تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
2 / 87 و هر آئينه داديم موسى را كتاب و از پى در آورديم بعد از وى پيغامبران را و داديم عيسى پسر مريم را نشانهاى روشن و قوت داديم او را بروح القدس ( يعنى جبرئيل ) آيا هرگاه آورد پيغامبرى نزد شما آنچه دوست ندارد نفسهاى شما سركشى كرديد پس گروهى را دروغگو داشتيد و گروهى را كشتيد ( 87 ) 2 / 88 و گفتند دلهاى ما در پرده است بلكه نفرين كرده است ايشان را خدا بسبب كفر ايشان پس اندكى ايمان آرند ( 88 ) 2 / 89 و آنگاه كه آمد بديشان كتاب از نزديك خدا يعنى قرآن باوركنندهء آنچه به ايشان است و بودند كه پيش ازين طلب فتح مىكردند بر مشركان پس هرگاه آمد به ايشان آنچه مىدانستند منكر شدند ويرا پس لعنت خدا است بر كافران ( 89 )
شرح
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَىو به درستى كه ما عطا كرديم موسى راالْكِتابَتوريتوَ قَفَّيْناو از پى درآورديممِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِاز پس موسى ع به فرستادگان چون يوشع و داود و سليمان و الياس و زكريا و يحيى عليهم السلاموَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَو عطا كرديم عيسى ع را كه پسر مريم بودالْبَيِّناتِنشانهاى روشن و معجزات هويدا چون اخبار از غيب و احياى موتىوَ أَيَّدْناهُو نيرومند گردانيديم و قوّت داديم او رابِرُوحِ الْقُدُسِبجان پاكيزه و يا بجبرئيل كه در همه وقت قرين عيسى ع بودى يا اسم اعظم كه به بركت او مرده زنده گشتى يا انجيل كه تازگى دل و زندگى جان از ان يافتندى رباعىدل تازگى از حسن كلامت دارد * جان زندگى از سماع نامت داردهرجا كه دل واقف اسرار بود * او نور صفائى ز پيامت داردأَ فَكُلَّماآيا هرگاه كه از نزد ماجاءَكُمْ رَسُولٌآمد بشما فرستادهبِما لا تَهْوىبه‌آنچه دوست ندارندأَنْفُسُكُمُنفسهاى شما آن را و سخن او بر وفق هوا و مدعاى شما نباشداسْتَكْبَرْتُمْتعظيم نه‌كرديد و گردن ننهاديدفَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْپس گروهى را از ايشان به دروغ داشتيد چون محمد ص و عيسى عوَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَو گروهى را بكشتيد چون زكريا ع و يحيى عوَ قالُواو گفتندقُلُوبُنا غُلْفٌدلهاى ما در غلاف است يعنى پوشيده از فهم و بازداشته شده از قبول قول محمد ص ، بدين سخن نااميد مىگردانيدند حضرت پيغمبر ما را از ايمان خود به قرآن و متابعت آن حضرت ص حق سبحانه ردّ سخن ايشان مىكند يعنى نه چنان است كه ايشان مىگويندبَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُبلكه خداى تعالى ايشان را رانده است و مدد لطف از ايشان بازگرفتهبِكُفْرِهِمْبسبب ناگرويدن ايشانفَقَلِيلًا ما يُؤْمِنُونَپس اندكى از ايشان ايمان مىآرند چون عبد اللّه رض ابن سلام و اصحاب اووَ لَمَّا جاءَهُمْو آن هنگام كه بديشان آمدكِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِنوشته از نزديك خدا كه آن قرآن استمُصَدِّقٌگواه و موافقلِما مَعَهُمْمر آن كتاب را كه با ايشان است در توحيد و نبوت و حشر و آنچه از اصول دين باشد ، قبول نكردند و نگرويدند بدانوَ كانُوا مِنْ قَبْلُو حال آنكه بودند پيش از نزول اين كتاب كه در وقت فروماندگىيَسْتَفْتِحُونَطلب فتح و نصرت مىكردند بدين كتاب و به كسى كه اين كتاب به دو فرود آيد هرگاه كه كفار عرب قصد يهود كردندى و كار بر ايشان تنگ شدى دستها برداشته گفتندى بارخدايا نصرت مىخواهيم از تو به محمد ص كه رسول آخر الزمان استعَلَى الَّذِينَ كَفَرُوابر آنان كه نگرويده‌اند از مشركان عربفَلَمَّا جاءَهُمْپس آن وقت كه آمد بديشانما عَرَفُواآن‌كس كه شناخته بودندكَفَرُوا بِهِكافر شدند به دو چه ايشان را گمان آن بود كه آن پيغمبر از بنى اسرائيل خواهد بود چون از بنى اسماعيل بود به دو كافر شدندفَلَعْنَةُ اللَّهِپس لعنت خداىعَلَى الْكافِرِينَبر ناگرويدگان كه به دانش خود كار نه‌كردند و عناد ورزيدند وضع ظاهر در موضع ضمير تسجيل بر كفر ايشان است -
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 27 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )