تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
6 / 92 و اين قرآن كتابيست كه فرستاديم او را با بركت باوردارنده آنچه پيش از وى بود و تا بيم كنى اهل مكه را و كسانى را كه گرداگرد مكه ساكن‌اند و معتقدان آخرت البته ايمان مىآرند به قرآن و ايشان بر نماز خود محافظت مىكنند ( 93 ) 6 / 93 و كيست ستمكارتر از كسى كه بر بست بر خدا دروغى يا گفت وحى فرستاده شده است به من و به حقيقت نه فرستاده شده است بسوى وى چيزى و از كسى كه گفت فرود خواهم آورد مانند آنچه فرودآورد خدا و تعجب كنى چون بنگرى وقتى كه ظالمان در شدائد مرگ باشند و فرشتگان دست خود را دراز مىكنند مىگويند بيرون آريد روحهاى خود را امروز جزا داده خواهيد شد عذاب رسواكننده بسبب آنكه مىگفتيد بر خدا ناحق و بسبب آنكه از تصديق آيات او سركشى مىكرديد ( 94 )
شرح
وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُو اين قرآن كتابيست كه فرستاديم او رامُبارَكٌبسيار فائده و با بركتمُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِباوردارنده آنچه پيش از وى بوده از كتبوَ لِتُنْذِرَو تا بيم كند اين كتاب و حفص بتا مىخواند يعنى تا تو بيم كنىأُمَّ الْقُرىاهل مكه راوَ مَنْو هر كهحَوْلَهاگرداگرد مكّه است يعنى مجموع اهل مشرق و مغرب را قرى جمع قريه است او را از قرى گرفته‌اند كه بمعنى جمع است پس هركجا مجتمع باشد از شهر و ديهه آن را قريه توان گفت مكه را ام القرى گفت به جهت آنكه تمام زمين را از تحت او بسط كرده‌اند يا آنكه قبله اهل قراست و مجتمع ايشان در وقت حجوَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِو آن كسانى كه ايمان آورده‌اند به آخرتيُؤْمِنُونَ بِهِايمان مىآرند بكتاب يا پيغمبر چه تصديق آخرت موجب خوف عاقبتست و خوف سبب تدبر و تفكّر در آنكه نجات بمتابعت پيغمبر عليه الصلاة و السلام و قرآن دست دهدوَ هُمْو ايشان كه به نبى و كتاب مىگروندعَلى صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَبر نمازهاى خود محافظت مىنمايند زيرا كه نشانه ايمان و ستون دين نمازست آورده‌اند كه مسيلمه كذّاب و اسود بن عنسى دعوى نبوت كردند و حضرت رسول عليه الصلاة را از سبب دعوى دروغ ايشان غبار ملال بر صفحه خاطر عاطر نشسته حضرت عزت ستمكارى ايشان را شرح داد كهوَ مَنْ أَظْلَمُو كيست ستمكارترمِمَّنِ افْتَرىاز آن كس كه افترا كرد و ببستعَلَى اللَّهِ كَذِباًبر خدا دروغى و گفت كه من پيغمبر اويمأَوْ قالَيا گفتأُوحِيَ إِلَيَّوحى مىكنند به منوَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌو حال آنكه وحى نه‌كرده‌اند به دو چيزى مسيلمه اباطيل و مفتريات بر هم مىبست و مىگفت اين وحى است كه به من فرود آمده و اسود بن عنسى نيز مىگفت كه شخصى بر من ظاهر مىشود بر حمارى نشسته و سخنان بر من القا مىكندوَ مَنْ قالَو كيست ظالم‌تر از ان كس كه گفتسَأُنْزِلُزود باشد كه نازل گردانممِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُمانند آنچه خدا نازل گردانيده گوينده اين سخن عبد اللّه بن سعد است كه كاتب ديوان نبوت بود روزى كه آيتوَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍمىنوشت و تقلب اطوار او از علقه و مضغه و عظم و لحم ملاحظه كرد و بعد از آنكه كلمات ثم انشاناه خلقا آخر شنيد از روى تعجب بر زبانش جارى شد كه فتبارك اللّه احسن الخالقين حضرت رسالت‌پناه ص گفت بنويس كه همچنين نازل شده عبد اللّه در شك افتاد مرتد گشت گفت اگر محمد ص صادقست پس بر من وحى فرود مىآيد چنانچه برو مىآيد و اگر كاذبست من هم گفتم چنانچه او مىگويدوَ لَوْ تَرىو اگر به بينى توإِذِ الظَّالِمُونَچون باشند ظالمان يعنى كافرانفِي غَمَراتِ الْمَوْتِدر سكرات و شدتهاى مرگوَ الْمَلائِكَةُو فرشتگان عذابباسِطُوا أَيْدِيهِمْگسترانندگان دستهاى خود را براى قبض ارواح ايشان در ينابيع گفته كه دستها گشاده باشند به عذاب ايشان و عمود آتشين بر ايشان مىزنند و مىگويندأَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُبيرون آريد روحهاى خود را از جسدهاى خود همچون متقاضى مسلّط كه از روى غلظت و عنف به چيزى مىطلبد يا مىگويند فرشتگان بدر آريد روحهاى خود را از عذاب اگر مىتوانيدالْيَوْمَامروز كه وقت مردن شماست تا ابد الآبدينتُجْزَوْنَجزا داده خواهيد شدعَذابَ الْهُونِبه عذاب خواركنندهبِما كُنْتُمْ تَقُولُونَبسبب آنكه بوديد كه مىگفتيدعَلَى اللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّبر خدا چيزى كه نه راست بودوَ كُنْتُمْ عَنْ آياتِهِو بوديد كه از آيات اوتَسْتَكْبِرُونَگردن‌كشى مىكرديد و تعظيم نمىنموديد و در ان تامل و تدبر نداشتيد .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 293 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )