تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
6 / 25 و از ايشان كسى هست كه گوش مىنهد بسوى تو و پيدا كرديم بر دل ايشان پردها تا نه فهمند آن را و در گوش ايشان گرانى را و اگر ببينند هر معجزه ايمان نيارند به آن تا وقتى كه بيايند پيش تو مكابره كنان با تو گويند اين كافران نيست اين مگر قصه‌هاى پيشينيان ( 25 ) 6 / 26 و ايشان منع مىكنند از متابعت او و دور مىشوند از متابعت او و هلاك نمىكنند مگر خويشتن را و نمىدانند ( 26 ) 6 / 27 و تعجب كنى اگر به بينى ايشان را وقتى كه بازداشته شوند نزديك آتش پس گويند اى كاش ما بازگردانيده شويم و به دروغ نسبت نكنيم آيات پروردگار خويش را و شويم از مسلمانان ( 27 ) 6 / 28 نه بلكه ظاهر شد ايشان را جزاء آنچه مىپوشيدند پيش ازين يعنى جزاء عقائد باطله و اگر بازگردانيده شوند البته رجوع كنند بسوى آنچه منع كرده مىشدند ازان هر آئينه ايشان دروغ‌گويانند ( 28 )
شرح
وَ مِنْهُمْو از كفّار مكهمَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَكسان هستند كه گوش فرا مىدارند بسوى تو وقتى كه قرآن مىخوانىوَ جَعَلْناو افگنده‌ايمعَلى قُلُوبِهِمْبر دلهاى ايشانأَكِنَّةًپوششهاأَنْ يَفْقَهُوهُتا فهم نه‌كنند آن راوَ فِي آذانِهِمْو نهاده‌ايم در گوشهاى ايشانوَقْراًگرانى تا حق نشنوندوَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍو اگر ببينند هر معجزه كه از تو مىطلبندلا يُؤْمِنُوا بِهاايمان نمىآرند بدان از فرط عناد و استحكام تقليد در ايشان و تكذيب ايشان به‌غايت رسيدهحَتَّى إِذا جاؤُكَتا چون بيايند به تويُجادِلُونَكَجدال و خصومت كنند با تويَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواگويند آنها كه كافراندإِنْ هذانيست اين كتاب توإِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَمگر افسانه پيشينيانوَ هُمْايشان يعنى كافرانيَنْهَوْنَ عَنْهُبازميدارند مردمان را از ايمان برسولوَ يَنْأَوْنَ عَنْهُو دور مىشوند به نفس خود ازو يعنى نه خود ايمان مىآرند و نه ديگرى را مىگذارند و گفته‌اند اين آيت در شان ابو طالبست و معنى آنكه نهى مىكند دشمنان را از تعرض رسول ص به حمايت و خود از دين او دورى مىجويدوَ إِنْ يُهْلِكُونَو هلاك نمىكنند بدين عملإِلَّا أَنْفُسَهُمْمگر نفسهاى خود راوَ ما يَشْعُرُونَو نمىدانند كه ضرر ايشان به غير ايشان تعدّى نمىكندوَ لَوْ تَرىو اگر به بينى ايشان راإِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِچون بازداشته شده باشند در آتش هر آئينه بينى امرى در غايت شناعت و ايشان را مشاهده كنى كه از سختى عذاب فرياد مىكنندفَقالُواپس مىگوينديا لَيْتَنا نُرَدُّكاشكى ما بازگردانيده شويم به دنياوَ لا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّناو تكذيب نه كنيم آيات پروردگار ما راوَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَو باشيم از جمله باوردارندگانبَلْنه چنان است كه ايشان مىگويند چون به دنيا روند مؤمن باشند بلكه بر همان كفر خواهند بود و اين اقرار توحيد حالى براى آنست كهبَدا لَهُمْظاهر شده است مر ايشان راما كانُوا يُخْفُونَآنچه بودند كه مىپوشيدند از كفر و معاصىمِنْ قَبْلُپيش ازين در دنيا چون امروز به شهادت جوارح بر ايشان ظاهر و ثابت شد اعتذار مىكنند و تمناى رجوع به دنيا دارندوَ لَوْ رُدُّواو اگر ايشان را بازگردانيده شودلَعادُواهر آئينه بازگردند .لِما نُهُوا عَنْهُبسوى آن چيزى كه نهى كرده شده‌اند از ان يعنى شرك و عصيانوَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَو به درستى كه ايشان دروغ‌گويانند در وعده ايمان و چون اين آيت‌ها در وعيد قيامت بر كافران خوانده شده بعث و نشر را منكر شدند .