستها است بيرون مىآورد زنده را از مرده و بيرون‌آرندهء مرده است از زنده اينست خدا پس كجا برگردانيده مىشويد ( 96 ) 6 / 96 شكافندهء صبحست و گردانيد شب را آرامگاه و گردانيد آفتاب و ماه را معيار حساب اينست تقدير خدا غالب دانا ( 97 ) 6 / 97 و اوست آنكه بيافريد براى شما ستارها تا راه يابيد بسبب آنها در تاريكيهاى بيابان و دريا هر آئينه بتفصيل بيان كرديم نشانها را براى گروهى كه ميدانند ( 98 )
شرح
وَ لَقَدْ جِئْتُمُوناو به درستى كه آمديد براى حساب و جزا بسوى مافُرادىتنها نه مال با شماست و نه فرزندان و نه خدم و حشم و نه يار و نه مددگاركَما خَلَقْناكُمْآمديد چنان كه شما را آفريده بوديمأَوَّلَ مَرَّةٍنخستين بار و رحم مادر سر و پاى برهنهوَ تَرَكْتُمْو بگذاشتيدما خَوَّلْناكُمْآنچه عطا كرده بوديم شما را در دنيا يعنى آنچه بدان مىنازيديد و بر ديگران بسبب آن مفاخرت مىكرديد بگذاشتيدوَراءَ ظُهُورِكُمْاز پس پشت خود نه از پيش فرستاديد و نه با خود برداشتيدوَ ما نَرى مَعَكُمْو نمىبينيم با شماشُفَعاءَكُمُشفيعان شما راالَّذِينَ زَعَمْتُمْآنانى كه گمان برديد از روى جهالتأَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكاءُبه درستى كه ايشان در تربيت شما شريكان خدااندلَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْبه درستى كه بريده شد پيوند شما و حفص نصب نون خواند يعنى منقطع گشت آنچه ميان شما بود از مواصلت و مودتوَ ضَلَّ عَنْكُمْو گم شد از شماما كُنْتُمْآنچه بوديدتَزْعُمُونَكه گمان مىبرديد كه بتان شما شفيعان شمااندإِنَّبه درستى كهاللَّهَخداىفالِقُ الْحَبِّشكافنده تخم است يا از وى نبات رويدوَ النَّوىو شكافنده دانه است تا نهال از ان برآيديُخْرِجُ الْحَيَّبيرون مىآرد زنده يعنى نبات را كه به نشو و نما حياتى داردمِنَ الْمَيِّتِاز مرده كه تخم و دانه است يا بيرون آرد ولد را از نطفه و مرغ را از بيضه مؤمن را از كافر و عاقل را از جاهلوَ مُخْرِجُ الْمَيِّتِو بيرون آرنده مرده است چون تخم يا نطفه يا بيضهمِنَ الْحَيِّاز زنده كه نبات و آدمى و مرغ استذلِكُمُ اللَّهُاين زنده‌كننده و ميراننده اللّه استفَأَنَّى تُؤْفَكُونَپس كجا گردانيده مىشويد ازوفالِقُ الْإِصْباحِشكافنده عمود صبح است از ظلمت شب يعنى تاريكى برد و روشنائى آوردوَ جَعَلَ اللَّيْلَو گردانيد شب راسَكَناًآرامگاه خلق تا از تعب حركات روز برآسانيدوَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَو ساخت آفتاب و ماه راحُسْباناًنشانهاى شمار يعنى ايشان را ادوار مختلف و سيرهاى متنوع داد تا شهور و سنين بديشان متعين گرددذلِكَاين كار كه تيسير و تدوير شمس و قمر است براى حسابتَقْدِيرُ الْعَزِيزِتقدير خداوندى است غالب كه حكم او بر همه جارى استالْعَلِيمِدانا به تدبير مملكت خودوَ هُوَ الَّذِيو اوست آن خداوندى كه بقدرت كامله و حكمت بالغهجَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَبيافريد براى شما ستارهالِتَهْتَدُوا بِهاتا راه بيابيد بسبب آنهافِي ظُلُماتِ الْبَرِّدر تاريكيهاى شب در بيابانوَ الْبَحْرِو در تاريكيهاى دريا و نجوم را بجز اين منافع ديگر هم هست چون زينت سما و رمى شيطان و غير آن و در تيسير گفته كه ذكر اين منفعت كرد چه درينجا دليل قدرت ظاهر ترست زيرا كه نجوم را بر فلك دليل معرفت طرق زمين ساخته با وجود بعد مسافت ميان آسمان و زمينقَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِبه درستى كه روشن و مبين ساختيم نشانهاى قدرت رالِقَوْمٍ يَعْلَمُونَبراى گروهى كه داننده و بدان استدلال كنند .