2 / 103
و اگر ايشان ايمان مىآوردند و تقوى مىكردند هر آئينه ثواب از نزديك خدا بهتر بودى كاش مىدانستند ( 103 )
2 / 104
اى مؤمنان مگوئيد راعنا و بگوئيد انظرنا و نيك بشنويد و كافران راست عذاب درددهنده ( 104 )
2 / 105
دوست نه مىدارند آنان كه كافر شدند از اهل كتاب و مشركان كه فرودآورده شود بر شما هيچ نيكى از پروردگار شما و خدا مخصوص مىكند ببخشايش خود هر كرا خواهد و خدا خداوند فضل بزرگست ( 105 )
2 / 106
هر چه فسخ مىكنيم از آيتى يا فراموش مىگردانيم آن را مىآريم بهتر از وى يا مانند وى آيا نه دانسته كه خدا بر همه چيز تواناست ( 106 )
شرح
وَ لَوْ أَنَّهُمْ آمَنُواو اگر اين جهودان گرويدندى به محمد صوَ اتَّقَوْاپرهيز كردندى از سحر و كيش يهودى پاداش يافتندى و پوشيده نيستلَمَثُوبَةٌهرآئينه پاداشمِنْ عِنْدِ اللَّهِاز نزديك خداىخَيْرٌبهتر است از رشوت كه بر كتمان نعمت پيغمبر مىستانندلَوْ كانُوا يَعْلَمُونَاگر بودى كه بدانستندىيا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوااى كسانى كه گرويدهايدلا تَقُولُوا راعِنامگوئيد لفظ راعنا در وقت مكالمه با محمد ص كه يهود گفتار شما را دستاويز ساخته به آن حضرت ص اين كلمه مىگويند و در لغت ايشان دشنام فاحش است و مؤمنان بدان معنى مىگفتند كه مراعات كن سخنان ما را يعنى بشنو ، حق سبحانه فرمود كه اين كلمه مگوئيدوَ قُولُوا انْظُرْناو بگوئيد انظرنا يعنى بنگر بسوى ماوَ اسْمَعُواو بشنويد حكم خدا را بسمع قبولوَ لِلْكافِرِينَو مر كافران راست يعنى آنها را كه بر سبيل مذمت اين كلمه مىگويندعَذابٌ أَلِيمٌعذابى دردناك كه هرگز انقطاع نيابدما يَوَدُّدوست ندارندالَّذِينَ كَفَرُواآنان كه حق را پوشيدهاندمِنْ أَهْلِ الْكِتابِاز اهل كتاب يعنى يهودوَ لَا الْمُشْرِكِينَو نه مشركانأَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْآنكه فروفرستادهشود بر شمامِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْهيچ نيكوئى از نزد پروردگار شما مراد وحى است و قرآن كه جامع همه چيزها است يعنى يهود نمىخواستند كه نبوت بآل اسماعيل انتقال كند و مشركان را داعيه آن بود كه پيغمبرى بوليد مغيره و يا نعيم ثقفى رسدوَ اللَّهُ يَخْتَصُّو خداى اختصاص مىدهدبِرَحْمَتِهِبه نبوت و وحى خودمَنْ يَشاءُهرك را مىخواهدوَ اللَّهُو خداىذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِخداوند فضل بزرگ است بر هر كه خواست او را نبوت داده و در صفت فضل به عظمت اشعارى است بر آنكه فرد فضل او فضليست افزون از عدد * لطف او لطفيست بيرون از شمارما نَنْسَخْهر چه منسوخ مىگردانيممِنْ آيَةٍاز آيت قرآن بر وفق مصالح خلق و مقتضاى زمانأَوْ نُنْسِهايا فراموش مىگردانيم آن را و از دلها مىبريمنَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهابياريم بهترى از آن آيت منسوخه چنانچه مصابرت يك غازى را با ده تن از كافران منسوخ كرد و با دو تن مقرر ساختأَوْ مِثْلِهايا بياريم مانند آنكه نسخ كردهايم در منفعت و مثوبت با وجود رعايت مصلحت چون تحويل قبله از بيت المقدس به كعبهأَ لَمْ تَعْلَمْآيا نمىدانى خطاب با منكران نسخ است جهودان در نسخ مجادله مىكردند و مىگفتند كه آن پشيمانى است و بر خداى روا نيست و از حكمت الهى و مصلحت پادشاهى در نسخ احكام غافل و جاهل بودند حق تعالى مىفرمايد كه اى منكر نسخ و مجادل آيا معلوم نهدارى يعنى نمىدانىأَنَّ اللَّهَآن را كه حق سبحانهعَلى كُلِّ شَيْءٍبر همه چيزها از محو و اثبات و نسخ و انشاءقَدِيرٌتوانا است بر كمال .