6 / 2
اوست آنكه بيافريد شما را از گل باز مقرر كرد وقت مرگ را و مدتى معينست نزديك او و باز شما شك مىكنيد ( 2 )
6 / 3
و اوست خدا در آسمانها و در زمين مىداند پنهان شما و آشكار شما و مىداند آنچه عمل مىكنيد ( 3 )
6 / 4
و نمىآيد به كافران هيچ نشانهء از نشانهائى پروردگار ايشان الا ازان روگردان شدند ( 4 )
6 / 5
پس ثابت شد كه ايشان به دروغ نسبت كردند سخن راست را چون بيامد به ايشان پس خواهد آمد به ايشان خبرهائى آنچه بوى تمسخر مىكردند ( 5 )
شرح
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْاوست آن كسى كه بيافريد پدر شما رامِنْ طِينٍاز گل يا ابتدا كرد خلقت شما را از طين يعنى ابو البشر را از ان مخلوق ساختثُمَّ قَضى أَجَلًاپس حكم فرمود مدتى را كه چون بسر آيد مرگ برسدوَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُو مدتى نام برده و معين شده نزديك اوست كه كسى نداند و بعد از گذشتن آن قيامت قائم باشدثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَپس شما شك مىآريد اى مشركان با وجود اين آيت در بعث يعنى بعد از آنكه ثابت شد كه به دو خلقت خلق از دست پس شك نيايد آورد كه معاد خلق بدوستوَ هُوَ اللَّهُو اوست خداوند و معبود مطلقفِي السَّماواتِ وَ فِي الْأَرْضِدر آسمانها و زمينها و همه را جزا و خداى نيستيَعْلَمُ سِرَّكُمْمىداند آنچه پنهان شماست يعنى آنچه در دل مخفى داريدوَ جَهْرَكُمْو آنچه آشكارى شما است يعنى به زبان مىآريدوَ يَعْلَمُ ما تَكْسِبُونَو مىداند آنچه مىكنيد از خير و شر شما را بر آن جزاء خواهد داد و در فتوحات آورده كه سر كم اشارت است به نسبت باطنى انسان جهركم عبارت از نسبت ظاهرى اوست صاحب بحر الحقائق آورده كه مراد از سر سر خلافتست كه در انسان وديعت نهاده و جهر صفات حيوانى و احوال نفسانى اوست و حقيقت آنست كه آدمى را صورتيست جسمانى و معنى روحانى بجسم از عالم خلق است و بروح از عالم امر سرش از مرتبه امر شود و جهرش از مرتبه خلق و در نقد الفصوص فرموده كه انسان مرآتيست ذات وجهين در يك رويش خصائص ربوبيت پيدا و در ديگر رويش نقائص عبوديت هويدا چون بخصائص ربوبيت نگرى از همه موجودات بزرگوارترست و چون نقائص عبوديت شمرى از همه كائنات خوار و بىمقدارترست رباعىچون در خود از اوصاف تو يابم اثرى * حاشا كه بود نيكتر از من دگرىو اندم كه فتد به حال خويشم نظرى * در هر دو جهان نباشد از من تبرىپس حق سبحانه و تعالى مىفرمايد كه من اسرار خصائص شما در مرتبه غيب مىدانم و آثار نقائص شما را در عالم شهادت مىشناسم و ديگر مىدانم آنچه شما مىكنيد از عملى كه سبب ترقى باشد بر درجات انسانيت يا موجب تنزل به دركات حيوانيت و دانستن ( اين و آن سالك را بر آن دارد كه باصلاح و تزكيه اعمال مشغول شده از حضيض استيفاى حظوظ حيوانى بذروه استيناس نعيم روحانى متصاعد گردد ) نظمحيف باشد كه عمر انسانى * چون بهايم بخواب و خور گذردآدمى مىتواند از كوشش * كز فرشته بفضل درگذردوَ ما تَأْتِيهِمْ مِنْ آيَةٍو نمىآيد به كافران آيتىمِنْ آياتِ رَبِّهِمْاز آيات پروردگار ايشان يعنى قرآن يا ظاهر نمىشود بديشان معجزه چون انشقاق قمر و انقلاع شجر و غير آنإِلَّا كانُوامگر كه هستندعَنْها مُعْرِضِينَاز ان آيت و معجزه اعراضكنندگانفَقَدْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّپس به درستى كه به دروغ داشتند قرآن رالَمَّا جاءَهُمْآن هنگام كه آمد بديشانفَسَوْفَ يَأْتِيهِمْپس زود باشد كه بيايد بديشان يعنى ظاهر شود بر ايشانأَنْباءُ ما كانُوا بِهِخبرهاى آنچه بودند كه بدانيَسْتَهْزِؤُنَاستهزا مىكردند و ظهور آن در دنيا بوقت نزول عذاب بود بديشان يا بهنگام ارتفاع رايات اسلام و اقتدار و شوكت ملازمان سده سينه خير الانام عليه السلام و ظهور آن اخبار بر كافران در آخرت روشن است .