2 / 93
و آنگاه كه گرفتيم پيمان شما و برداشتيم بالاى شما طور را گفتيم بگيريد آنچه داديم شما را به قوت و بشنويد گفتند به زبان حال شنيديم و نافرمانى كرديم و در خور كرده شد در دلهاى ايشان دوستى گوساله را بسبب كافر بودن ايشان بگو بد چيز است آنچه مىفرمايد شما را ايمان شما اگر هستيد از اهل ايمان ( 93 )
2 / 94
بگو اگر هست شما را سراى بازپسين نزديك خدا بتخصيص بجز از مردمان ديگر پس آرزو كنيد مرگ را اگر هستيد راست گوى ( 94 )
2 / 95
و هرگز آرزو نكنند او را هيچگاه بسبب آنچه پيش فرستاده است دستهاى ايشان ، و خدا داناست به ستمگاران ( 95 )
2 / 96
و هر آئينه بيابى ايشان را حريصترين مردم بر زندگانى و حريصتر از آنان كه مشركاند دوست مىدارد يكى از ايشان كاش عمر داده شود هزار سال و نيست رهانندهء وى از عذاب آنكه عمر داده شود و خدا بيناست به آنچه مىكنند ( 96 )
شرح
وَ إِذْ أَخَذْناو ياد كنيد چون فرا گرفتيم مامِيثاقَكُمْپيمان شما راوَ رَفَعْناو برداشتيمفَوْقَكُمُ الطُّورَبر زبر سر شما كوهى را كه منسوب بود بطور بن اسماعيل از كوههاى فلسطين و آن شهرى است از بلاد شامخُذُواگفتيم كه فرا گيريدما آتَيْناكُمْآنچه بشما دادهايم يعنى توريتبِقُوَّةٍبعزم درست وجد تماموَ اسْمَعُواو بشنويد يعنى فرمان بريدقالُواگفتند به آشكاراسَمِعْناشنوديم و پذيرفتيم و پنهان با خود گفتندوَ عَصَيْناو نافرمانى كرديم يا شنيديم به گوش و عاصى شديم بدلوَ أُشْرِبُواو خورانيده شدند يعنى درآورده شدندفِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَدر دلهاى ايشان دوستى گوساله رابِكُفْرِهِمْبسبب جحود و انكار ايشانقُلْ بِئْسَما يَأْمُرُكُمْبگو اى محمد ص بد چيزى است آنچه مىفرمايد شما رابِهِ إِيمانُكُمْبه آن چيز ايمان شما و آن كفر است به قرآن و به محمد صإِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَاگر هستيد شما گرويدگان به خدا چه اگر كسى مؤمن باشد ايمان او را به كفر نه مىفرمايد و جهودان به اين همه رسوائى گفتند كه بهشت جز جاى ما نخواهد بود حق تعالى جل على فرمود كهقُلْبگو اى محمد ص در جواب اين دعوى ايشان كهإِنْ كانَتْاگر هست بزعم شمالَكُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُمر شما را سراى آخرت و نعمت بهشتعِنْدَ اللَّهِنزديك خداخالِصَةًپاكيزه و خاصهمِنْ دُونِ النَّاسِبىديگر مردمانفَتَمَنَّوُا الْمَوْتَپس آرزو كنيد مرگ راإِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَاگر هستيد شما راستگويان در آنكه بهشت خاصه از آن شما است چه بىمرگ بدان سراى نتوان رسيد آرزوى مرگ از علامات اشتياق لقا است پس هر كه آرزومندتر بود به مرگ مشتاقتر باشد بلقا فرد مرگ است كه دوست را رساند بر دوست آن كيست كه او به مرگ شادان نبودوَ لَنْ يَتَمَنَّوْهُ أَبَداًو آرزو نكنند جهودان مرگ را هرگزبِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْبهآنچه پيش فرستاده است دستهاى ايشان از قتل انبيا ع و تغيير لغت مصطفى عليه السلاموَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَو خداى داناتر است به ستمگاران و دروغگويانوَ لَتَجِدَنَّهُمْو هر آئينه يا بى تو جهودان راأَحْرَصَ النَّاسِحريصترين مردمانعَلى حَياةٍبر زندگانى دنياوَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواو از آن كسانى نيز كه شرك آوردهاند يعنى كفار عرب و اصح آنست كه مراد اينجا مشركان مجوسند زيرا كه هيچكس را زندگانى دنيا دوستتر از ايشان نيستيَوَدُّ أَحَدُهُمْدوست مىدارد يكى از ايشان يعنى از گبرانلَوْ يُعَمَّرُكه كاش عمر داده شودأَلْفَ سَنَةٍهزار سال و ازين است تحيت مجوس كه چون بهم رسند گويند كه هزار سال بزى و نزد بعضى از علما گفتن اين لفظ مكروه استوَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِو نيست كه رهانندهء او باشدمِنَ الْعَذابِاز عذابأَنْ يُعَمَّرَآنكه عمر داده شود يعنى طول عمر او دافع عذاب الهى نيستوَ اللَّهُ بَصِيرٌو خداى بينا استبِما يَعْمَلُونَبهآنچه مىكنند يهود و مجوس و غير ايشان و بعضى از يهود مىگفتند كه صاحب محمد ص جبرئيل است و او وحى به دو فرومىآرد و اسلاف ما را از جبرئيل ع رحمت بسيار رسيده است و اكثر بلا و عذاب بر آباى ما بهواسطه او نازل شده اگر بجاى او ميكائيل بودى ما بابى القاسم ايمان مىآورديم حق سبحانه فرمود كه