6 / 15
بگو هر آئينه من مىترسم اگر نافرمانى پروردگار خود كنم از عذاب روز بزرگ ( 15 )
6 / 16
هر كه عذاب بازداشته شود از وى آن روز پس تحقيق مهربانى كرد خداى بر وى و اينست مطلب يا بى ظاهر ( 16 )
6 / 17
و اگر سختى رساند خدا به تو پس هيچ دفعكننده نيست آن را مگر او و اگر نعمت رساند به تو پس او بر همه چيز تواناست ( 17 )
6 / 18
و اوست غالب بالاى بندگان خود و اوست دانا آگاه ( 18 )
6 / 19
بگو چه چيز بزرگترست در باب شهادت بگو خدا است وى اظهارحقكننده است ميان من و ميان شما و وحى كرده شد بسوى من اين قرآن تا بيم كنم شما را به آن و بيم كنم آن را نيز كه قرآن به او برسد آيا شما اثبات مىكنيد كه با خدا هستند خدايان ديگر بگو من اثبات نمىكنم بجز اين نيست كه او خدائى يگانه است و هر آئينه من بيزارم از آنچه شما شريك مقرر كنيد ( 19 )
شرح
قُلْ إِنِّي أَخافُبگو به درستى كه من مىترسمإِنْ عَصَيْتُ رَبِّياگر عاصى شوم در امر پروردگار خود يعنى غير او را پرستمعَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍاز عذاب روز بزرگ كه قيامت استمَنْ يُصْرَفْهر كه بگرداند خداى عذاب راعَنْهُازو و حفص به صيغه مجهول مىخواند يعنى هركه بگردانيده شود عذاب ازويَوْمَئِذٍدران روزفَقَدْ رَحِمَهُپس به درستى كه حق برو بخشايش فرموده استوَ ذلِكَو اين بخشايش خداىالْفَوْزُ الْمُبِينُرستگارى هويداستوَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُو اگر برساند به تو خداى بضرّ سختى چون مرض و فقرفَلا كاشِفَ لَهُپس هيچ بازدارنده و برنده نيست آن راإِلَّا هُوَمگر اووَ إِنْ يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍو اگر برساند به تو نيكوئى چون غنا و صحتفَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌپس او بر همه چيزها ازينها تواناستوَ هُوَ الْقاهِرُو اوست قهركنندهفَوْقَ عِبادِهِغالب بر بندگان خود فوقيت به مكان نيست بلكه تصوير استعلا و غالبيت حقست بقدرت و قهر بر همه مخلوقاتوَ هُوَ الْحَكِيمُو اوست محكمكار در تدبير خودالْخَبِيرُدانا به خفاياى احوال بندگان نقلست كه سفهاى قريش گفتند اى محمد ص ما كسى را نمىبينيم كه ترا تصديق كند و از احبار يهود و علماى نصارا پرسيدهايم كه صفت اين مرد در كتب خويش ديدهايد همه انكار كردند اكنون كسى بما نماى كه گواهى دهد به رسالت تو و بر حقيقت كتاب تو آيت آمدقُلْبگو اى محمد در جواب ايشانأَيُّ شَيْءٍچه چيزستأَكْبَرُ شَهادَةًبزرگتر از جهت شهادت يعنى گواهى كيست بزرگتر از همه گواهىهاقُلِ اللَّهُ شَهِيدٌبگو خداى بزرگترست از جهت گواهىبَيْنِي وَ بَيْنَكُمْاو گواه است ميان من و شما يعنى گواه حقيقت من و بطلان شما اوستوَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُو به من وحى كرده شده اين قرآنلِأُنْذِرَكُمْ بِهِتا بيم كنم شما را به قرآن و اگرچه درو بشارت نيز هست اما اكتفا كرده باحد الضدينوَ مَنْ بَلَغَو ديگر انذار مىكنم هر كه قرآن به دو رسيد از عرب و عجم و جن و انس امام مقاتل رحمه اللّه فرموده هر كه قرآن به دو رسيده حضرت پيغمبر ص نذير اوست و از آنجا است كه محمد ص بن كعب قرظى فرموده كه من بلغه القرآن فكانما راى محمداأَ إِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَآيا شمائيد كه گواهى مىدهيدأَنَّ مَعَ اللَّهِآنكه با خدا هستندآلِهَةً أُخْرىخدايان ديگر يعنى بتانقُلْ لا أَشْهَدُبگو من بارى گواهى نمىدهم برينقُلْ إِنَّما هُوَبگو جز اين نيست كه اوإِلهٌ واحِدٌخدايست يگانه و من برين وجه گواهى مىدهموَ إِنَّنِي بَرِيءٌو به درستى كه من بيزارممِمَّا تُشْرِكُونَاز آنچه بوى شريك مىداريد از اصنام و غير آن .