2 / 85
باز شما اى گروه مىكشيد قوم خويش را و بيرون مىكنيد گروهى را از قوم خود از خانههاى ايشان يكى مددگار ديگر مىشويد بر ستم كردن در حق ايشان به گناه و تعدى و اگر اسير شده بشما مىآيند فدا مىدهيد عوض ايشان حال آنكه حرام است بر شما بيرون كردن ايشان - آيا ايمان مىآريد به پارهء از كتاب و كافر مىشويد به پارهء - پس چيست جزاى آن كه چنين كند از شما مگر خوارى در زندگانى دنيا و در روز قيامت گردانيده شوند بسوى سختترين عذاب و نيست خدا بىخبر از آنچه مىكنيد ( 85 )
2 / 86
ايشان آن كسانند كه خريدند زندگانى دنيا را عوض آخرت پس سبك كرده نشود از ايشان عذاب و نه ايشان يارى داده شوند ( 86 )
شرح
ثُمَّ أَنْتُمْ هؤُلاءِپس شما آن گروهيد كه پيمان را شكستهتَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْمىكشيد كسان خود راوَ تُخْرِجُونَ فَرِيقاًو بيرون مىكنيد گروهى رامِنْكُمْاز قوم خودمِنْ دِيارِهِمْاز سراها و منزلهاى ايشانتَظاهَرُونَهم پشت شديدعَلَيْهِمْبر آن قوم مغلوب شده از شمابِالْإِثْمِبه بزهكارىوَ الْعُدْوانِو افزونطلبى و بيدادى در مدينه دو قبيله بودند از يهود يكى قريظه و ديگرى نضير كه با هم مقاتله كردندى و قبل از هجرت دو قبيله مشرك نيز بودند يكى اوس و ديگرى خزرج بنى قريظه با اوس يكى شدند و بنى نضير با خزرج اتفاق كردند و هر فرقه از يهود به معاونت حليف خود با آن ديگرى قتال كردندى و بعد از غلبه در خرابى منازل ايشان كوشيدندى تا مهم قوم مغلوب بجلا انجاميدى و چون كسى اسير شدى باتفاق فدا دادندى چنانچه مىفرمايدوَ إِنْ يَأْتُوكُمْو اگر بشما آيندأُسارىاسيران بنى اسرائيلتُفادُوهُمْايشان را فديه مىدهيد يعنى به اسيرى ديگر بدل مىكنيدوَ هُوَ مُحَرَّمٌاين آيت تعلق بما قبل دارد يعنى قوم خود را از ديار ايشان بيرون كرديد و حال آنكه حرام كرده شده استعَلَيْكُمْبر شما به حكم ميثاقإِخْراجُهُمْبيرون كردن ايشانأَ فَتُؤْمِنُونَآيا مىگرويد شمابِبَعْضِ الْكِتابِبه پاره از احكام توريت كه فديهء اسيران استوَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍو كافر مىشويد به بعض ديگر كه قتل و اخراج استفَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُپس نيست مكافات آنكس كه بكندذلِكَهمچنين عهدشكنى و نافرمانىمِنْكُمْاز شما كه يهوديدإِلَّا خِزْيٌمگر خوارى و رسوائىفِي الْحَياةِ الدُّنْيادر زندگانى اين سراى كه آن قتل بنى قريظه است و اجلاى بنى نضيروَ يَوْمَ الْقِيامَةِو روز رستخيزيُرَدُّونَبازگردانيده شوند از حشرگاهإِلى أَشَدِّ الْعَذابِبسوى سختترين عذابى كه عذاب دوزخ است و يكى از علامات شدت دوام اوستوَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍو خداى تعالى غافل نيستعَمَّا تَعْمَلُونَاز آنچه عهدشكنان مىكنند و حفص بخطاب مىخواند و مخاطب هم يهوداند يا خطاب عام استأُولئِكَ الَّذِينَاين گروه آنانند كه از بىخردىاشْتَرَوُا الْحَياةَ الدُّنْياخريدهاند و بدل كردهاند زندگانى محقر دنيا رابِالْآخِرَةِبه نعمت جاودانى آن سراى ديگرفَلا يُخَفَّفُپس سبك كرده نهشودعَنْهُمُ الْعَذابُاز ايشان عذاب نه در دنيا بنقصان جزيه و نه در آخرت بخروج از آتشوَ لا هُمْ يُنْصَرُونَو نباشند ايشان كه يارى داده شوند نه در دنيا بدفع آفات از ايشان و نه در محشر بتخفيف عقوبات .