تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
6 / 91 و صفت نكردند يهود خدا را حق صفت او چون گفتند فرونه فرستاده است خدا بر هيچ آدمى چيزى بگو كه فروفرستاد كتابى كه آورده است او را موسى ع روشنى و هدايت مردمان را مىگردانيد او را دو قسم ورقهايى آشكارا مىكنيد آن را و پنهان مىكنيد بسيارى را و آموخته شديد يعنى در قرآن آنچه نمىدانستيد شما و نه پدران شما مىدانستند بگو خدا فرودآورد باز بگذار ايشان را در بحث ايشان در حالتى كه بازى مىكنند ( 92 )
شرح
وَ ما قَدَرُوا اللَّهَو تعظيم نه‌كردند جهودان خداى راحَقَّ قَدْرِهِچنانچه سزاى تعظيم او باشد و در كشف الاسرار گويد خداى را نه‌شناختند چنانچه حق شناختن او باشد آرى قدم را با حدوث چه نسبت خاك و آب را با رب الارباب چه مناسبت بزرگى را از شناخت الهى سؤال كردند فرمود كه كل ما خطر ببالك فهو على خلاف ذلك بيتهر چه آن بر هم نهاده دست عقل و حس و فهم * كبريايش سنگ بطلان اندر ان انداختهو حضرت حقايق پناهى خلدت ظلال كماله بالفيض الالهى در شرح رباعيات فرموده‌اند كه معرفت و ادراك حق سبحانه و تعالى باعتبار كنه ذات و تجرد او از تعيّنات اسماء و صفات ممتنعست مر غير حق سبحانه را زيرا كه ازين حيثيت بحجاب عزت محتجب است و به رداى كبريا مختفى هيچ نسبت نيست ميان او و ما سواى او پس شروع در طريق معرفت او ازين وجه اضاعت بضاعت وقتست مصرعهبه خيال در نگنجد تو خيال خود مرنجانو امام علّامه قدس اللّه روحه در اسرار التنزيل فرموده كه اى آنكه اشارت به تو محال و عبارت از تو و بال قطعهكنه ، خردم در خور اثبات تو نيست * مفهوم دلم از تو جز آيات تو نيستمن ذات ترا بواجبى كى دانم * داننده ذات تو بجز ذات تو نيستو گفته‌اند معنى اين آيت اينست كه ما وصفوا اللّه حق وصفه آورده‌اند كه مالك بن الضيف كه سر حلقه احبار يهود بود به خدمت سيد عالم آمد آن حضرت ص با وى گفت سوگند مىدهم ترا بدان خداى كه توريت را بر موسى نازل گردانيد كه تو در توريت ديده كه خداى تعالى دانشمند فربه را دشمن مىدارد گفت آرى اين خبر در توريت هست حضرت فرمود كه آن حبر تن‌پرور خودپرست توئى او در غضب شده و گفت خداى هيچ كتاب بر هيچ‌كس نازل نه ساخته است آيت آمد كه اين‌ها خداى را چنانچه مىبايد وصف نكردندإِذْ قالُواچون گفتندما أَنْزَلَ اللَّهُنه‌فرستاده است خداعَلى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍبر هيچ بشرى چيز از وحى و احكام شرع همچنين صفتى را كه انزال كتب و ارسال رسل است از حق سبحانه سلب كردندقُلْبگومَنْ أَنْزَلَ الْكِتابَ الَّذِيكه فرستاده آن كتاب را كهجاءَ بِهِ مُوسىآمد بوى موسى يعنى توريتنُوراًدر حالتى كه بود روشنائىدهندهوَ هُدىً لِلنَّاسِو راه نماينده مر مردمان راتَجْعَلُونَهُشما گردانيده‌ايد آن راقَراطِيسَصحيفه‌ها و طومارها و ورقهاى پراگندهتُبْدُونَهاآشكارا مىكنيد آنچه مىخواهيدوَ تُخْفُونَ كَثِيراًو پنهان مىسازيد بسيارى را از ان چون نعت مصطفى و آيت رجم و غير آنوَ عُلِّمْتُمْو آموخته شده‌ايد اى اهل اسلام به زبان محمد ص مصطفىما لَمْ تَعْلَمُواآنچه ندانستيدأَنْتُمْ وَ لا آباؤُكُمْنه شما و نه پدران شما از امر و نهى و حلال و حرامقُلِ اللَّهُبگو اى محمد ص كه خداى فرستاده است و اين جواب آنست كه فرستاد توريت راثُمَّ ذَرْهُمْپس از يهود دست بدار و بگذار ايشان را تا پيوستهفِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَدر اباطيل و خرافات خود بازى مىكنند شيخ ابو سعيد ابو الخير قدس اللّه روحه در كلمه قل اللّه ثم ذرهم فرموده كه اللّه بس و ما سواه هوس و انقطع النفس حضرت شيخ الاسلام قدس روحه فرموده كه قل اللّه دل بسوى او دار ثم ذرهم غير او را فروگذار شبلى قدس سره با بعضى از اصحاب خود مىگفت عليك باللّه و دع ما سواه شعرچون تفرقه دل است حاصل ز همه * دل را به يكى سپار و بگسل از همه.
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 292 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )